
کندرا سورنسون در حالیکه سنگریزههای نمناک زیر پاهایش صدا میدادند، در میان مه گرم آهسته میدوید و به این فکر میکرد که آیا میشد نام این فرود آمدن رطوبت موجود در هوا را باران گذاشت یا نه؟ شاید میشد گفت نمنم باران. به آسمان خاکستری و تار بالای شاخههای درختان نگاهی انداخت و سپس به سه پری که هالههای مبهم نور آنها را احاطه کرده بود، نگریست. چیزی روی کلاه بادگیرش نمیخورد، با این حال کلاهش هم همانند شاخههای پربرگ دو سوی مسیر ماشینروی طولانی خیس بود.
آن روز تاریکترین روز تابستان بود. حداقل از آن روزی که او دویدن را آغاز کرده بود. کندرای پانزده ساله معمولاً پیش از طلوع آفتاب از خواب برمیخاست و سه دور، دور حیاط بزرگ میدوید. هر دور شامل رفت و برگشت تا انتهای مسیر ماشینرویی که به دروازه میرسید نیز میشد. مسیرهای بزرگتر یا او را از محدوده آشیانه افسانه خارج میکردند و او را در معرض خطرهای خارج پناهگاه قرار میدادند، و یا اینکه او را در مقابل خطرهایی آسیبپذیر میکردند که در حالت عادی توسط جادوی محافظ حیاط دور نگاه داشته میشدند. گشت و گذار در جنگل پناهگاه به هیچ عنوان کار بیخطر و امنی نبود.
آن روز صبح طلوعی برای تماشا وجود نداشت. همانطور که کندرا در مسیر همیشگیاش حرکت میکرد و پاهایش بر روی چمنهای خیس سر میخوردند، آسمان خاکستری تنها روشن و روشنتر میشد.
دروازه از دور پیدا شد. همچون همیشه بسته بود. یک دروازه نردهای آهنی که بر روی آن نقش و نگاری با طرح گلهای زنبق دیده میشد. این دروازه تنها ورودی حصاری که تمام پناهگاه را در برمیگرفت محسوب میشد. کندرا همیشه پیش از برگشتن دستش را به نرده میزد.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۲۱ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 366 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | براندون مول |
| مترجم | میلاد فشتمی |
| ناشر | انتشارات بهنام |
| زبان | فارسی |
| عنوان انگلیسی | Dragonwatch |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۷/۰۴ |
| قیمت ارزی | 15 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |