دانلود اپلیکیشن
اریک امانوئل اشمیت

خرید کتاب های اریک امانوئل اشمیت

نویسنده

اریک امانوئل اشمیت نویسنده، نمایشنامه‌نویس، فیلسوف و کارگردان فرانسوی‌بلژیکی است. معروف‌ترین کتاب‌های اریک امانوئل اشمیت در ایران آثاری مثل اسکار و بانوی صورتی، موسیو ابراهیم و گل‌های قرآن، خرده‌جنایت‌های زناشوهری، مهمانسرای دو دنیا و وقتی یک اثر هنری بودم هستند. او در ۲۸ مارس ۱۹۶۰ در حومه‌ی لیون فرانسه به دنیا آمد و امروز یکی از پرخواننده‌ترین نویسندگان فرانسوی‌زبان جهان است؛ نویسنده‌ای که آثارش از مرز رمان و نمایشنامه گذشته و به سینما، تئاتر، اپرا و کتاب صوتی هم رسیده‌اند.

کتاب‌های اریک امانوئل اشمیت به زبان‌های زیادی ترجمه شده‌اند و نمایشنامه‌هایش در کشورهای مختلف روی صحنه رفته‌اند. جذابیت او فقط در داستان‌گویی نیست. اشمیت از فلسفه، دین، مرگ، عشق، بیماری، ایمان، شک، هنر و خوشبختی حرف می‌زند، اما معمولا با زبانی ساده و داستانی. برای همین خواننده وقتی سراغ آثارش می‌رود، با کتاب‌هایی روبه‌رو می‌شود که کوتاه‌اند، روان خوانده می‌شوند و در عین حال، سؤال‌های بزرگی در ذهن می‌گذارند.


اریک امانوئل اشمیت کیست؟

نقطه‌ی مهم زندگی اریک امانوئل اشمیت این است که او قبل از نویسنده شدن، فیلسوف بود. در مدرسه‌ی عالی نرمال فرانسه درس خواند، دکترای فلسفه گرفت و رساله‌اش را درباره‌ی دیدرو و متافیزیک نوشت. همین پیشینه باعث شده آثارش شبیه داستان‌های معمولی نباشند. شخصیت‌های او اغلب در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرند که باید درباره‌ی زندگی، مرگ، ایمان، انتخاب، عشق یا آزادی فکر کنند. اما اشمیت این پرسش‌ها را مثل یک استاد فلسفه توضیح نمی‌دهد؛ آن‌ها را در دل داستان می‌گذارد.

یکی از فکت‌های جالب درباره‌ی اشمیت این است که در نوجوانی، تماشای نمایش سیرانو دو برژراک زندگی‌اش را عوض کرد. بعد از دیدن آن اجرا، شیفته‌ی تئاتر شد و فهمید می‌خواهد نویسنده شود. بعدها خودش گفته بود که اول جذب بازیگر روی صحنه نشد، بلکه نام نویسنده‌ی نمایش، ادمون روستان، برایش مهم شد. از همان‌جا بود که تئاتر برای او فقط سرگرمی نماند؛ تبدیل شد به راهی برای فکر کردن و ساختن جهان‌های تازه.

فکت مهم دیگر به سفر او به صحرای آهگار برمی‌گردد. اشمیت سال‌ها خود را بی‌خدا یا دست‌کم بسیار دور از ایمان می‌دانست، اما در سال ۱۹۸۹ در جریان سفری به بیابان، تجربه‌ای عمیق و معنوی از سر گذراند؛ تجربه‌ای که بعدها در کتاب شب آتش آن را روایت کرد. این اتفاق باعث شد مسئله‌ی ایمان، راز، خدا و معنویت در آثارش پررنگ‌تر شود. البته اشمیت معمولا پاسخ قطعی و ساده نمی‌دهد. او بیشتر شخصیت‌هایی می‌سازد که در مرز تردید و ایمان، رنج و امید، زندگی و مرگ ایستاده‌اند.


بهترین کتاب‌ های اریک امانوئل اشمیت

از مهم‌ ترین کتاب‌ های اریک امانوئل اشمیت می‌توان به آثار زیر اشاره کرد:


اسکار و خانم صورتی

اسکار و خانم صورتی یکی از مشهورترین و محبوب‌ترین کتاب‌های اریک امانوئل اشمیت است. داستان درباره‌ی پسربچه‌ای ده ساله به نام اسکار است که در بیمارستان بستری است و با بیماری سختی زندگی می‌کند. او با زنی به نام مامان رز یا بانوی صورتی آشنا می‌شود؛ زنی که به او پیشنهاد می‌کند برای خدا نامه بنویسد و هر روز را مثل ده سال زندگی کند.

قدرت کتاب در همین ایده‌ی ساده است. اشمیت درباره‌ی مرگ کودک می‌نویسد، اما کتابش فقط غمگین نیست. اسکار با نامه‌هایش به خدا، زندگی را فشرده و تند تجربه می‌کند؛ کودکی، نوجوانی، عاشقی، پیری، ترس، قهر، آشتی و پذیرش. اشمیت در این کتاب نشان می‌دهد که حتی وقتی زمان کوتاه است، زندگی می‌تواند معنا داشته باشد.

اسکار و بانوی صورتی از آن کتاب‌هایی است که برای بسیاری از خوانندگان، اولین آشنایی جدی با اشمیت بوده. این اثر هم روی صحنه اجرا شده، هم در قالب فیلم ساخته شده است. خود اشمیت نسخه‌ی سینمایی آن را کارگردانی کرد و بازیگرانی مثل میشل لاروک و مکس فون سیدو در آن حضور داشتند. همین رفت‌وآمد میان کتاب، تئاتر و سینما، یکی از ویژگی‌های مهم کارنامه‌ی اشمیت است.


موسیو ابراهیم و گل‌ های قرآن

موسیو ابراهیم و گل‌های قرآن یکی از مهم‌ترین آثار اریک امانوئل اشمیت در مجموعه‌ی چرخه‌ی نامرئی است. داستان درباره‌ی پسر نوجوانی یهودی به نام مومو و پیرمردی مسلمان به نام موسیو ابراهیم است. مومو در محله‌ای شلوغ و تنها زندگی می‌کند و آرام‌آرام با ابراهیم دوست می‌شود؛ مردی که با چند جمله‌ی ساده، نگاه او را به زندگی عوض می‌کند.

این کتاب درباره‌ی رابطه‌ی میان دو نسل، دو دین و دو نوع تنهایی است. اشمیت در موسیو ابراهیم و گل‌های قرآن سراغ اسلام، یهودیت، مهربانی، پدرانگی و بلوغ می‌رود، اما باز هم با لحنی داستانی و انسانی. او به جای بحث مستقیم مذهبی، دو شخصیت می‌سازد و اجازه می‌دهد رابطه‌ی آن‌ها معنای اصلی کتاب را بسازد.

مهم‌ترین اقتباس از این کتاب، فیلم موسیو ابراهیم است که در سال ۲۰۰۳ با بازی عمر شریف ساخته شد. عمر شریف برای بازی در نقش موسیو ابراهیم بسیار دیده شد و فیلم باعث شد این داستان به مخاطبان بیشتری در جهان برسد. این یکی از مهم‌ترین نمونه‌هایی است که نشان می‌دهد آثار اشمیت ظرفیت زیادی برای تبدیل شدن به تصویر و اجرا دارند.


خرده‌ جنایت‌ های زناشوهری

خرده‌جنایت‌های زناشوهری یکی از نمایشنامه‌های مشهور اریک امانوئل اشمیت است. داستان با موقعیتی ساده اما پرتعلیق شروع می‌شود: مردی پس از حادثه‌ای حافظه‌اش را از دست داده و همسرش کنار اوست. اما گفت‌وگوی این زن و مرد کم‌کم نشان می‌دهد که ازدواج آن‌ها پر از راز، سوءظن، بازی قدرت و زخم‌های پنهان است.

این اثر برای کسانی جذاب است که نمایشنامه‌های گفت‌وگومحور و روان‌شناختی را دوست دارند. اشمیت در خرده‌جنایت‌های زناشوهری نشان می‌دهد که رابطه‌ی عاشقانه همیشه از بیرون قابل فهم نیست. گاهی دو نفر سال‌ها کنار هم زندگی می‌کنند، اما هنوز برای هم معما هستند. عنوان کتاب هم هوشمندانه است؛ چون جنایت در اینجا فقط به معنی جرم بزرگ نیست. گاهی بی‌توجهی، پنهان‌کاری، تحقیر، سکوت یا بازی‌دادن دیگری هم می‌تواند نوعی جنایت کوچک در زندگی مشترک باشد. این نمایشنامه در کشورهای مختلف روی صحنه رفته و در ایران هم یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار اشمیت است.


مهمانسرای دو دنیا

مهمانسرای دو دنیا از آثار فلسفی و نمایشی مهم اریک امانوئل اشمیت است. داستان در جایی میان زندگی و مرگ می‌گذرد؛ جایی شبیه هتل یا مهمانخانه که آدم‌ها نمی‌دانند قرار است به زندگی برگردند یا به جهان دیگری بروند. همین موقعیت، پرسش اصلی اثر را می‌سازد: اگر انسان نداند چقدر فرصت دارد، با خودش، گذشته‌اش و آدم‌های دیگر چه می‌کند؟

اشمیت در این نمایشنامه، مرگ را به شکل ترسناک و تاریک نشان نمی‌دهد. مرگ در مهمانسرای دو دنیا بیشتر شبیه آستانه است؛ جایی برای مکث، حساب‌وکتاب، گفت‌وگو و روبه‌رو شدن با حقیقت. شخصیت‌ها در این فضای معلق، آرام‌آرام نقاب‌هایشان را کنار می‌گذارند و معلوم می‌شود هرکس چه چیزی را از زندگی می‌خواسته و چه چیزی را از دست داده است.

این کتاب برای مخاطبی مناسب است که بعد از اسکار و بانوی صورتی می‌خواهد دوباره سراغ دغدغه‌های اشمیت درباره‌ی مرگ و معنا برود، اما در قالبی نمایشی‌تر و گفت‌وگومحورتر.


وقتی اثر هنری بودم

وقتی اثر هنری بودم یکی از رمان‌های متفاوت و تندتر اریک امانوئل اشمیت است. داستان درباره‌ی جوانی است که احساس می‌کند در برابر برادران زیبا و موفقش هیچ ارزشی ندارد. او در آستانه‌ی خودکشی با هنرمندی عجیب روبه‌رو می‌شود و از آنجا وارد بازی خطرناکی درباره‌ی بدن، شهرت، هنر و هویت می‌شود.

در این کتاب، اشمیت از زاویه‌ای انتقادی به دنیای هنر معاصر و جامعه‌ی نمایش نگاه می‌کند. سؤال اصلی کتاب این است: اگر بدن انسان تبدیل به اثر هنری شود، آیا انسان آزادتر می‌شود یا بیشتر از قبل اسیر نگاه دیگران می‌ماند؟ این رمان هم مثل بسیاری از آثار اشمیت، ایده‌ای فلسفی دارد، اما به شکل داستانی پرکشش روایت می‌شود.

وقتی یک اثر هنری بودم برای خوانندگانی مناسب است که دوست دارند اشمیت را در فضایی متفاوت از آثار معنوی‌تر و آرام‌ترش تجربه کنند. اینجا با نویسنده‌ای روبه‌رو هستیم که درباره‌ی زیبایی، مصرف شدن، رسانه، شهرت و ارزش انسان در جهان مدرن سؤال می‌پرسد.


یک روز قشنگ بارانی

یک روز قشنگ بارانی یکی از آثار شیرین و محبوب اریک امانوئل اشمیت است. ادت زنی معمولی است؛ زندگی ساده‌ای دارد، کار می‌کند، سختی کشیده، اما هنوز می‌تواند شادی را در چیزهای کوچک پیدا کند. او خواننده‌ی پرشور کتاب‌های نویسنده‌ای مشهور است و همین علاقه، مسیر زندگی‌اش را تغییر می‌دهد.

اشمیت در این داستان سراغ رابطه‌ی میان نویسنده و خواننده می‌رود. گاهی یک کتاب برای نویسنده فقط یکی از آثارش است، اما برای خواننده می‌تواند پناهگاه، امید یا دلیل ادامه دادن باشد. یک روز قشنگ بارانی درباره‌ی همین معجزه‌ی کوچک ادبیات است؛ اینکه یک داستان می‌تواند وارد زندگی آدمی معمولی شود و او را از تنهایی بیرون بکشد.

خود اشمیت فیلم یک روز قشنگ بارانی را هم ساخت. این فیلم با بازی کاترین فرو و آلبر دوپونتل شناخته می‌شود و نشان می‌دهد اشمیت فقط نویسنده‌ای برای صفحه‌ی کتاب نیست؛ او جهان داستانی‌اش را در تصویر هم دنبال کرده است.


شب آتش

شب آتش یکی از شخصی‌ترین کتاب‌های اریک امانوئل اشمیت است. این کتاب بر اساس تجربه‌ی او در صحرای آهگار نوشته شده؛ تجربه‌ای که مسیر فکری و روحی‌اش را تغییر داد. اشمیت در این اثر از سفری می‌گوید که ابتدا شبیه یک ماجراجویی بیرونی است، اما کم‌کم به سفر درونی تبدیل می‌شود.

اهمیت شب آتش در این است که خواننده می‌تواند ریشه‌ی بسیاری از دغدغه‌های بعدی اشمیت را در آن ببیند. ایمان، تردید، راز، تنهایی، سکوت، مرگ و حضور چیزی فراتر از عقل روزمره، در این کتاب پررنگ‌اند. اگر در آثار داستانی اشمیت با شخصیت‌هایی روبه‌رو می‌شویم که در لحظه‌های بحرانی دنبال معنا می‌گردند، در شب آتش خود نویسنده را می‌بینیم که در چنین لحظه‌ای ایستاده است.


اقتباس‌ های مهم از آثار اریک امانوئل اشمیت

آثار اریک امانوئل اشمیت بارها به تئاتر، سینما و اجراهای مختلف راه پیدا کرده‌اند. این موضوع عجیب نیست؛ چون اشمیت از ابتدا با تئاتر زندگی کرده و بسیاری از آثارش بر پایه‌ی گفت‌وگو، موقعیت نمایشی و شخصیت‌های محدود اما پرکشش ساخته شده‌اند.

موسیو ابراهیم و گل‌های قرآن یکی از مهم‌ترین اقتباس‌های سینمایی از آثار اوست. فیلمی که با بازی عمر شریف ساخته شد و داستان دوستی پیرمرد مسلمان و نوجوان یهودی را به مخاطبان جهانی معرفی کرد. این اقتباس نقش مهمی در شهرت بین‌المللی اثر داشت و نشان داد جهان داستانی اشمیت می‌تواند بیرون از ادبیات هم تأثیرگذار باشد.

اسکار و بانوی صورتی هم به فیلم تبدیل شد و خود اشمیت آن را کارگردانی کرد. این نکته مهم است؛ چون نشان می‌دهد او فقط نویسنده‌ای نیست که دیگران آثارش را اقتباس کنند. خودش هم تلاش کرده زبان سینما را تجربه کند و جهان داستانی‌اش را از نو بسازد. فیلم ادت تولموند نیز با کارگردانی اشمیت ساخته شد و یکی دیگر از نمونه‌های ورود مستقیم او به سینماست.

نمایشنامه‌های او هم در کشورهای زیادی روی صحنه رفته‌اند. آثاری مثل مهمان، خرده‌جنایت‌های زناشوهری، مهمانسرای دو دنیا، نوای اسرارآمیز و لیبرتین ظرفیت اجرایی بالایی دارند، چون بر گفت‌وگو، تعلیق و چرخش‌های فکری ساخته شده‌اند. اشمیت در تئاتر، بیشتر از صحنه‌های شلوغ، به برخورد دو ذهن علاقه دارد؛ دو نفر که با هم حرف می‌زنند و در پایان، دیگر همان آدم‌های اول نمایش نیستند.


اریک امانوئل اشمیت از چه کسانی تأثیر گرفته است؟

یکی از مهم‌ترین چهره‌های تأثیرگذار بر اریک امانوئل اشمیت، دیدرو است. او رساله‌ی دکترای خود را درباره‌ی دیدرو و متافیزیک نوشت و بعدها هم بارها به علاقه‌اش به این فیلسوف فرانسوی اشاره کرد. دیدرو برای اشمیت فقط موضوع دانشگاهی نبود؛ نمونه‌ی نویسنده‌ای بود که فلسفه، ادبیات، تئاتر، گفت‌وگو و آزادی فکر را کنار هم می‌گذاشت.

تئاتر کلاسیک فرانسه هم روی اشمیت اثر داشته است. علاقه‌ی نوجوانی او به سیرانو دو برژراک و ادمون روستان، مسیرش را به سمت نمایشنامه‌نویسی باز کرد. او بعدها با نمایشنامه‌هایی مثل نوای اسرارآمیز نشان داد که به سنت نمایشنامه‌ی گفت‌وگومحور وفادار است؛ سنتی که در آن، صحنه جایی برای جدال فکرها و احساس‌هاست.

از سوی دیگر، موسیقی، به‌خصوص موتسارت، در جهان اشمیت جایگاه ویژه‌ای دارد. او شیفته‌ی موسیقی کلاسیک است و حتی در حوزه‌ی اپرا هم کار کرده است. کتاب زندگی من با موتسارت نشان می‌دهد موسیقی برای او فقط یک علاقه‌ی شخصی نیست؛ نوعی زبان معنوی است. در آثار او هم گاهی همین حس موسیقایی دیده می‌شود؛ متن‌ها کوتاه‌اند، ریتم دارند و با چند حرکت ساده، احساسی عمیق می‌سازند.