فیدیبو

صادق هدایت

«صادق هدایت» طلایه‌دار ادبیات معاصر ایران است. تاثیر عمیقی که او در جریان روشن‌گری و داستان‌نویسی مدرن ایران گذاشته، در نویسندگانی مانند غلامحسین ساعدی، هوشنگ گلشیری و عباس معروفی دیده می‌شود. هدایت فقط نویسنده یا به‌قول خودش میرزابنویس نبود. او مانند مکتبی ادبی و انسانی است که پیروان خاص خودش را دارد. صادق هدایت یکی از معدود نویسنده‌های ایرانی است که مرزهای زبانی و جغرافیایی را شکسته و طرفداران زیادی در سراسر دنیا دارد. بوف کور، بهترین حدیث نفس هدایت، یکی از بهترین و ماندگارترین آثار او در ادبیات ایران و جهان است.

اینفوگرافی تولد تا مرگ صادق هدایت

دانلود کتاب های صادق هدایت

اینفوگرافی تولد تا مرگ فروغ فرخزادشاعر زن ایرانی

زندگینامه صادق هدایت

هدایت آرام و در عین حال بی‌قرار از همان کودکی از رسم و رسومات اشرافی‌مآبانه‌ی خانواده‌ی خود دوری می‌کرد. تا جایی که تا سال‌ها بعد همچنان یکی از مخالفان سرسخت نظام بورژوازی بود و درعین‌حال، از زیاده‌روی و افراط مردم در دین و فقر درویش‌مسلکی آن‌ها بیزار بود. روحیات انسانی در او از همان کودکی به حدی بود که در جوانی گیاه‌خوار شد. کسانی که حیوانات را آزار می‌دادند و طبیعت را ویران می‌کردند، در نظر او هیچ جایگاه ارزنده‌ای نداشتند. او حتی کتابی در این‌باره نوشته که در آن می‌گوید اگر انسان بخواهد دست از جنگ بردارد، باید اول دست از کشتن و خوردن حیوانات بردارد. هدایت سرشار از عشق به ایران بود. تا جایی که جزو نخستین کسانی شناخته می‌شود که در مکتب ناسیونالیست ایرانی فعالیت کرده ‌است. او به هند سفر کرد و از یکی از برجسته‌ترین پارسیان دانشمند هند، بهرام گور انکلساریا، زبان پهلوی را آموخت. نتیجه‌ی این سفر ترجمه‌ی کارنامه‌ی اردشیر بابکان و زند وهومن یسن از زبان پهلوی به فارسی است.

کتاب‌ها و آثار هدایت آینه‌ی تمام‌نمای افکار و اندیشه‌ی اوست. برای هدایت قلم و کاغذ، مجالی بود تا کمی از دنیا و آدم‌هایش دور شود. چند کلمه‌ای بنویسد و روح بی‌قرار و پریشانش را تسکین دهد. او در دل داستان‌هایش از هر دری صحبت کرده است، وضعیت سیاسی و اجتماعی، جهل و عقب‌ماندگی مردم، تعصب و زیاده‌روی در دین و مذهب، همه در آثارش دیده می‌شود. رئالیسم که در آن زمان سبک معمول نویسندگان بود، در آثار هدایت حال‌وهوای متفاوتی پیدا می‌کند. تک‌گویی‌ها و وصف‌حال‌های هدایت در آثارش آنقدر عمیق و گاهی انتزاعی می‌شود که به سبک سوررئال پهلو می‌زند. او کسی است که صدها سال جلوتر از دوران خودش زندگی می‌کرد. هدایت از دیدن وضعیت کشور و زندگی مردم عذاب می‌کشید. با این‌که در خانواده‌ای سرشناس و قدرت‌مند به‌دنیا آمده بود، شناخت عمیق و کاملی از سبک زندگی مردم کوچه و خیابان داشت. او طوری مشکلات و مسائل زندگی مردم عادی را بررسی می‌کرد، که انگار سال‌ها در میان آن‌ها زندگی کرده است. درواقع هدایت با مردم و دور از آن‌ها زندگی می‌کرد. او انزوا در دنیای ناشناخته و تنهای خودش را به هر سبک زندگی، چه اشرافی و چه ریاضتی، ترجیح می‌داد. با این حال، هرگز از حال و روز مردم غافل نمی‌شد و برای بهبود شرایط زندگی و باز کردن ذهن مردم تمام تلاشش را می‌کرد. فعالیت‌های روشن‌گرانه‌ی هدایت منجر به تشکیل گروهی به نام گروه ربعه شد. کسانی مانند نیما یوشیج، مجتبی مینوی، پرویز ناتل خانلری، شین پرتو و عبدالحسین نوشین از اعضای این گروه بودند. هدایت حتی در جمع چنین افراد اندیشمند و بزرگی، جایگاه متفاوتی داشت. تاجایی که مینوی در کتاب یادبود هدایت می‌گوید: «ما با تعصب جنگ می‌کردیم و برای تحصیل آزادی می‌کوشیدیم و مرکز دایره‌ی ما صادق هدایت بود».

هدایت با این که در دانشگاه‌ بلژیک ریاضی می‌خواند، درسش را نیمه‌کاره رها کرد. او به ایران برگشت و در بانک ملی مشغول به کار شد. کار در بانک صادق را فرسوده و ملول کرده بود. او نگاه انتقادی شدیدی به نظام کار و ادارات دولتی داشت. برای او کار کردن با بانک فرقی با کارگری در معدن نداشت. تاجایی که به دوستانش نامه‌هایی سراسر شکایت و نارضایتی از روزگار نوشت. ورود متفقین به ایران برای هدایت فرصتی بود تا فعالیت‌های سیاسی‌اش را به‌شکل رسمی آغاز کند. او مانند بسیاری از روشن‌گران دوران، به حزب توده پیوست. اما پس از پایان جنگ جهانی دوم و ناامیدی از توده‌ای‌ها، نسبت به شرایط بدبین‌تر شد. او حالا خسته‌تر از آن بود که برای ارزش‌هایی مانند خرافه‌ستیزی، استبدادگریزی و روشن‌اندیشی، مبارزه کند. شرایط سخت زندگی برای هدایت چاره‌ای جز خودکشی باقی نگذاشت. او دو بار خودکشی کرد. اولین بار خود را در رود مارن فرانسه انداخت که قایق‌رانان او را نجات دادند. او با طنزی شیرین و درعین‌حال گزنده‌ در نامه‌ای به برادرش می‌گوید «یک دیوانگی کردم که به خیر گذشت». خودکشی دوم او در پاریس اتفاق افتاد، که این بار موفق بود و اگر می‌توانست حتما بعد از خودکشی پیامی با همان طنز معروفش برای زنده‌ماندگان می‌نوشت. هدایت حتی در مرگش هم صاحب‌سبک و پیشرو است. او در آپارتمانش با گاز به زندگی خودش پایان داد و اولین نویسنده‌ی ایرانی است که تابه‌حال خودکشی کرده است.

صادق هدایت در شرح حالی که خودش نوشته، تصویر جدید و متفاوتی از خودش را نشان داده است: «شرح حال من هیچ نکته‌ی برجسته‌ای در برندارد. نه پیش‌آمد قابل توجهی در آن رخ داده، نه عنوانی داشته‌ام، نه دیپلم مهمی در دست دارم و نه در مدرسه شاگرد درخشانی بوده‌ام، بلکه برعکس همیشه با عدم موفقیت روبه‌رو شده‌ام. در اداراتی که کار کرده‌ام، همیشه عضو مبهم و گمنامی بوده‌ام و روسایم از من دل خونی داشته‌اند. به‌طوری‌که هر وقت استعفا داده‌ام با شادی هذیان‌آوری پذیرفته شده‌است. روی‌هم‌رفته موجود وازدهی بی‌مصرف قضاوت محیط درباره‌ی من می‌باشد و شاید هم حقیقت در همین باشد».

(نمایش بیشتر)
اینفوگرافی تولد تا مرگ هوشنگ ابتهاج

آلبوم تصاویر صادق هدایت

دیگر نویسندگان