
لئو تولستوی یکی از بزرگترین نویسندگان تاریخ ادبیات جهان متولد 1828 در خانوادهای اشرافی در روسیه به دنیا آمد. او نویسندهی شاهکارهایی مثل جنگ و صلح، آناکارنینا و مرگ ایوان ایلیچ است. نام او برای بسیاری از خوانندگان یادآور رمانهای بلند، شخصیتهای پیچیده، عشقهای ممنوع، میدانهای جنگ و پرسشهای سخت دربارهی زندگی است.
لئو تولستوی مادرش را وقتی دو ساله بود از دست داد. چند سال بعد وقتی نه سالش بود پدرش هم از دنیا رفت. برای همین دوران کودکیاش در جابهجایی میان خانه خویشاوندانش گذشت. تولستوی جوان، برخلاف تصویری که شاید امروز از یک نویسندهی کلاسیک در ذهن داریم، زندگی آرام و منظمی نداشت. مدتی در دانشگاه قازان درس خواند، اما تحصیل را جدی نگرفت و رها کرد. بعدتر بدهیهایی که بالا آورده بود و میل به تجربهی چیزهای جدید او را به قفقاز کشاند. جایی که همراه برادرش وارد ارتش شد و بعد در جنگ کریمه شرکت کرد.
تولستوی کنت بود و زمینهای زیادی داشت، در طبقهی اشراف زندگی میکرد و میتوانست تا پایان عمر در همان جهان امن و مجللش بماند. اما هر چه پیرتر شد، بیشتر از اشرافزادها و تجمل فاصله گرفت. شهرت ادبی برایش آرامش نیاورد. حتی موفقیت عظیم رمانهایش هم نتوانست او را کمی آرامتر کند.
روحیه معترض و پرسشگرش باعث شد او با کلیسای رسمی روسیه به مشکل بخورد و در سال ۱۹۰۱ کلیسای ارتدوکس او را طرد کرد. این اتفاق فقط یک اتفاق ساده نبود. نشانهی شکافی عمیق بود که میان ایمان شخصی او و نهاد رسمی دین افتاده بود.
مرگ تولستوی شبیه رمانهایش بود. در سالهای آخر عمرش، رابطهاش با خانوادهاش و مخصوصا با سوفیا، همسرش، پرتنشتر شده بود. او در 82 سالگی خانه را ترک کرد اما این سفر طولانی نشد. در مسیر بیمار شد و سرانجام در ایستگاه کوچک آستاپوفو از دنیا رفت.
لئو تولستوی کتاب های زیادی از خود به جا گذاشت. شاهکارهایی قطور، پیچیده و پر از شخصیت و اسمهای طولانی روسی.
جنگ و صلح مشهورترین کتاب لئو تولستوی و یکی از بزرگترین رمانهای تاریخ ادبیات است. این رمان در ظاهر دربارهی جنگهای ناپلئونی و جامعهی روسیه است، اما در عمق خود دربارهی خانواده، عشق، قدرت، تاریخ و معنای زندگی حرف میزند. تولستوی در این کتاب، زندگی چند خانوادهی اشرافی روس را در کنار میدانهای جنگ قرار میدهد و نشان میدهد تصمیمهای بزرگ تاریخی چطور وارد اتاق پذیرایی خانهها، ازدواجها، دوستیها و ترسهای شخصی آدمها میشوند.
درست است که نام تولستوی روی جلد کتاب جنگ و صلح است اما سوفیا، همسر تولستوی، بود که رمان را بارها بازنویسی کرد چون دستخط تولستوی سختخوان بود. کتاب صوتی جنگ و صلح را در فیدیبو بشنوید.
آنا کارنینا یکی دیگر از شاهکارهای لئو تولستوی است. رمانی دربارهی عشق، ازدواج، خیانت، قضاوت اجتماعی و طرد شدن. تولستوی در این کتاب فقط داستان زنی عاشق را روایت نمیکند. او جامعهای را نشان میدهد که از بیرون منظم، اخلاقی و باشکوه است، اما در درونش پر از ریاکاری، دروغ، اضطراب و قضاوت است. آنا زیر نگاه دیگران زندگی میکند. نگاهی که گاهی از خود خطای آنا سنگینتر است. همین است که رمان را هنوز زنده نگه داشته. چون مسئلهی آنا فقط مربوط به روسیهی قرن نوزدهم نیست. هنوز هم آدمها زیر فشار تصویر اجتماعی، انتخابهای عاطفی، قضاوت عمومی و ترس از رسوایی زندگی میکنند.
نسخه صوتی آناکارنینا را بشنوید.
آنا کارنینا از آن شخصیتهایی است که سینما بارها به سراغش رفته است. از نسخههای قدیمیتر تا فیلم آناکارنینا که سال ۲۰۱۲ به کارگردانی جو رایت و بازی کیرا نایتلی، جود لا و آرون تیلور-جانسون ساخته شد.
آناکارنینا بارها و بارها در سالنهای تئاتر اجرا رفته.
اگر تا به حال کتابی از تولستوی نخواندید پیشنهاد میکنم با مرگ ایوان ایلیچ شروع کنید. مرگ ایوان ایلیچ کوتاه و تاثیرگذار است. داستان مرگ ایوان ایلیچ دربارهی مردی موفق و محترم است که ناگهان میفهمد چیزی به مرگش نمانده. ایوان ایلیچ در ظاهر زندگی خوبی دارد. مدیری منظم است که هر روز سر کار میرود و همراه عروس و پسرش زندگی میکند. اما وقتی میفهمد مریض است و با مرگ فاصله زیادی ندارد ناگهان به خودش میآید و فکر میکند آیا واقعاً زندگی کرده؟ آیا ممکن است آدم تمام عمرش را طبق قواعد دیگران زندگی کند و فقط موقع مرگ بفهمد از خودش دور بوده؟
کتاب صوتی آناکارنینا را گوش بدهید.
از روی این کتاب بارها و بارها اقتباس شده. اما دو تا از این اقتباسها از همه معروفتر است.
رستاخیز از دیگر آثار تولستوی کمتر شناخته شده است و در واقع آخرین رمان بلند تولستوی محسوب میشود. رستاخیز داستان شاهزادهای به نام دیمیتری نخلودوف است که در دادگاه زنی را میبیند که سالها پیش او را عاشق خودش کرده و بعد رهایش کرده. زن حالا در جایگاه متهم به قتل ایستاده و نخلودوف در جریان دادگاه میفهمد سقوط زن بیربط به نخلودوف نیست. وقتی زن به سیبری تبعید میشود، نخلودوف دچار عذاب وجدان میشود و تصمیم میگیرد گذشتهاش را جبران کند.
کتاب صوتی رستاخیر را در فیدیبو بشنوید.
رستاخیز بارها اقتباس شده. از نسخههای روسی، ایتالیایی، ژاپنی، چینی و هندی.
اعتراف یکی از شخصیترین آثار لئو تولستوی است. این کتاب روایت بحران روحی و فکری نویسندهای است که به قلهی شهرت رسیده، اما از درون آرام نیست.
هیچ نویسندهی بزرگی از خلا نمیآید. تولستوی هم از ادبیات، فلسفه، دین و تجربه زیستهی خود تغذیه کرد. نویسندگانی بر او تاثیر گذاشتند:
اما شاید تولستوی مهمترین تأثیرش را از زندگیاش گرفت.
تولستوی و گاندی باهم مکاتبه داشتند. این نامهنگاریها از سال 1909 شروع شد و 1910 ادامه داشت. گاندی از ایدههای تولستوی دربارهی عشق، پرهیز از خشونت و مقاومت اخلاقی تاثیر گرفت.