
نخستوزیر لئوپولدو مارتینس بهشدت عصبانى بود. او مرد کوچکاندام و ریزنقشى بود با عینک ذرهبینى بر روى چشمهایش، و درحالىکه حرف مىزد تمام بدنش مىلرزید. فریادزنان گفت: «باید جلوى جیمى میرو گرفته شود.» روى سخن او با شش مرد دیگرى بود که در اتاقش دور هم جمع شده بودند. با صدایى بلند و مرتعش ادامه داد: «ما فقط دنبال یک تروریست هستیم و متأسفانه تمام نیروى ارتش و پلیس در این کار درماندهاند.»
مارتینس اضافه کرد: «دیروز میرو پامپلونا را به جبههى جنگ تبدیل کرد.» مشتى روى میزش کوبید و ادامه داد: «خبردار شدهایم که او دو نگهبان زندان را کشته و با استفاده از شلوغى توانسته دو نفر از دوستانش را که محکوم به اعدام بودند فرارى بدهد و در این جریان عدهى زیادى از مردم بىدفاع جان خود را از دست دادهاند.»
هیچیک از حاضران در اتاق حرفى نزد. از زمانىکه نخستوزیر مارتینس روى کار آمده بود، اعلام کرده بود که اولین و مهمترین کار او مبارزه با آزادىخواهان تا نابودى کامل آنها است. ولى او زیادى خوشبین بود. مبارزان بىرحم و خشن باسک عقاید دیگرى داشتند و تظاهرات، بمبگذارىها و دستبرد به بانکها در کنار دیگر اعتراضات آنها، عرصه را بر دولت تنگ کرده بود.
مردى که در سمت راست مارتینس نشسته بود، گفت: «من او را پیدا خواهم کرد.» او سرهنگ رامون آکوکا رئیس ادارهى مبارزه با خرابکاران بود. آکوکا شصتوچهارپنج ساله بود با هیکلى بزرگ و تنومند که بسیارى به او لقب غول داده بودند. علاوه بر جاى زخمهاى قدیمى صورتش، چشمهاى سرد و بىاحساسش انسان را در برخورد با او بىاختیار به وحشت مىانداخت.
| فرمت محتوا | mp۳ |
| حجم | 498.۵۴ کیلوبایت |
| مدت زمان | ۰۸:۵۱:۴۷ |
| نویسنده | سیدنی شلدون |
| مترجم | الگا کیایی |
| گوینده | شرگان انورزاده |
| ناشر | ماه آوا |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۳/۲۰ |
| قیمت ارزی | 6 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |