ویلیام شکسپیر، نمایشنامه‌نویس، شاعر و غزل‌سرای انگلیسی است. او در 26 آوریل سال 1564 در شهر ایوان انگلستان به دنیا آمد. ویلیام شکسپیر بزرگترین نمایشنامه‌نویس تاریخ ادبیات انگلستان است و به اعتقاد بسیاری از منتقدین بهتر از شکسپیر وجود ندارد و نخواهد داشت. شکسپیر در زمان حیاتش توانست معتبر ترین نشان ملی انگلستان را دریافت کند؛ او را «سخن سرای آون» می‌نامیدند. از ویلیام شکسپیر 39 نمایشنامه، 145 غزلواره و دو قصیده (شعر بلند) به جای مانده است. این آمار او را تبدیل به پرکارترین نویسنده‌ی قرن شانزدهم می‌کند.

زندگی‌نامه ویلیام شکسپیر

ویلیام شکسپیر (William Shakespeare) در بیست ششمین روز از مان آورین سال 1564 در شهر استراتفورد غسل تعمید داده شد. او در خانواده‌ی نسبتا ثروتمندی به دنیا آمد و تا اواخر زندگی‌اش از لحاظ مالی شرایط سختی را تجربه نکرد به همین دلیل شایعه‌ای درباره‌ی خریدن آثار از نویسندگان جوان وجود دارد. عده‌ای معتقدند او نوشته‌‌های نویسندگان جوان را می‌خریده و با نام خودش آن‌ها را منتشر می‌کرده است که البته این ادعا رد شده است و شکسپیرشناسان دلیل ابطال این نظریه را یکپارچگی و هماهنگی نوشته‌های او در طول زمان می‌مانند.

شکسپیر در هجده سالگی با دختری به نام آن هثوی (Anne Hathaway) ازدواج می‌کند و حاصل این ازدواج دو دختر و یک پسر هستند. شکسپیر بعد از ازدواجش به لندن رفت و مدتی در تماشاخانه مشغول به کار شد، در زمان شکسپیر اجرا نمایش‌ها به گونه‌ای بود که اولا نمایشنامه نویس در نقش کارگردان اثر هم بود و بعد اینکه گروهی کر در ابتدا و انتهای پرده‌های نمایش ظاهر می‌شدند و وقایع داستان را بازگو می‌کردند.

ویلیام شکسپیر در روز بیست و سوم ماه آوریل سال 1616 در پنجاه و دو سالگی درگذشت. در زمان مرگ شکسپیر، هیچ نسخه‌ی جمع‌آوری شده‌ای از آثار این نویسنده وجود نداشت و به همین دلیل بود که بعد از مرگش هیئتی با هدف جمع‌آوری سخن سرای ایوان تشکیل شد.

آثار شکسپیر

شکسپیر 39 نمایشنامه، 154 غزلواره و دو قصیده (شعر) بلند در کارنامه‌ی ادبیش دارد و این آمار او را به پرکارترین نویسندهی قرن تبدیل می‌کند. اگرچه آثاری که امروزه حکم مشهورترین آثار شکسپیر را دارند، در زمان حیاتش آن‌قدر مشهور نبودند. شواهدی وجود دارد که ثابت می‌کند رابطه‌ای معکوس بین بقایای تاریخی متن‌ها و محبوبیت معاصر آن‌ها وجود دارد. برای مثال تنها دو نسخه از اولین ویراست هملت در سال 1603 وجود دارد که هیچ‌کدام از آن‌ها کامل نیستند و تنها یک نسخه از اولین ویراست شعر ونوس و آدونیس (1593) وجود دارد، کتابی که شکسپیر با آن وارد دنیای چاپ شد.

نمایشنامه‌‌ شکسپیر

نمایشنامههای شکسپیر به چهار دستهی اصلی تقسیم می‌شوند، تراژدی، کمدی. توانایی شکسپیر در هر دو سبک ستودنی است. نمایشنامه‌های تراژدی شکسپیر شامل: شاه لیر، هنری ششم، هملت، اوتللو، جولیوس سزار، آنتونی و کلئوپاترا، کوریوانوس، رومئو و ژولیت و مکبث می‌شوند.

کمدی‌های او شامل: شب دوازدهم، رویای شب نیمه‌ی تابستان، تاجر ونیزی، حکایت زمستان، درد بیهوده عشق، دو نجیب‌زاده‌ی ورونایی، رام کردن زن سرکش، کمدی اشتباهات و هیاهوی بسیار برای هیچ.

سبک نگارش ویلیام شکسپیر

با توجه به این که شکسپیر در قرن شانزدهم و هفدهم میلادی می‌زیست، به زبان انگلیسی باستان حرف می‌زده است. این زبان با زبان انگلیسی معاصر بسیار متفاوت است. به همین دلیل خواندن آثار شکسپیر به زبان اصلی بسیار مشکل است، اما آثار شکسپیر آنقدر مهم هستند که در طول سالیان علاوه‌ بر ترجمه به زبان‌های مختلف، در زبان انگلیسی هم متناسب با اقتضای زمان آسان‌سازی شده‌اند.

 نقشی که شکسپیر در ادبیات انگلستان داشت، آن قدر پررنگ و قابل تحسین است که او را هم‌تراز با فردوسی در شعر فارسی و هومر در شعر لاتین می‌دانند. ویلیام شکسپیر به تنهایی حدود هزار و هفتصد واژه به زبان انگلیسی اضافه کرده است، واژگانی که امروزه هم در زبان انگلیسی استفاده می‌شود.

تاریخ ترجمه‌ آثار شکسپیر به فارسی

اهمیت آثار شکسپیر آن قدر زیاد است، که محققان معتقدند شکسپیر تنها نویسنده‌ی انگلیسی زبان است که آثارش به همه‌ی زبان‌های دنیا ترجمه شده است. در ایران هم گروه بزرگی از مترجمان آثار شکسپیر را به فارسی برگردانده‌اند.

طبق تحقیقات از بی. بی. سی؛ نام شکسپیر برای اولین بار زمان فتحعلی شاه به ایران رسید و میرزا صالح شیرازی، موسس اولین روزنامه ایرانی، در سفرنامه‌اش به غرب، از اندیشه‌ی شکسپیر نام برد. از قرن سیزدهم شمسی تا کنون ترجمه‌های مختلفی از  آثار شکسپیر منتشر شده است.

«یوسف اعتصامی»، پدر پروین اعتصامی، در اولین شماره‌ی مجله‌ی فرهنگی «بهار» شرح جامعی از زندگی شکسپیر نوشت و منتشر کرد. بعد از مجله‌ی «بهار»، مجلات و مطبوعات دیگری اشعار شکسپیر را چاپ می‌کردند اما اولین کسی که مکبث شکسپیر را کامل ترجمه کرد، علی اصغر حکمت بود که بین سال های 1297 تا 1300 این نمایشنامه را در مجموعه کتابی به نام «شاهکارهای شکسپیر» همراه با دو نمایشنامه دیگر، هملت و رومئو و ژولیت، منتشر کرد. عبدالرحیم احمدی در سال 1330 تراژدی مکبث همراه پیشگفتاری از موریس مترلینگ را ترجمه کرد. بعد از احمدی، «فرنگیس شادمان» ترجمهی تازه ای از نمایشنامه مکبث ارائه داد؛ اما سخن شکسپیر آن‌چنان مکلف و پبچیده است که جای خالی ترجمه‌های دقیق‌تر و روان‌تر از آثار شکسپیر در فضا ادبی ایران حس می‌شد. داریوش آشوری، خدایگان سخن، معروف‌ترین و بی شک شاعرانه‌ترین ترجمه را از نمایشنامه مکبث ارائه داده است که این ترجمه توسط نشر آگه در سال 1378چاپ شده است.

 جملات مشهور ویلیام شکسپیر

انتخاب بهترین سخن و یا حتی مشهورترین سخن از شکسپیر بسیار سخت است. شکسپیر در طی کارنامه‌ی هنری‌اش توانسته جملای و اشعار بسیار زیبایی را بنویسد. یکی از بهترین اختراعات زبان‌شناسانه‌ی شکسپیر، خلق مونولوگی تحت انواع تک‌گویی (soliloquy) است. او از این روش در تراژدی‌هایش استفاده می‌کرده و در این‌جا یکی از مشهورترین تک‌گویی‌های مکبث در پرده‌ی پنجم نمایشنامه می‌گوید: « فردا و فردا و فردا، می‌خَزَد با گام‌های کوچک از روزی به روزی  تا که بسپارد به پایان رشته‌ی طومارِ هر دوران. و دیروزان و دیروزان کجا بوده است ما دیوانگان را جز نشانی از غباراندوده راهِ مرگ.

فرو میر آی، اِی شَمعک، فرو میر، آی، که نباشد زندگانی هیچ اِلّا سایه‌ای لغزان و بازی‌هایِ بازی پیشه‌ای نادان که بازَد چندگاهی پُرخروش و جوش نقشی اَندرین میدان و آنگه هیچ. زندگی افسانه ای است کز لبِ شوریده مغزی گفته آید سر به سر خشم و خروش و غُرِّش و غوغا، لیک بی معنا»

این بخش ترجمه‌ی داریوش آشوری است.