
این طور گفته میشود که کتابها خوانندگانشان را پیدا میکنند، ولی گاهی به کسی نیاز دارند که راه درست را به آنها نشان بدهد. کتابفروشیای که اسم آم شتادت تور را یدک میکشد، گرچه با دروازۀ شهر یا بهتر بگوییم با آنچه از آن باقی مانده بود و از نظر اکثر شهروندان، اثر هنری جسورانهای محسوب میشد، بیش از سه چهارراه فاصله داشت. این کتابفروشی بسیار قدیمی در دورانهای تاریخی مختلفی ساخته شده و گسترش یافته بود. دیوارها و گچ بریهای تزیینی، کنار دیوارهای سادهای قرار داشتند که زوایایشان قائمه بودند. داخل ساختمان تعدادی استند پلاستیکی قرمز پُر از دیویدی و سیدی هم بودند که یا کنار قفسههای فلزی رمانهای گرافیکی قرار داشتند، و قفسههای فلزی هم کنار ویترینهای شیشهای براقی بودند که داخلشان کرههای جغرافیایی بود، یا کنار قفسه های چوبی شیک پُر از کتاب. در این کتابفروشی، بازیهای اجتماعی، نوشت افزار، چای و تازگیها حتی شکلات هم عرضه میشد. بر این محیط شلوغ و بی نظم، پیشخان تیره و سنگینی حاکم بود که کارکنان آن را محراب مینامیدند.
در این کتابفروشی، فقط یک سؤال مطرح میشد؛ سؤالی که فلسفۀ وجودی کتابفروشیها پاسخ دادن به آن است:« میتوانید یک کتابِ خوب به من پیشنهاد کنید؟»
| فرمت محتوا | mp۳ |
| حجم | 431.۵۵ کیلوبایت |
| مدت زمان | ۰۷:۴۰:۱۸ |
| نویسنده | کارستن هن |
| مترجم | حسین تهرانی |
| گوینده | اشکان عقیلی پور |
| ناشر | رادیوگوشه |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۷/۱۹ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |