
گاوبانگی کاکاییها (قسمت پایانی)
کاری از مهام میقانی
تهیهکننده: رامین سپاسی
ضبط و تدوین: کاوه صالحی
ضبط، تدوین و طراحی صدای قسمتهای اول تا سوم: مانی محبعلی
طراحی پوستر: مینا قاسمی
ویراستار: نگین نجاری
اعلان: هاله متولی
گویندگان: فرناز زهری، فاطمه نمکی، نسیم شجاعی، نگین نجاری و مانی محبعلی
ضبط افکت: مهام میقانی، محمود امین
همراهان: شهاب انوشا، میلاد شجره، انوشیروان آریا، حسین سبحانی، فاطمه دهنمک و محمود امین
نویسنده، راوی و طراح صدا: مهام میقانی
دربارهی قسمت آخر:
و سرانجام قسمت پایانی! آیا نقیبی موفق شده است یا یافتن کتایون هم مثل دوری از اعتیاد، به شکست دیگری در زندگی او تبدیل میشود؟ اما ماجرا به هر فرجامی که رسیده باشد خداحافظی با نقیبی دستکم برای مدتی قطعی است. اگرچه خداحافظی دردناک است، اما میدانم که باید این کار انجام شود و اکنون زمان آن رسیده است که دور از هم ادامه دهیم. من برای ساختن فصل دوم "پیادهرویهای طولانی" راهی خواهم شد و نقیبی ماموریتی در پیش دارد بسیار خطیرتر از آنچه در این فصل -موفق و ناموفق- از سر گذرانده. خداحافظ دوست من، باشد که روزی به زودی مسیرهای ما دوباره به هم برسند! اما بدرود اصلی، آن خداحافظی که رد خود را برای همیشه باقی خواهد گذاشت با شما رفقایی است که چهارده هفته "گاوبانگی کاکاییها" را دنبال کردید. "رُمن رولان" در پایان چهار جلد جان شیفته، زخمهایی را که در مسیر نوشتن رمان متحمل شد به همسرش تقدیم کرد. اجازه دهید من هم تنها دارییام، زخمهایم را، که در این شش ماه نوشتن این داستان برداشتم به شما تقدیم کنم چون جز این زخمها چیزی ندارم گرچه نه فیل هوا کردهام و نه شاخش را شکستهام و در نهایت این فقط یک داستان جنایی بود که هنوز برای بسیاری طنین یک داستان پیشپا افتاده را دارد. شما با داستان نقیبی دلگرم شدید؛ نگران ِاو شدید، برای دقایقی از اضطراب این روزها جدا شدید، خندیدید، گریستید، من را ستودید، از من دلسرد شدید، داستان نقیبی و جلیل سرگرمی این روزهایتان شد، از ادامهی ماجرا ناامید شدید، من را نویسندهی خود دانستید، به صداقت من شک کردید، سرافکنده با نقیبی همدل شدید، مفتخرانه او را تقبیح کردید و با تمام اینها از ادامه دادن داستان دست نکشیدید. شما به من هویت بخشیدید؛ اجازه دادید نویسندهی همزبانتان هر هفته به گوشهای شما، به قلبهای شما راه پیدا کند و نقصهایش را مثل نان ِنانوایی که ممکن است روزی زیادی خشک یا خمیر از آب درآید بخشیدید. من اما در مجاورت تنور میمانم، آتشش را خاموش نمیکنم و چون عادت کردهام به جای نان روی هوا انگشت فرو میبرم گو اینکه نانوای محل پیانیست شده باشد یا در حال تایپ کردن باشد چرا که از صمیم قلب امیدوارم دوری ما بسیار کوتاه باشد و این بار با داستان دیگری هم را ملاقات کنیم. به امید دیدار و تا آن موقع مواظب خودتان و آنهایی که دوستشان دارید باشید.
دربارهی سریال گاوبانگی کاکاییها
نه سال پس از وقایع «آخرین دکه تا تهران»، در اولین روزهای بهار ۱۳۹۶، کارآگاه خصوصی، ابراهیم نقیبی، اینبار با «گاوبانگی کاکاییها» بازمیگردد. او در نه سال گذشته، از پسِ اختلافی جدی با کارفرما و دوست سابق خود، سرهنگ مسبوقی، نهتنها دیگر با وی در ارتباط نبوده، بلکه پروندهای نیز به عهده نداشته است.
اما در ابتدای دیماه ۱۴۰۴، اتفاقی در یک هنرستان دخترانه در محلهٔ سیدخندان تهران رخ میدهد که پای نقیبی را، پس از سالها، به سیدخندان ـ که دیگر محل زندگی او نیست ـ باز میکند.
