سهیل سمی، مترجم ایرانی، در سال ۱۳۴۹ در تهران به دنیا آمد. او دانشآموخته زبان و ادبیات انگلیسی است و خوانندگان ادبیات داستانی، نامش را با ترجمههایی مانند «سرگذشت ندیمه»، «هرگز رهایم مکن» و رمانهای ساموئل بکت میشناسند. علاقهاش به ادبیات آمریکا و کتابهای حجیم، در انتخاب آثاری از جان بارت، جان آپدایک و دیگر نویسندگان دیده میشود. در میان ترجمههای سمی، با داستانهایی روبهرو میشویم که گاهی آیندهای نگرانکننده را تصویر میکنند و گاهی به درون ذهن شخصیتها میروند. بعضی از این رمانها قصهای روشن و پرکشش دارند؛ بعضی دیگر، از خواننده میخواهند با روایتهای ناآشنا، تردید و پرسشهای بیپاسخ همراه شود.
سهیل سمی تحصیلات متوسطه را در قائمشهر گذراند و سپس در دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه تهران، در رشته زبان و ادبیات انگلیسی تحصیل کرد. سمی به ترجمه ادبیات آمریکا و کتابهای حجیم علاقه دارد. در کارنامه او، آثاری مانند «اپرای شناور» نوشته جان بارت، «فرار کن خرگوش» نوشته جان آپدایک و «زیبا و ملعون» نوشته اسکات فیتزجرالد دیده میشود. این انتخابها، خواننده را با بخشهای متفاوتی از ادبیات آمریکا آشنا میکنند؛ از روایتهای تجربی تا داستانهایی درباره زندگی فردی و مناسبات اجتماعی. ترجمه کتابهایی در زمینه تاریخ، روانشناسی، روانکاوی و نقد ادبی نیز بخشی از کارنامهاش را تشکیل میدهد.
برای شناخت کارنامه سهیل سمی، میتوان از چند ترجمه شروع کرد که هرکدام خواننده را وارد فضایی متفاوت میکنند.
«سرگذشت ندیمه» نوشته مارگارت اتوود، داستان زندگی زنی در حکومت تمامیتخواه گیلیاد است. در این جامعه، زنان بسیاری از حقوق خود را از دست دادهاند و جایگاهشان بر اساس نقشهایی تعیین میشود که حکومت برایشان در نظر گرفته است. رمان از خلال زندگی و خاطرات راوی، درباره کنترل، تبعیض و تلاش برای حفظ هویت سخن میگوید. ترس داستان، از جزئیات زندگی روزمره شکل میگیرد؛ از محدودیتهایی که آرامآرام به بخشی عادی از زندگی تبدیل شدهاند.
«هرگز رهایم مکن» نوشته کازوئو ایشیگورو، با خاطرات کتی از مدرسه شبانهروزی هیلشم آغاز میشود. کتی، تامی و روت در محیطی بزرگ شدهاند که ظاهرش آشناست، اما مقررات و آینده شاگردانش پرسشهای زیادی ایجاد میکند. ایشیگورو اطلاعات را بهتدریج در اختیار خواننده میگذارد. در کنار کشف حقیقت زندگی شخصیتها، دوستی، حسادت و عشق نیز داستان را پیش میبرند.
راوی «کلارا و خورشید»، رباتی است که در فروشگاه منتظر خریدهشدن مانده است. او از همانجا آدمها را تماشا میکند و میکوشد رفتارشان را بفهمد. کازوئو ایشیگورو با انتخاب چنین راویای، نگاه متفاوتی به رابطه انسان و فناوری میسازد. کلارا جهان را با دقت میبیند، اما برداشتهایش همیشه با برداشت انسانها یکسان نیست. همین فاصله، خواننده را به فکرکردن درباره همراهی، تنهایی و معنای دوستداشتن دعوت میکند.
«اپرای شناور» نوشته جان بارت، روایتی درباره زندگی، مرگ و دلایل ادامهدادن است. شخصیت اصلی به روزی بازمیگردد که تصمیم به خودکشی گرفته بود و مسیر رسیدن به آن تصمیم و تغییرش را بازگو میکند. داستان با تأملهای راوی پیش میرود و از خواننده میخواهد همراه او درباره قطعیت باورها و انتخابهای انسان فکر کند.
«مالون میمیرد» نوشته ساموئل بکت، خواننده را کنار مردی قرار میدهد که در اتاقی افتاده و در انتظار مرگ، داستان میسازد و مینویسد. در این رمان، مرز میان آنچه راوی تجربه میکند و آنچه روایت میکند، روشن و ثابت باقی نمیماند. این اثر، جلد دوم سهگانه مشهور بکت است.
«نامناپذیر» بخش پایانی سهگانه بکت، پس از «مالوی» و «مالون میمیرد» است. در این اثر، صدایی پیوسته سخن میگوید، درباره خودش تردید میکند و حتی هویت و موقعیتش را نمیتوان بهسادگی مشخص کرد. برای خوانندهای که انتظار شخصیتپردازی و پیرنگ آشنا دارد، این تجربه دشوار خواهد بود. اما اگر به امکانات زبان و شکلهای نامتعارف روایت علاقه دارید، «نامناپذیر» میتواند مواجههای متفاوت با رمان باشد.





