دانلود اپلیکیشن
الیف شافاک

خرید کتاب های الیف شافاک

نویسنده

الیف شافاک در ۲۵ اکتبر ۱۹۷۱ در استراسبورگ فرانسه به دنیا آمد. او زنده است و در لندن زندگی می‌کند. شافاک نویسنده‌ای ترک‌ـ‌بریتانیایی است که رمان، داستان و جستار می‌نویسد و آثارش به زبان‌های مختلف ترجمه شده‌اند. خوانندگان ایرانی بیشتر او را با «ملت عشق» می‌شناسند، اما جهان داستانی‌اش بسیار گسترده‌تر از مولانا و شمس است. شافاک درباره‌ی مهاجرت، زنان، ایمان، حافظه و زخم‌های تاریخی می‌نویسد. شخصیت‌های او اغلب میان دو شهر یا دو فرهنگ قرار گرفته‌اند؛ تجربه‌ای که خود او نیز از کودکی با آن روبه‌رو بوده است.


الیف شافاک کیست؟

الیف شافاک رمان‌نویس، جستارنویس و دانش‌آموخته‌ی علوم سیاسی است. او تا امروز ۲۱ کتاب منتشر کرده که ۱۳ عنوان آن‌ها رمان‌اند و نوشته‌هایش به حدود ۶۰ زبان ترجمه شده‌اند. شافاک مدتی نیز در دانشگاه‌های ترکیه، آمریکا و بریتانیا تدریس کرده است. نام اصلی او «الیف بیلگین» است. شافاک در هجده‌سالگی نام کوچک مادرش، شفق، را به‌عنوان نام خانوادگی ادبی خود انتخاب کرد. شفق در زبان ترکی به معنای سپیده‌دم است. نام او در فارسی به شکل‌های «الیف شافاک» و «الیف شفق» نوشته می‌شود، اما شکل نخست روی بیشتر ترجمه‌های فارسی آثارش دیده می‌شود.


کودکی میان مادربزرگ، مادر و چند کشور

پدر و مادر الیف در کودکی او از هم جدا شدند. پس از جدایی، او همراه مادرش به آنکارا رفت و زیر نظر مادر و مادربزرگش بزرگ شد. شافاک بعدها گفته است رشد کردن در خانه‌ای بدون الگوی مردسالار رایج، نگاهش را به زنان و استقلال آن‌ها تغییر داد.

مادرش پس از جدایی دوباره به دانشگاه رفت و بعد وارد دستگاه دیپلماسی ترکیه شد. الیف به همین دلیل سال‌هایی را در مادرید، اَمان، کلن، استانبول و چند شهر آمریکا گذراند. در ده‌سالگی و پس از ورود به مدرسه‌ای بین‌المللی در مادرید، ناچار شد اسپانیایی و انگلیسی را سریع یاد بگیرد. این تجربه برای کودکی درون‌گرا دشوار بود، اما راه او را به ادبیات جهان باز کرد.

مادربزرگش به سنت‌های عامیانه و قصه‌های شفاهی آناتولی علاقه داشت. در مقابل، مادرش زنی تحصیل‌کرده و امروزی بود. حضور هم‌زمان این دو زن با دو نگاه متفاوت، شافاک را از کودکی با فاصله‌ی میان سنت و زندگی مدرن آشنا کرد؛ فاصله‌ای که بعدها بارها در رمان‌هایش ظاهر شد.


از دفتر خاطرات تا نخستین رمان

شافاک از هشت‌سالگی نوشتن دفتر خاطرات را آغاز کرد، اما چون زندگی روزمره را برای ثبت کردن جذاب نمی‌دید، به ساختن آدم‌ها و اتفاق‌های خیالی روی آورد. این بازی کودکانه به نخستین تمرین داستان‌نویسی او تبدیل شد و نوشتن از همان زمان بخشی ثابت از زندگی‌اش ماند.

او در دانشگاه فنی خاورمیانه در آنکارا روابط بین‌الملل خواند، سپس کارشناسی ارشد مطالعات زنان گرفت و دکترای علوم سیاسی را به پایان رساند. موضوع‌هایی مانند ملی‌گرایی، هویت، جنسیت و قدرت بعداً وارد داستان‌هایش شدند، اما نه به شکل درس و نظریه؛ شافاک اثر آن‌ها را بر عشق، خانواده و انتخاب‌های روزمره نشان می‌دهد. رمان پنهان در سال ۱۹۹۷ نخستین موفقیت جدی‌اش بود و یک سال بعد جایزه‌ی مولانا را دریافت کرد. پس از آن «آینه‌های شهر»، «محرم» و «شپش پالاس» منتشر شدند و نام او را در ادبیات ترکیه مطرح کردند.