دختری به نام کتایون جواهری، که بههمراه دو دوست خود، ملینا و سحر، در کلاس یازدهم هنرستان «گلهای دانش» تحصیل میکرده، در حالی که در مدرسه حضور داشته و شواهد موجود نشانی از خروج او از ساختمان مدرسه ندارد، گم شده است. پدر او، به دلایلی نامعلوم، اصرار دارد نقیبی، پیش از خبردار شدن پلیس از این ماجرا، پرونده را با سالم پیدا کردن کتایون ختم به خیر کند.
این در حالی است که نقیبی، که اعتیاد خود را ترک کرده، مایل است برای بهتر شدن شرایط زندگی «محمد» کاری انجام دهد. محمد همان پسر نوجوان «آخرین دکه تا تهران» است که توسط عموی خود مورد تعرض قرار میگرفت و چیزی نمانده بود به عضویت در باند «جلیل» درآید. نه سال پیش، نقیبی ترتیبی داده بود که بهزیستی مسئولیت این نوجوان سرگشته را به عهده گیرد، اما محمد حالا مردی جوان، بیستوسهساله، است که در یک مکانیکی، نهچندان دور از هنرستان «گلهای دانش»، کار میکند.
حالا، اما، او در کشاکش این پرونده، خبر تازهای نیز برای نقیبی دارد؛ خبری که گذشتهای نهچندان دور را زنده میکند.
مختصری دربارهٔ شخصیت کارآگاه نقیبی
کارآگاه خصوصی، ابراهیم نقیبی، که پنجاهوچند ساله است و اکنون با پروندهای تازه در «گاوبانگی کاکاییها» روبهروست، پیش از این در سه کتاب دیگر نیز حضور داشته است.
نخستین کتابی که توسط آن، کارآگاه نقیبی معرفی شد، «در سیدخندان کسی را نمیکشند» نام داشت که در زمستان ۱۳۹۶ منتشر شد. بار دوم، نقیبی در «پروندهٔ کارآگاه عاشق: قتلهای زنجیرهای عباسآباد» ظاهر شد. این کتاب در پاییز ۱۴۰۰ منتشر شد.
در زمستان ۱۴۰۲، فیدیبو اولین سریال صوتی خود را به پروندهای دیگر از ابراهیم نقیبی اختصاص داد؛ «آخرین دکه تا تهران» که مورد استقبال کاربران زیادی قرار گرفت، حالا ادامهٔ وقایع خود را در «گاوبانگی کاکاییها» دنبال میکند.
به این ترتیب، نقیبی تا امروز در چهار اثر حضور داشته است. سیر آشنایی با کارآگاه ابراهیم نقیبی و لذت بردن از داستانهای او، لزوماً وابسته به آغاز از اولین کتاب مجموعهٔ پروندههای او نیست و شما میتوانید از هر یک از این چهار اثر شروع کنید و با نقیبی همچراه شوید.
با این حال، حضور شخصیتهای مشترک در دو سریال صوتی اختصاصی فیدیبو، که نقیبی در آنها حضور دارد، شنیدن هر دو مجموعه را لذتبخشتر خواهد کرد.
نقیبی کارآگاه رسمی پلیس نیست و بهسبب آشنایی و سپس دوستی با یک بازرس رسمی ادارهٔ آگاهی، وارد پروندههای جنایی شده است. او، که از راه ترجمه و تدریس زندگی خود را میگذراند، پس از جدایی از همسرش، نگار، کار مخفیانهٔ خود را جدیتر دنبال میکند؛ اما خیلی زود به دکتر لیلی مختارباف، متخصص پزشکی قانونی، دلباخته میشود و حرفهٔ ثانویهاش ـ و خیلی زود، تمام زندگیاش ـ تحت تأثیر قرار میگیرد.
نقیبی در «گاوبانگی کاکاییها»، پس از نزدیک به نه سال دوری از شغل غیررسمی و رازآلود خود، به عرصهٔ تجسس بازمیگردد.
**برای سریال صوتی گاوبانگی کاکاییها یک کانال اصلاعرسانی در پیامرسان تلگرام با عنوان لاتین
Gavbangi
تاسیس شدهاست که شما میتوانید با عضویت در این کانال مطالب تکمیلی، موسیقیها و ویدئوهای مرتبط با هر قسمت را بیابید. **
| فرمت محتوا | mp۳ |
| حجم | 127.۲۸ کیلوبایت |
| مدت زمان | ۰۲:۱۵:۴۶ |
| نویسنده | مهام میقانی |
| گوینده | مهام میقانی |
| ناشر | فیدیبو |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۴/۱۷ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |