پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب گروه محكومين

کتاب گروه محكومين

نسخه الکترونیک کتاب گروه محكومين به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

معرفی کامل کتاب گروه محكومين را رایگان بشنوید

نقد و بررسی کتاب گروه محكومين

«همین که به دنیا آمدیم، در معرض داوری قرار می‌گیریم و سرتاسر زندگی ما مانند یک رشته کابوس است که در دندانه‌های چرخ دادگستری می‌گذرد. بالاخره مشمول مجازات اشد می‌گردیم و در نیمه روز خفه‌ای، کسی که به نام قانون ما را بازداشت کرده بود، گزلیکی به قلبمان فرو می‌برد و سگ کش می‌شویم..» این‌ها جملات «صادق هدایت» در پیام کافکاست؛ پیشگفتاری که هدایت برای گروه محکومین کافکا نوشته است. گروه محکومین داستان کوتاهی از فرانتس کافکاست  که سرنوشت انسان را به شکلی نمادین به تصویر کشیده است.

درباره گروه محکومین

فرانتس کافکا داستان کوتاه  گروه محکومین را سال 1914 در آلمان نوشت و چهارسال بعد آن را بازنویسی کرد و سر انجام سال 1919 آن را به ناشر سپرد. گروه محکومین از محدود آثار کافکاست که زمان حیاتش منتشر شده است.

 فرانتس كافكا  در گروه محکومین با زبانی ساده اما توصیفاتی هولناک جامعه‌ای خلق کرده و به شکل نمادین تلاش کرده است دیدگاهش را درباره‌ی انسان، زندگی و مرگ و اختیاراتش به تصویر بکشد. فرانتس کافکا توانسته است تصویری به یادماندنی رقم بزند و کم‌تر کسی است که با خواندن این کتاب به فکر فرو نرود و بتواند جزئیاتش را از خاطر ببرد.

 کتاب گروه محكومين به زبان آلمانی نوشته شده و اولین بار سال 1941 «یوجین ژولاس» آن را به انگلیسی برگردانده است. پس از آن گروه محکومین در کشورهای زیادی ترجمه شد و در سراسر دنیا توجه‌های زیادی را به خود جلب کرد.

خلاصه داستان گروه محکومین

گروه محکومین در جزیره‌ای بی‌نام می‌گذرد، جزیره‌ای که در سراسر داستان سرزمین محکومین نامیده شده است. جوی کاملا نظامی بر جزیره حکم فرماست و همه‌ی احکام دستورات  مطلقند. داستان با صحنه‌ای آغاز می‌شود که محکومی را به سوی ماشین اعدام می‌برند. ماشین اعدام را فرمانده‌ی سابق جزیره اختراع کرده است. اعدام به شیوه‌ای دردناک و غیر قابل باور اتفاق می‌افتد و کافکا با جزئیاتی ترسناک و هراس انگیز تمام صحنه‌ها را در گفت‌وگوی میان شخصی جهانگرد که گزارش به این سرزمین افتاده، با افسر مسئول اعدام شرح می‌دهد.

نقد و بررسی گروه محکومین؛ سرنوشتی دردناک برای انسان

گروه محکومین اثری است که مخاطبان و خوانندگان و منتقدان عکس‌العمل‌های متفاوتی به آن نشان داده‌اند. از آنجایی که داستان به شکلی نمادین نوشته شده است تفسیرهای طول و درازی بر آن نوشته شده است و افراد بسیاری تلاش کرده‌اند که اندیشه‌های کافکا به درستی و کامل از آن برداشت کنند.

شهریار زرشناس، روزنامه نگار و پژوهشگر ادبیات نقدی بر این کتاب نوشته است و زوایای مختلف آن را بررسی کرده است. این نقد که پرتال جامع علوم انسانی آن را منتشر کرده است، به طور کلی درباره‌ی چرایی فراگیری آثار کافکا صحبت می‌کند و گروه محکومین را به عنوان مثالی برای نقد اندیشه‌های کافکا به کار می‌برد. در بخشی از این نقد آمده است: «داستان گروه محکومین کافکا، به لحاظ ادبی واقعا چیز ارزشمندی ندارد. نه یک سوژه‌ی درست و حسابی داد و نه یک موضوع خاص و نه یک پرداخت داستانی نیرومند. به یک اعتبار، بیان سادیسمی است که در وجود کافکا موج می‌زند... » در بخش دیگری از این نقد زرشناس به جنبه‌ی دیگری از داستان اشاره می‌کند: «بعضی از این داستان نتیجه گرفته‌اند که کافکا یک حرف ضد استعماری زده. اما کاملا معکوس است. فکر می‌کنم که کافکا استعمار و حضور استبدادهای کهن آن جوامع را کوبیده، اما استعمار نو را تایید کرده است.»

اثر گذاری گروه محکومین؛ از موسیقی تا بازی ویدئویی و آثار دیگر نویسندگان

گروه محکومین شاید داستان کوتاهی باشد اما بسیار تاثیرگذار عمل کرده است. «فرانک زاپا»  موسیقی‌دان آمریکایی در یادداشت‌های آلبوم «ما فقط برای پول اینجا هستیم» خواندن این داستان کوتاه را پیش از گوش دادن موسیقی«megaphone of destiny plated chrome» توصیه کرده است. همچنین ایان کورتیس در نوشتن آهنگ «کلونی» از این داستان کوتاه الهام گرفته است. گروه موسیقی کانادایی «وومن» نیز آهنگی به نام گروه محکومین در میان آثارش دارد که به کتاب کافکا اشاره دارد.

در رمان «سایه‌ی یک شکنجه گر» اثر ژنه ولف نیز از دستگاه اعدامی که در داستان کافکا آمده است الهام گرفته شده است. حتی بازی ویدئویی‌ مشهور «رزیدنت اویل» که در ایران به نام «اقامتگاه» شیطان نیز شناخته می‌شود تحت تاثیر این داستان کافکا بوده و جزیره‌ای به نام «جزیره‌ی مجازات» در آن طراحی شده است.

ردپای داستان گروه محکومین را حتی در رمان «کافکا در کرانه» اثر هاراکی موراکامی می‌توانیم ببینیم.

درباره کافکا؛ پوچ انگاری در زوایای مختلف زندگی 

کافکا نویسنده‌ی آلمانی زبان یهودی سال 1883 در پراگ، پایتخت امروزی جمهوری چک به دنیا آمد. آن زمان مردمان مختلفی از سرزمین‌های گوناگون در پراگ زندگی می‌کردند و این شهر به نوعی محل برخورد فرهنگ‌ها و تمدن‌های مختلف بود. کسانی مانند صادق هدایت این محیط را عامل پرورش شخصیتی چون کافکا دانسته‌اند. نکته‌ی قابل توجه دیگر در زندگی کافکا، پدرش است. پدری که کافکا تمام عمرش از او ترسیده و زیر سایه‌ی وحشت از او زندگی کرده است. کافکا پس از پایان تحصیلات متوسطه در دانشگاه به رشته‌ی حقوق روی آورد. هدف او از تحصیل بیشتر دستیابی به استقلال و زندگی شخصی و رهایی از زندگی با پدرش بود. او در دانشکاه پراگ دکترای حقوق گرفت و مدتی نیز در صنعت بیمه مشغول به کار بود.

کافکا زندگی عاطفی چندان موفق نبود و روابط خوبی را تجربه نکرد. تعداد دوستان او نیز بسیار محدود بود و البته از میان همین محدود افراد «ماکس برود»  بعدها وصی او شد و کافکا تمام آثارش را به او سپرد. فرانتس کافکا علاقه‌ای به چاپ آثارش نداشت و بسیاری از آن‌ها را خودش پیش از مرگ سوزاند. او همچنین از برود خواست که آثاری که در اختیارش است را بسوزاند. ماکس برود به این وصیت عمل نکرد و بسیاری از آثار کافکا پس از مرگش منتشر شد.

فرانتس کافکا در چهل سالگی به سل مبتلا شد و سال 1924 بر اثر این بیماری در آسایشگاه مسلولین درگذشت.

آثار کافکا؛ درباره انسان

کافکا در میان آثارش سه رمان بلند دارد، قصر، محاکمه و آمریکا رمان‌های بلند این نویسنده‌اند. کافکا هیچ کدام از این کتاب‌ها را به پایان نرسانده است. اثر بسیار معروف دیگر کافکا که در ایران چندین بار ترجمه و منتشر شده است کتاب مسخ است که طرفداران بسیار زیادی دارد و به چاپ‌های متعدد رسیده است. سایت فیدیبو امکان دانلود کتاب الکترونیکی بسیاری از آثار کافکا را فراهم کرده است، چندین ترجمه از «مسخ»، «محاکمه»، «نامه به پدر»، «دیوار چین» و«بلوم فلد؛ عزب میان سال » در فیدیبو در دسترسند.

پیام کافکا؛ وصیت‌نامه‌‌ی ادبی صادق هدایت

پیام کافکا نوشته‌ی کوتاهی از صادق هدایت داستان نویس بزرگ معاصر و خالق آثاری همچون بوف کور و سگ ولگرد است. پیام کافکا را وصیت‌نامه‌ی ادبی صادق هدایت، می‌دانند. هدایت پس از پیام کافکا اثر دیگری در کارنامه ندارد.

صادق هدایت که اندیشه‌های مشترکی با کافکا داشت در این نوشته به شخصیت کافکا، تفکرات و تحلیل آثار او پرداخته است. نیست انگاری موضوعی‌است که در آثار کافکا و هدایت به شکل برجسته‌ی به چشم می‌خورد، این دو نویسنده با اینکه در بسترهای فرهنگی متفاوتی و با دغدغه‌های مختلفی رشد پیدا کرده‌اند اما درونمایه‌ی اندیشه‌هایشان بسیار به هم نزدیک است.

گروه محکومین به فارسی

اولین بار ترجمه‌ی گروه محکومین سال 1327 در ایران منتشر شد. این کتاب در دوقسمت نوشته شده بود. قسمت اول آن به نوشته‌ی پیام کافکای صادق هدایت اختصاص داشت و قسمت بعدی آن ترجمه‌ی حسن قائمیان از داستان کوتاه گروه محکومین بود. این ترجمه را انتشارات های مختلفی همچون امیرکبیر و نگاه در طی سال‌های مختلف تجدید چاپ کرده‌اند.

گروه محکومین با ترجمه‌ی مرضیه خسروی و نام «جزیره‌ی محکومین» نیز در بازار کتاب ایران موجود است. خرید و دانلود کتاب الکترونیکی این ترجمه از فیدیبو نیز ممکن است.

همچنین خرید دانلود پی دی اف(pdf) کتاب گروه محکومین با ترجمه‌ی هدایت و حسن قائمیان که انتشارات مجید چاپ مجدد آن را به عهده گرفته است در همین صفحه ممکن است.

در بخشی از کتاب گروه محکومین می‌خوانیم

فحشی تک زبانش بود، ولی افسر جلوی خود را گرفت؛ فقط گفت: «من اطلاع نداشته ام، تقصیر با من نیست. وانگهی من برای توضیح روشهای دادگستریمان از هرکس دیگر بیشتر صلاحیت دارم؛ زیرا من اینجا...» دستش را روی سینه به پشت جیب درونی نیم تنه خود زد: «من اینجا تمام نقشه‌های دست نویس فرمانده سابق را دارم.»

سیاح پرسید: «نقشه‌های دست نویس خود فرمانده؟ پس او همه هنرها را در خود جمع کرده بود؟ او هم سرباز بود هم دادرس، هم مهندس، هم شیمی‌دان، هم طراح؟»

افسر سرش را حرکت داد و با نگاهی خیره و تحسین آمیز گفت: «بله، کاملا!» آنگاه دستهای خود را ورنداز کرد؛ به نظر او چندان پاک نیامدند که بشود آنها را به نقشه ها زد، پای تشت رفت و دوباره دستها را شست، سپس کیف چرمینی از جیب بیرون کشید و گفت: «حکم ما خشونت آمیز نیست؛ دارخیش همان امریه‌ای را که محکوم رعایت نکرده است بر بدن او می‌نویسد؛ مثلا بر بدن این محکوم- افسر محکوم را نشان داد- دارخیش خواهد نوشت، به مافوق خود احترام بگذار!»

سیاح نگاهی دزدیده به محکوم کرد. هنگامی که افسر با انگشت محکوم را نشان می‌داد، محکوم سرش را پایین انداخت. چنین به نظر می‌آمد که همه نیروی خود را به کار می‌برد تا مگر بتواند آنچه را می‌شنود حدس بزند؛ ولی جنبشهای لبان بادکرده‌اش که بر روی هم فشار می‌آورد، به خوبی نشان می‌داد که او نمی‌تواند از سخنان افسر چیزی بفهمد. سیاح بسی پرسشها داشت؛ ولی در حالی که به محکوم نگاه می‌کرد، فقط پرسید : «این آدم کیفر خود را می‌داند؟»

افسر گفت: «نه» و خواست در حال دنباله توضیحات خود را بگیرد؛ ولی سیاح توی حرفش دوید: «او حتی از کیفری که برایش تعیین کرده‌اند، خبر ندارد؟»

افسر دوباره گفت: «نه»، لحظه‌ای درنگ کرد. گویی منتظر بود.

مشخصات کتاب گروه محكومين

نظرات کاربران درباره کتاب گروه محكومين

نمونه های کتابها اصلا حرفه ای نیست بایستی از اول و وسط و آخر کتاب بخشی انتخاب شود نه اینکه مقدمه ها را قرار بدهید و هیچ بخشی از متن نباشد
در ۳ سال پیش توسط kho...van ( | )
ترجمه کتاب بسیار ارزنده هست. تقریبا نیمی از کتاب مقاله "پیام کافکا" از خود هدایت هست و نیمه دوم داستان "گروه محکومین".
در ۲ سال پیش توسط سروش قاسمی ( | )
ارزش خوندن رو داره
در ۴ ماه پیش توسط حمید احمدی ( | )
ترجمه های هدایت حرف نداره
در ۲ سال پیش توسط sam...i88 ( | )