فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب خرده جنایت‌های زناشوهری

کتاب خرده جنایت‌های زناشوهری

نسخه الکترونیک کتاب خرده جنایت‌های زناشوهری به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب خرده جنایت‌های زناشوهری

خرده جنایت‌های زناشوهری داستان زوجی است در پی حقیقت . در این نمایشنامه اریک امانوئل اشمیت با طنزی سیاه، تحلیلی ظریف از دلدادگی و زندگی زناشویی ارائه می‌دهد و خواننده را متحیر و شگفت‌زده و هر لحظه غافلگیر می‌کند.

  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.45 مگابایت
  • تعداد صفحات ۸۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب خرده جنایت‌های زناشوهری

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



آپارتمان تاریک است.
صدای قفل و کلید می آید.
در باز می شود و از لای در سایه ی دو نفر از ورای روشنایی قرمز رنگ راهرو به چشم می خورد.
زن وارد اتاق می شود، مرد با چمدانی در دست، کمی عقب تر در درگاه باقی می ماند، انگار تردید دارد که داخل شود. لیزا به طرف پریز برق می دود، باعجله تمام چراغ ها را یکی پس از دیگری روشن می کند، بی صبرانه می خواهد هر چه زودتر همه جا دیده شود.
وقتی همه جا روشن شد درست مثل این که دکور نمایشی را آماده کرده باشد، دست هایش را باز می کند و آپارتمان را نشان می دهد.

لیزا: خوب؟

مرد سرش را به علامت نفی تکان می دهد. زن نگران اصرار می کند.

لیزا: چرا! عجله نکن. فکرت را متمرکز کن.

مرد نگاه دقیق و موشکافانه ای به اسباب ها می اندازد سپس باحالتی مغلوب و ترحم انگیز گردنش را کج می کند.

لیزا: هیچی؟
ژیل: هیچی.

زن با این پاسخ قانع نمی شود از او می خواهد چمدانش را زمین بگذارد، در را می بندد، بازویش را می کشد و او را به طرف مبل می برد.

لیزا: اینم مبلیه که دوست داری توش بشینی و کتاب بخونی.
ژیل: به نظر حسابی درب و داغون می آد.
لیزا: هزار دفعه گفتم بیا پارچه اش را عوض کنیم ولی هر دفعه جواب می دادی یا من یا پارچه فروش.

ژیل روی مبل می نشیند. از درد، صورتش درهم می رود.

ژیل: فقط پارچه اش نیست که باید عوض شه، فنرش هم پدر آدمو درمی آره.
لیزا: فنر روشنفکری.
ژیل: ببخشین؟
لیزا: به عقیده ی تو یک مبل درست و حسابی باید ناراحت باشه. اسم این فنری رو که توی ران چپت فرو می ره گذاشته بودی فنر روشنفکری، عقربه های ذهن، سیخ هوشیاری!
ژیل: حالا من یک روشنفکر الکیم یا یک مرتاض واقعی؟
لیزا: برو پشت میزت بشین.

ژیل مطیع به دنبال لیزا می رود اما با بدگمانی به صندلی نگاه می کند و پیش از نشستن دستی به آن می کشد. وقتی می نشیند فلز صندلی جیرجیر می کند. ژیل آهی می کشد.

ژیل: درباره ی جیرجیر صندلی هم نظریه دارم؟
لیزا: معلومه. نمی زاری حتا یک قطره روغن بهش بزنم. به نظر تو هر جیرجیری مثل یک زنگ خطره. یک چهارپایه ی زنگ زده به طرز فعالانه ای به مبارزاتت علیه از هم گسیختگی جهانی کمک می کنه.
ژیل: درباره ی همه چیز این طوری نظریه می دم؟
لیزا: تقریباً. خدا نکنه روی میز کارت رو مرتب کنم دیگه واویلا! اسم شلوغی کاغذهای انبار شده روی میزت رو گذاشتی «نظم بایگانی تاریخی». دایم می گی که کتابخونه بدون خاک مثل کتابخونه های اتاق انتظاره. به نظر تو چون خود نون رو می خوریم خرده های نون هم کثیف نیستن. حتا همین چند وقت پیش با اطمینان ادعا می کردی که خرده های نون اشک های نون هستن که وقتی می بُریمش از شدت درد از چشم هاش سرازیر می شه. نتیجه این که تو دل مبل ها و تخت ها پر از غم و غصه است. لامپ های سوخته رو عوض نمی کنی به بهانه ی این که باید چند روزی برای مرگ روشنایی عزاداری کرد. بعد از پانزده سال مطالعه و زندگی مشترک بالاخره موفق شدم نظریه های متعدد تو رو در یک فرضیه ی اساسی خلاصه کنم که اینه: توی خونه دست به سیاه و سفید نباید زد!

مرد لبخند ملایم و متاثری به لب دارد.

ژیل: پس زندگی با من جهنمه؟
زن متعجب به طرف او برمی گردد.
لیزا: هر وقت این سوال رو می کنی دلم می گیره.
ژیل: و جوابش چیه؟

لیزا چیزی نمی گوید. از آن جا که ژیل هم چنان منتظر است، سرانجام تسلیم می شود و با لحنی ملایم و شرم آلود جواب می دهد:

لیزا: البته که جهنمه... ولی یه جورایی هم... به این جهنم علاقه دارم.
ژیل: چرا؟
لیزا: چون هواش گرمه...
ژیل: آره، تو جهنم همیشه همین طوره.
لیزا: و جای منم معلومه.
ژیل: شیطان، شیطان...

مرد که با این حرف ها خیالش راحت شده است متوجه اطرافش می شود و دستی به اشیای دم دستش می کشد.

نظرات کاربران درباره کتاب خرده جنایت‌های زناشوهری

این کتاب را خواندم، ارزش خواندن دارد، اصولاً خواندن کتاب های اریک اشمیت ارزش خواندن دارد و با فرهنگ و ساختار فکری ایرانی ها هماهنگی بسیار دارد. واقعیت را روایت می‌کند و محیط آزمایشی خوب است برای راه و پیدا کردن راه صحیح رسیدن به یک پیوند زناشویی قوی و بدست آوردن یک نوع نگاه پر از ایثار در زندگی
در 2 سال پیش توسط حامد احمدی
یک اثر خواندنی و اموزنده انجمن دانوش جلسه ی نقد مفصلی برای این کتاب برگزار کرد. سرچ کنید پیداش میکنید فایل صوتیشو
در 2 سال پیش توسط ali...990
نویسنده با زبردستی احساسات مرد و زن و چگونگی فرسودگی رابطه و نجات عشق را به تصویر می کشد کتابی که وقتی شروع به خواندن می کنی تا پایان را لاجرعه می نوشی
در 1 سال پیش توسط افسون فروغی پور
این کتاب بی‌نظیره!!!!
در 2 سال پیش توسط پروین اربابی
یه نمایشنامه ی بی نظیر از اریک اشمیت بی نظیر❤❤❤
در 2 سال پیش توسط پوریا مصدقی
عالی بود. به نظرم، مهارت نویسنده در شناخت هر دو نیمه مردانه و زنانه وجودش، به همراه یک نبوغ غریب در ایجاد جذابیت های داستانی، این اثر بی نظیر رو خلق کرده. جا داره که از ترجمه روان و بی نقص سرکار خانم دکتر حائری هم یاد کنم که خوندن این شاهکار رو لذت بخش تر کرد.
در 1 سال پیش توسط بابک مومنی
زمان مطالعه : بین ۵۰ تا ۷۰ دقیقه. نمایشنامه‌ای صمیمی ، جذاب ، روان ،هیجان انگیز و قابل تأمل است که به مسایل زناشویی ،حقیقت ،عشق و .. می‌پردازد. در واقع دیالوگی دونفره‌ و اصطلاحا یک‌پرده‌ای‌ست. پیشنهاد می‌کنم در یک نشست تا انتها بخوانید. در ایران هم توسط فرهاد آییش روی صحنه رفته.
در 1 سال پیش توسط Mostafi parvizi
کتاب فوق العاده خوبی که کمک میکنه باتفاوتهای فکر و احساس زن و مرد بطور داستان گونه آشنابشیم.یاد بگیریم بخشیم و دوباره عاشق هم بشیم🙏با توجه به تعداد صفحات کمی که داره قطعا نخوندنش ضرر بزرگیه👌
در 2 سال پیش توسط سیمین سیمینی
چرا صوتیشو نمیزااارید؟؟؟ اکثر کتابهای خوبتون صوتی نیست.خیلی بده اینطوری
در 2 سال پیش توسط asa...r55
کتاب خیلی خوبیه . در قالب یک نمایشنامه حقایقی و در مورد هر رابطه زناشویی مطرح می‌کنه . مطالعه این کتاب و به همه زوج‌ها پیشنهاد می‌کنم.
در 1 سال پیش توسط رامین کرمی