نویسنده‌ای که میان دو زبان می‌نویسد

شافاک آثار نخستینش را به ترکی می‌نوشت، اما بعدها انگلیسی را به زبان اصلی بخشی از رمان‌هایش تبدیل کرد. او گفته است زبان دوم فاصله‌ای ذهنی در اختیارش گذاشت تا بتواند درباره‌ی زادگاه و تاریخ ترکیه آزادانه‌تر فکر کند. انگلیسی برای او فقط راه رسیدن به مخاطب جهانی نبود؛ راهی بود برای دیدن خانه از فاصله‌ای تازه.


رمانی که شافاک را به دادگاه برد

انتشار «حرام‌زاده استانبول» یا با نام دیگرش «شرم» در سال ۲۰۰۶ یکی از مهم‌ترین اتفاق‌های زندگی حرفه‌ای شافاک بود. رمان سرگذشت دو خانواده‌ی ترک و ارمنی را کنار هم قرار می‌دهد و به کشتار ارمنیان در سال ۱۹۱۵ و سکوت تاریخی درباره‌ی آن می‌پردازد. پس از انتشار کتاب، شافاک به دلیل جمله‌هایی که شخصیت‌های داستان گفته بودند، با اتهام «توهین به ترک‌ بودن» بر اساس ماده‌ی ۳۰۱ قانون کیفری ترکیه روبه‌رو شد.

دادگاه در سپتامبر ۲۰۰۶ او را تبرئه کرد، اما این ماجرا نشان داد مرز میان داستان و سیاست تا چه اندازه باریک است. شافاک بعدها بارها درباره‌ی فشار بر نویسندگان و آزادی بیان سخن گفت. او اکنون در لندن زندگی می‌کند، هرچند استانبول همچنان یکی از مهم‌ترین شهرهای داستان‌هایش است.


آثار مهم الیف شافاک

شافاک در رمان‌هایش داستان خانوادگی، تاریخ، عرفان و مسئله‌های اجتماعی را به هم پیوند می‌دهد. تعدادی از کتاب‌های او در فارسی با چند عنوان و ترجمه‌ی متفاوت منتشر شده‌اند؛ برای نمونه رمان «شرافت» با نام‌های «اسکندر» و «مادرم دو بار مرد» نیز در بازار ایران دیده می‌شود.


ملت عشق

ملت عشق مشهورترین کتاب الیف شافاک در ایران است. رمان دو خط داستانی دارد: در زمان حال، اللا روبینشتاین مشغول خواندن دست‌نوشته‌ای درباره‌ی شمس و مولانا می‌شود و این کتاب مسیر زندگی‌اش را تغییر می‌دهد؛ خط دوم خواننده را به قرن هفتم هجری و دیدار شمس تبریزی و مولانا می‌برد. شافاک با جابه‌جایی میان دو زمان و چند راوی، عشق عرفانی را به زندگی انسان معاصر پیوند می‌زند. کتاب برداشتی داستانی از شمس و مولاناست، نه منبعی دقیق برای شناخت تاریخ تصوف.


سه دختر حوا

در سه دختر حوا پری، شیرین و مونا سه زن جوان با نگاه‌هایی متفاوت به دین و زندگی‌اند که در دانشگاه آکسفورد با یکدیگر آشنا می‌شوند. یکی شکاک است، دیگری مؤمن و سومی میان باور و تردید سرگردان مانده است. رمان از استانبول به آکسفورد می‌رود و نشان می‌دهد پرسش از ایمان فقط بحثی ذهنی نیست و بر خانواده، عشق و احساس تعلق اثر می‌گذارد.


جزیره درختان گمشده

کتاب جزیره درختان گمشده داستان عشق دِفنه‌ی ترک و کوستاس یونانی است که در قبرسِ گرفتار جنگ هستند. سال‌ها بعد، دختر آن‌ها در لندن می‌کوشد گذشته‌ی خانواده‌اش را بفهمد. یکی از راویان کتاب درخت انجیری است که از حافظه، طبیعت و زخمی می‌گوید که از نسلی به نسل دیگر رسیده است.


شهری بر لبه آسمان

رمان شهری بر لبه آسمان که با عنوان من و استادم نیز ترجمه شده، خواننده را به استانبول قرن شانزدهم می‌برد. پسری به نام جهان همراه یک فیل سفید وارد دربار عثمانی می‌شود و بعدها به شاگردی معمار سنان درمی‌آید. رمان آمیزه‌ای از تاریخ و خیال است و از معماری، جاه‌طلبی، دوستی و ساختن جهانی ماندگار حرف می‌زند.


اسکندر

اسکندر درباره‌ی خانواده‌ای کردتبار است که از ترکیه به لندن مهاجرت می‌کند. داستان نشان می‌دهد مفهوم آبرو چگونه می‌تواند به ابزاری برای کنترل زنان تبدیل شود. شافاک در این کتاب به مهاجرت، تفاوت نسل‌ها و قتل ناموسی می‌پردازد.


شیر سیاه

شیر سیاه یا با نام دیگرش شیر تلخ رمان نیست؛ روایتی شخصی درباره‌ی نویسندگی، مادری و افسردگی پس از زایمان است. شافاک پس از تولد نخستین فرزندش مدتی احساس کرد توان نوشتن را از دست داده است. او در این کتاب از کشمکش میان نقش‌های گوناگون یک زن می‌گوید و نشان می‌دهد مادر شدن لزوماً هویت فردی و خلاقیت را از بین نمی‌برد، اما می‌تواند تعادل زندگی را تغییر دهد.


ده دقیقه و سی و هشت ثانیه تا بوکر

رمان «ده دقیقه و سی و هشت ثانیه در این دنیای عجیب» در سال ۲۰۱۹ به فهرست نهایی جایزه‌ی بوکر رسید. داستان با مرگ لیلا، زنی به‌حاشیه‌رانده‌شده در استانبول، آغاز می‌شود. ذهن او پس از توقف قلب برای چند دقیقه به کار ادامه می‌دهد و هر دقیقه، خاطره‌ای را با بو، مزه یا صدا زنده می‌کند.

لیلا و دوستانش خانواده‌ای را می‌سازند که بر پایه‌ی انتخاب شکل گرفته، نه نسبت خونی. کتاب هم داستان یک قتل است و هم ادای احترام به دوستی آدم‌هایی که جامعه آن‌ها را کنار زده است.


سبک نوشتن الیف شافاک

شافاک معمولاً از چند راوی و چند دوره‌ی زمانی استفاده می‌کند. قصه‌ها در آثار او خطی پیش نمی‌روند و گذشته آرام‌آرام وارد زمان حال می‌شود. گاهی انسان مرده، درخت یا حتی شیئی بی‌جان روایت را به دست می‌گیرد. این تغییر زاویه‌دید به او اجازه می‌دهد یک اتفاق را از چند سوی متفاوت نشان دهد.

رئالیسم جادویی، افسانه، قصه‌های شفاهی و پژوهش تاریخی نیز در نوشته‌هایش حضور دارند. نثر او عاطفی و تصویرساز است و می‌کوشد موضوع‌های سنگین را در قالب روایتی خوش‌خوان بیان کند. بعضی منتقدان معتقدند نمادها و پیام‌های اجتماعی در برخی رمان‌هایش بیش از اندازه توضیح داده می‌شوند یا شخصیت‌ها گاهی نماینده‌ی یک فکر می‌شوند. با این حال، توانایی او در کنار هم نشاندن تاریخ، احساس و مسئله‌های روز، مخاطبان زیادی برای آثارش ساخته است.


افتخارات و جایگاه جهانی الیف شافاک

«ده دقیقه و سی و هشت ثانیه در این دنیای عجیب» نامزد نهایی بوکر شد و «جزیره‌ی درختان گمشده» به فهرست نهایی جایزه‌ی رمان کاستا و جایزه‌ی ادبی زنان راه یافت. «ملت عشق» نیز در فهرست صد رمانی قرار گرفت که به انتخاب بی‌بی‌سی بر جهان ما اثر گذاشته‌اند. شافاک در سال ۲۰۱۹ به عضویت انجمن سلطنتی ادبیات بریتانیا درآمد و در سال ۲۰۲۵ ریاست این انجمن را بر عهده گرفت.

نشان شوالیه‌ی هنر و ادبیات فرانسه و مدال ریاست آکادمی بریتانیا از دیگر افتخارات اوست. با این حال، جایگاه جهانی شافاک بیش از جایزه‌ها به توانایی او در پیوند دادن ادبیات ترکیه با مخاطبان بین‌المللی مربوط می‌شود.