
جی آر آر تالکین در ۳ ژانویه ۱۸۹۲ در بلومفونتین، در آفریقای جنوبی امروزی، به دنیا آمد و در ۲ سپتامبر ۱۹۷۳ در انگلستان درگذشت. او نویسنده، زبانشناس، پژوهشگر ادبیات قرون وسطا و استاد دانشگاه بود و بیش از هر چیز با دو کتاب «هابیت» و «ارباب حلقهها» شناخته میشود.
تالکین فقط چند داستان خیالپردازانه ننوشت. او برای سرزمین میانه تاریخ، اسطوره، جغرافیا و زبان ساخت. دانش گستردهاش درباره انگلیسی باستان و میانه، زبانهای ژرمنی و ادبیات کهن نیز به این جهان عمق داد. به همین دلیل، سرزمین میانه بیشتر از یک صحنه داستانی به نظر میرسد؛ انگار بخشی از تاریخی فراموششده است که تالکین آن را دوباره پیدا کرده باشد.
جی آر آر تالکین از مهمترین نویسندگان ادبیات فانتزی در قرن بیستم است. پیش از او نیز داستانهای پریان، افسانهها و جهانهای خیالی وجود داشتند، اما تالکین نشان داد که یک جهان فانتزی میتواند گذشتهای چند هزارساله، زبانهایی مستقل و فرهنگهایی متفاوت داشته باشد. بسیاری از ویژگیهایی که امروز در فانتزی حماسی میشناسیم، با موفقیت آثار او گسترش پیدا کردند.
او نزدیک به چهار دهه در دانشگاههای لیدز و آکسفورد تدریس و پژوهش کرد. برای تالکین، زبان فقط وسیلهای برای گفتوگو نبود؛ هر زبان نشانههایی از تاریخ، مهاجرت و طرز فکر گویندگانش را در خود داشت. زبانهای ابداعی او نیز بهتدریج به شخصیتها، افسانهها و اقوام نیاز پیدا کردند و همین فرایند، پایههای سرزمین میانه را ساخت.
پدر و مادر تالکین، آرتور روئل تالکین و میبل سافیلد، اصالتا اهل بیرمنگام بودند و بهدلیل شغل آرتور در بانک به آفریقای جنوبی مهاجرت کرده بودند. تالکین سه ساله بود که همراه مادر و برادر کوچکترش، هیلاری، برای دیدار خانواده به انگلستان رفت. قرار بود این سفر موقت باشد، اما پدرش بیمار شد و در سال ۱۸۹۶، پیش از پیوستن به خانواده، درگذشت.
میبل و دو پسرش در روستای سِرهول، نزدیک بیرمنگام، ماندند. کشتزارها، آسیاب، درختان و راههای روستایی سرهول بعدها در تصویر تالکین از «شایر»، سرزمین آرام هابیتها، بازتاب پیدا کردند. این آرامش دوام زیادی نداشت. میبل در سال ۱۹۰۴ بر اثر بیماری دیابت از دنیا رفت و تالکین دوازدهساله و برادرش تحت سرپرستی کشیشی کاتولیک به نام فرانسیس مورگان قرار گرفتند. تجربه فقدان و بیخانمانی را میتوان در بسیاری از شخصیتهای آثار او دید، هرچند داستانهایش بازنویسی مستقیم زندگی شخصیاش نیستند.
تالکین در مدرسه کینگ ادوارد ششم بیرمنگام درس خواند و از نوجوانی به زبانها علاقه نشان داد. در کنار فرانسوی، آلمانی، لاتین و یونانی، سراغ انگلیسی باستان، انگلیسی میانه و گوتیک رفت و خیلی زود ساختن زبانهای تازه را آغاز کرد. آشنایی با زبان فنلاندی و حماسه «کالوالا» نیز بر زبان «کوئنیا» و بعضی از نخستین داستانهایش اثر گذاشت.
تالکین در مدرسه همراه رابرت گیلسون، جفری اسمیت و کریستوفر وایزمن گروهی به نام «باشگاه چای و انجمن باروویان» یا TCBS تشکیل داد. آنها درباره هنر و ادبیات حرف میزدند و آرزو داشتند اثری زیبا و ماندگار به جهان اضافه کنند. جنگ جهانی اول این جمع را از هم پاشید و دو نفر از اعضای اصلی آن کشته شدند.
جفری اسمیت کمی پیش از مرگش در نامهای از تالکین خواست آرمانهای مشترکشان را ادامه دهد و چیزهایی را بگوید که دوستان ازدسترفتهاش دیگر فرصتی برای گفتنشان نداشتند. این نامه در دورهای به دست تالکین رسید که زبانها و افسانههای پراکندهاش آرامآرام داشتند به جهانی داستانی تبدیل میشدند.
تالکین در سال ۱۹۱۱ وارد کالج اکستر دانشگاه آکسفورد شد. ابتدا زبانها و ادبیات کلاسیک میخواند، اما بعد رشتهاش را به زبان و ادبیات انگلیسی تغییر داد تا زبانشناسی ژرمنی و متون قرون وسطایی را جدیتر دنبال کند. او در سال ۱۹۱۵ با درجه ممتاز فارغالتحصیل شد.
سالها پیش از آن، تالکین در اقامتگاهی در بیرمنگام با ادیت برت آشنا شده بود؛ دختری که مانند خودش پدر و مادرش را از دست داده بود. فرانسیس مورگان نگران بود این رابطه به تحصیل تالکین آسیب بزند و از او خواست تا بیستویکسالگی با ادیت ارتباط نداشته باشد. تالکین درست در روز تولد بیستویکسالگیاش برای ادیت نامه نوشت و آن دو در مارس ۱۹۱۶ ازدواج کردند. زندگی مشترکشان بیش از پنجاهوپنج سال ادامه یافت و صاحب چهار فرزند شدند.
یک روز ادیت در میان گلهای سفید برای تالکین رقصید و تصویر آن لحظه در ذهن او ماند. بعدها رد این خاطره به داستان «برن و لوتین» رسید؛ عشق مردی فانی و شاهدختی الف. پس از مرگ ادیت، نام «لوتین» روی سنگ قبرش نوشته شد و بعد از مرگ تالکین، نام «برن» نیز کنار نام او قرار گرفت.
تالکین پس از دانشگاه به ارتش بریتانیا پیوست و بهعنوان افسر مخابرات در هنگ تفنگداران لنکشر آموزش دید. در سال ۱۹۱۶ به فرانسه اعزام شد و در نبرد سُم، یکی از خونبارترین نبردهای جنگ جهانی اول، حضور یافت. چند ماه بعد به تب سنگر مبتلا شد و برای درمان به انگلستان بازگشت.
او در دوران بیماری نوشتن روایتهایی را آغاز کرد که «قصههای گمشده» نام گرفتند. این قصهها درباره آفرینش جهان، الفها، انسانها و نبردهای دورانهای دور بودند و بعدها هسته اصلی سیلماریلیون را ساختند. فقدان دوستان، ویرانی جنگ و حس پایان یافتن یک جهان قدیمی در این افسانهها حضور دارند؛ بااینحال، آثار تالکین را نمیتوان تمثیلی مستقیم از جنگ دانست. سرزمین میانه از ترکیب تجربه شخصی، زبانشناسی، اسطورهها، ایمان و چند دهه بازنویسی به وجود آمد.
تالکین پس از جنگ مدتی در تدوین فرهنگ انگلیسی آکسفورد کار کرد. بررسی تاریخ واژهها برای او فقط یک شغل نبود و با علاقهاش به دگرگونی زبانها پیوند داشت. در سال ۱۹۲۰ به دانشگاه لیدز رفت، در سال ۱۹۲۴ استاد زبان انگلیسی شد و یک سال بعد به آکسفورد بازگشت تا کرسی استادی زبان آنگلوساکسون را بر عهده بگیرد.
مطالعه آثاری مانند «بئوولف» و «سر گواین و شوالیه سبز» بر زبان و فضای داستانهای او اثر گذاشت. سخنرانی مشهورش با عنوان «بئوولف: هیولاها و منتقدان» نیز نگاه دانشگاهیان به این منظومه را تغییر داد. تالکین استدلال کرد که اژدها و هیولاهای داستان عناصر فرعی نیستند و در مرکز معنای ادبی اثر قرار دارند.
تالکین در آکسفورد با سی. اس. لوئیس آشنا شد. آنها همراه چند نویسنده و دانشگاهی دیگر گروه غیررسمی «اینکلینگز» را تشکیل دادند و بخشهایی از نوشتههای ناتمام خود را برای یکدیگر میخواندند. لوئیس از نخستین شنوندگان «ارباب حلقهها» بود و تشویقش به تالکین کمک کرد پروژهای را که بارها متوقف شده بود ادامه دهد.
در همین سالها، قصهای که تالکین برای فرزندانش ساخته بود به «هابیت» تبدیل شد و در سال ۱۹۳۷ انتشار یافت. موفقیت کتاب باعث شد ناشر دنبالهای درباره هابیتها بخواهد. این دنباله طی حدود دوازده سال از داستانی ساده به حماسهای بزرگ تبدیل شد و سرانجام با نام «ارباب حلقهها» در سالهای ۱۹۵۴ و ۱۹۵۵ به چاپ رسید.
تالکین در سال ۱۹۵۹ از دانشگاه بازنشسته شد و امیدوار بود «سیلماریلیون» را برای انتشار آماده کند، اما موفقیت گسترده «ارباب حلقهها»، نامههای خوانندگان و بازنویسی پیوسته افسانهها وقت زیادی از او گرفت. «سیلماریلیون» تا پایان عمرش کامل نشد.
ادیت در نوامبر ۱۹۷۱ درگذشت و تالکین پس از مرگ او به آکسفورد بازگشت. در سال ۱۹۷۲ نشان CBE را به پاس خدماتش به ادبیات دریافت کرد و دانشگاه آکسفورد نیز دکترای افتخاری ادبیات را به او داد. تالکین یک سال بعد، در ۸۱سالگی، درگذشت و کنار ادیت به خاک سپرده شد. پسرشان کریستوفر سالها بعد نوشتههای باقیمانده پدر را مرتب و منتشر کرد و به خوانندگان امکان داد بخشهای بیشتری از تاریخ سرزمین میانه را بخوانند.
کتابهای تالکین فقط به «هابیت» و «ارباب حلقهها» محدود نیستند. بعضی آثارش برای فرزندانش شکل گرفتند، بعضی نتیجه سالها پژوهش دانشگاهی بودند و گروهی نیز پس از مرگ او با ویرایش کریستوفر تالکین منتشر شدند.
هابیت در سال ۱۹۳۷ منتشر شد. داستان با زندگی آرام بیلبو بگینز آغاز میشود؛ هابیتی محتاط که همراه گروهی از دورفها برای پس گرفتن گنجشان از اژدهایی به نام اسماگ راهی سفر میشود. لحن کتاب گرم، شوخ و نزدیک به قصههای کودکانه است و راوی گاهی مستقیم با خواننده حرف میزند. بااینحال، پشت این ماجراجویی ساده، نشانههایی از اسطورهشناسی بزرگتر تالکین دیده میشود. «هابیت» جایی است که قصههای خانوادگی، دانش زبانی و افسانههای قدیمی او برای نخستینبار در قالب یک رمان موفق کنار هم قرار گرفتند.
ارباب حلقهها در سه جلد، یاران حلقه و دو برج و بازگشت شاه و در سالهای ۱۹۵۴ و ۱۹۵۵ منتشر شد. داستان از شایر آغاز میشود، اما خیلی زود به نبردی گسترده بر سر قدرت و سرنوشت سرزمین میانه میرسد. این اثر از «هابیت» تاریکتر و پیچیدهتر است و درباره وسوسه قدرت، بخشش، دوستی، نابودی طبیعت و هزینه بازگشت از جنگ حرف میزند. در کنار نبردهای بزرگ، بخش زیادی از کتاب به سفر، گفتوگو و سوگواری برای جهانی اختصاص دارد که در حال ناپدیدشدن است.
سیلماریلیون پروژه اصلی زندگی تالکین بود. کتاب از آفرینش جهان آغاز میشود و سرگذشت الفها، انسانها، سیلماریلها و جنگهای دوران نخست را دنبال میکند. لحن آن بیشتر به اسطورهها و تاریخهای کهن شباهت دارد تا یک رمان معمولی و سرشار از شکوه، شکست و حس افول است. تالکین تا پایان عمر این روایتها را بازنویسی کرد و کریستوفر تالکین سرانجام در سال ۱۹۷۷ نسخهای از آنها را تدوین و منتشر کرد.
فرزندان هورین یکی از تراژدیهای بزرگ دوران نخست سرزمین میانه است و زندگی تورین تورامبار و خانوادهاش را زیر سایه نفرینی سنگین روایت میکند. ریشه داستان به سالهای جوانی تالکین و آشنایی او با ماجرای کولروو در «کالوالا» برمیگردد. در این کتاب خبری از آسودگی و شوخی «هابیت» نیست؛ شخصیتها با تصمیمهای دشوار، غرور و سرنوشتی روبهرو هستند که راه فرار از آن هر لحظه تنگتر میشود. نسخه کاملتر اثر در سال ۲۰۰۷ با ویرایش کریستوفر تالکین منتشر شد.
برن و لوتین داستان عشق برن، انسانی فانی، و لوتین، شاهدختی الف، است. آنها برای رسیدن به یکدیگر باید از موانعی عبور کنند که یکی از مهمترین آنها ربودن یک سیلماریل از تاج مورگوت است. پیوند این داستان با عشق تالکین و ادیت، آن را به شخصیترین افسانه او تبدیل کرده است. کتابی که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد، نسخههای مختلف این روایت را کنار هم میگذارد و نشان میدهد داستان طی چند دهه چگونه تغییر کرده است.
تالکین نخستین نسخه «سقوط گوندولین» را در سال ۱۹۱۷ و هنگام دوره نقاهت پس از جنگ نوشت. داستان درباره شهری پنهان و باشکوه است که بر اثر خیانت و حمله نیروهای تاریکی نابود میشود. خواننده از همان ابتدا احساس میکند که این زیبایی ماندگار نخواهد بود و همین آگاهی، به روایت لحنی حماسی و سوگوارانه میدهد. نسخههای گوناگون اثر در سال ۲۰۱۸ با ویرایش کریستوفر تالکین منتشر شدند.
قصههای ناتمام در سال ۱۹۸۰ و مجموعه دوازدهجلدی «تاریخ سرزمین میانه» بین سالهای ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۶، به کوشش کریستوفر تالکین منتشر شدند. این کتابها شامل روایتهای کاملنشده، نسخههای اولیه و یادداشتهای زبانیاند و بیشتر از آنکه رمانهایی یکدست باشند، کارگاه نویسندگی تالکین را نشان میدهند. این آثار برای خوانندهای مناسباند که کتابهای اصلی را خوانده و میخواهد بداند شخصیتها، نامها و تاریخ سرزمین میانه چگونه طی چند دهه شکل گرفتهاند.
«کشاورز گایلز اهل هام» داستانی طنزآمیز درباره یک کشاورز معمولی، اژدهایی حیلهگر و قهرمانی ناخواسته است. تالکین در این کتاب قراردادهای قصههای پهلوانی، پادشاهان و اژدهاکشی را با لحنی بازیگوشانه دست میاندازد. قهرمان داستان جنگجویی افسانهای نیست؛ مردی معمولی است که با زیرکی و استفاده از فرصتها از دیگران پیش میافتد. کتاب در سال ۱۹۴۹ منتشر شد.
«اسمیت اهل ووتن ماژور» در سال ۱۹۶۷ منتشر شد و از آخرین داستانهای تالکین است. داستان درباره انسانی است که فرصت ورود به سرزمین پریان را به دست میآورد، اما سرانجام باید این هدیه را پس بدهد. لحن کتاب آرام، پاییزی و وداعگونه است و سفر به جهان جادویی در آن بیشتر از آنکه ماجراجویی باشد، تجربهای موقت و ارزشمند است که نمیتوان برای همیشه نگهش داشت.
فعالیت دانشگاهی تالکین بخش مهمی از میراث اوست. «واژگان انگلیسی میانه»، تصحیح «سر گواین و شوالیه سبز»، سخنرانی «بئوولف: هیولاها و منتقدان» و مقاله «درباره قصههای پریان» از مهمترین آثار پژوهشی او هستند. مقاله آخر دیدگاه تالکین را درباره تخیل، ساختن جهانهای ثانویه و ارزش ادبی قصههای پریان توضیح میدهد و میتوان آن را پشتوانه نظری داستانهای فانتزی او دانست.
بخش بزرگی از تأثیرپذیری تالکین از متون کهن میآمد. «بئوولف»، ادبیات انگلیسی باستان، حماسههای ایسلندی، اسطورههای نورس و «کالوالا» در شکلگیری داستانها و زبانهای او نقش داشتند. ماجرای کولروو در «کالوالا» یکی از سرچشمههای داستان تورین شد و اندوه موجود در شعرهای آنگلوساکسون را میتوان در بخشهایی از «ارباب حلقهها» و «سیلماریلیون» احساس کرد.
در میان نویسندگان جدیدتر، ویلیام موریس با رمانسهای قرون وسطایی و زبان کهنگرایش بر تالکین اثر گذاشت. جورج مکدونالد و اندرو لنگ نیز نگاه او به قصههای پریان را شکل دادند، هرچند تالکین بعدها با بعضی جنبههای تمثیلی آثار مکدونالد فاصله گرفت. سی. اس. لوئیس نیز بیشتر از آنکه الگوی مستقیم او باشد، دوست و منتقدی بود که نسخههای ناتمام آثارش را میشنید و او را به ادامه کار تشویق میکرد.
تالکین به نویسندگان بعدی نشان داد که جهان خیالی میتواند تاریخ، جغرافیا، زبان و فرهنگ منسجمی داشته باشد. بعضی نویسندگان این الگو را ادامه دادند و بعضی دیگر آگاهانه با آن وارد گفتوگو شدند. اورسولا کی. لو گویین در «دریای زمین» جهان فانتزی مستقلی ساخت؛ تری پراچت در «دیسکورلد» بسیاری از قراردادهای فانتزی حماسی را به طنز کشید؛ و جورج آر. آر. مارتین در «ترانه یخ و آتش» درباره سیاست، جنگ و پیامدهای پیروزی پرسشهایی مطرح کرد که با میراث تالکین ارتباط دارند.
رد این تأثیر را در آثار نیل گیمن، استیون کینگ، گای گاوریل کی، تری بروکس و بسیاری از نویسندگان فانتزی نیز میتوان دید. مهمترین میراث تالکین فقط رواج الفها، دورفها و نقشههای خیالی نیست؛ او این انتظار را به وجود آورد که یک جهان فانتزی باید از درون، گذشته و منطق باورپذیری داشته باشد.
جوایز تالکین در زمان حیاتش به اندازه شهرت بعدی او پرشمار نبودند. «ارباب حلقهها» در سال ۱۹۵۷ جایزه بینالمللی فانتزی را دریافت کرد و تالکین در سال ۱۹۷۲ به مقام فرمانده نشان امپراتوری بریتانیا یا CBE رسید و دکترای افتخاری دانشگاه آکسفورد را گرفت. «سیلماریلیون» نیز در سال ۱۹۷۸، پس از مرگ او، برنده جایزه لوکوس بهترین رمان فانتزی شد. تالکین سه بار در سالهای ۱۹۶۱، ۱۹۶۷ و ۱۹۶۹ نامزد نوبل ادبیات بود، اما این جایزه را دریافت نکرد.

















