
بخشی از کتاب
مواجهه با مرد ناشناس در تاریکی : پس از کمی بیشتر از یک ساعت رانندگی، در حالی که نور بالای ماشین را روشن کردهای، متوجه چیزی در کنار جاده میشوی. وقتی نزدیکتر میشوی، میبینی که یک مرد کاملا تنها در کنار جاده ایستاده، انگشت شستش را به نشانه درخواست سواری بالا برده و یک ساک پارچهای نیز در کنارش قرار دارد. او لباس نامناسبی برای این هوای سرد پوشیده و تنها یک کاپشن سبک به تن دارد و احتمالا از سرما در حال یخ زدن است. او موهای نامرتب و ریش بسیار پرپشتی دارد و حالتی وحشیانه در چهرهاش دیده میشود. تو به عنوان یک زن جوان، آن هم در میانه ناکجاآباد، میدانی که توقف برای یک غریبه ممکن است بسیار خطرناک باشد. با این حال، در این نقطه با یک انتخاب روبرو میشوی: یا دلسوزی میکنی و او را سوار میکنی، یا به مسیرت ادامه میدهی.
سناریوی اول: سوار کردن غریبه و راز خاکستر ، اگر تصمیم بگیری که توقف کنی، مرد غریبه با لبخندی که بر چهرهاش مینشیند سوار ماشین میشود. او حدودا پنجاه ساله به نظر میرسد، خطوط ظریفی دور چشمانش دارد و تارهای خاکستری زیادی در ریش پرپشتش دیده میشود. وقتی لبخند میزند، دندانهای زرد اما نسبتا سالمش نمایان میشود. او خودش را جاسپر معرفی میکند و میگوید که دو ساعت تمام در آن سرما منتظر مانده است. جاسپر به تو میگوید که قصد دارد به کلبهی یکی از دوستانش در پایین کوهستان برود.
در طول مسیر، جاسپر سر صحبت را باز میکند و به تو میگوید که اخیرا همسرش، لورنا، را از دست داده است و از آن زمان از ایالتی به ایالت دیگر سرگردان است.
| فرمت محتوا | mp۳ |
| حجم | 53.۷۸ کیلوبایت |
| مدت زمان | ۵۷:۲۱ |
| نویسنده | فریدا مکفادن |
| مترجم | یاسین قاسمی بجد |
| گوینده | سمانه آزادگویان |
| ناشر | یاسین قاسمیبجد |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۶/۲۹ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |