دانلود اپلیکیشن
امکان مطالعه در اپلیکیشن فیدیبو
دانلود
جلد کتاب صوتی تولد اثر رولد دال

کتاب صوتی تولد اثر رولد دال

کتاب صوتی
نویسنده:
گویندگان:
درباره تولد

«همه چیز طبیعیه، فقط دراز بکش و استراحت کن.»


داستان «تولد» با همین جمله ساده آغاز می‌شود؛ جمله‌ای که قرار است زنی جوان را آرام کند، اما برای او معنای چندانی ندارد. او تازه فرزند چهارمش را به دنیا آورده، اما به جای آنکه از شنیدن خبر تولد فرزندش خوشحال باشد، وحشت‌زده است. او سه فرزند قبلی‌اش را در فاصله‌ای کوتاه از دست داده و حالا حتی شنیدن صدای گریه نوزاد هم نمی‌تواند ترس از تکرار گذشته را از ذهنش دور کند.

رولد دال در این داستان کوتاه، ما را به اتاق زایمانی می‌برد که در ظاهر اتفاقی عادی در آن رخ داده است: کودکی به دنیا آمده، مادر خسته است و پزشک تلاش می‌کند او را آرام کند. اما هرچه گفت‌وگوی میان زن و دکتر پیش می‌رود، گذشته دردناک او آرام‌آرام آشکار می‌شود. سه فرزندش، اوتو، گوستاو و آیدا، یکی پس از دیگری مرده‌اند و هر مرگ، ترس و اضطراب بیشتری برای مادر باقی گذاشته است.

زن نمی‌تواند به اطمینان‌های دکتر اعتماد کند. او قبلا هم شنیده بود که بچه‌هایش سالم و طبیعی هستند، اما هیچ‌کدام زنده نماندند. برای همین، وقتی پزشک می‌گوید نوزاد تازه‌متولدشده سالم است، این جمله برای او بیشتر شبیه تکرار یک کابوس قدیمی است تا خبری امیدوارکننده.

در کنار این ترس، رابطه زن با همسرش نیز تصویر دیگری از زندگی او را نشان می‌دهد. شوهرش، الویس هیتلر، مردی است که ظاهرا با مرگ فرزندان قبلی نتوانسته یا نخواسته مانند همسرش با آن روبه‌رو شود. خاطرات زن از واکنش‌های او، از جمله بی‌تفاوتی و نگاه نگران‌کننده‌اش به نوزادان، باعث شده تولد فرزند جدید بیش از آنکه آغاز یک زندگی تازه باشد، برای مادر یادآور مرگ‌های گذشته باشد.


یکی از نقاط مهم داستان، زمانی است که دکتر درباره نام نوزاد سؤال می‌کند. مادر می‌گوید شوهرش تصمیم گرفته اگر فرزندشان پسر باشد، نام او را «آدولفیوس» بگذارند؛ نامی که بعدا مشخص می‌شود شکل دیگری از نام «آدولف» است. از اینجا، داستان معنای دیگری پیدا می‌کند. نوزادی که در مرکز این روایت قرار دارد، همان کودکی است که بعدها نامش جهان را با یکی از تاریک‌ترین دوره‌های تاریخ گره خواهد زد.


دال با انتخاب این موقعیت، داستان را از یک روایت خانوادگی درباره مرگ کودکان به داستانی درباره تاریخ و سرنوشت تبدیل می‌کند. خواننده از همان لحظه‌ای که هویت نوزاد آشکار می‌شود، میان دو تصویر متضاد قرار می‌گیرد: از یک سو، نوزادی کوچک و بی‌دفاع که مادرش فقط آرزو دارد زنده بماند؛ و از سوی دیگر، شخصیتی تاریخی که مخاطب از آینده او و پیامدهای زندگی‌اش آگاه است.

همین تضاد، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های «تولد» است. مادر فقط یک چیز می‌خواهد: اینکه این بار فرزندش زنده بماند. او ماه‌ها دعا کرده، برای حفظ جان کودک خود ترسیده و حالا با تمام وجود به نوزاد تازه‌متولدشده نگاه می‌کند. برای او، این کودک هنوز هیچ ارتباطی با آینده‌ای که خواننده می‌شناسد ندارد. او فقط پسر کوچکش است؛ کودکی که باید فرصت زندگی کردن داشته باشد.


داستان از طرف دیگر، خواننده را وادار می‌کند درباره رابطه میان گذشته و آینده فکر کند. آیا می‌توان یک انسان را پیش از آنکه انتخابی کرده باشد، بر اساس آینده‌ای که هنوز اتفاق نیفتاده قضاوت کرد؟ آیا تولد یک انسان می‌تواند نقطه آغاز چیزی باشد که سال‌ها بعد به فاجعه‌ای تاریخی تبدیل شود؟ و اگر ما از سرنوشت یک کودک خبر داشته باشیم، آیا نگاه‌مان به همان کودک تغییر می‌کند؟

رولد دال این پرسش‌ها را با توضیح مستقیم پاسخ نمی‌دهد. او به جای آن، موقعیتی ساده و ملموس می‌سازد و اجازه می‌دهد تضاد میان معصومیت نوزاد و آگاهی خواننده، فضای داستان را شکل دهد. اتاق زایمان به تدریج از یک فضای پزشکی معمولی به صحنه‌ای تبدیل می‌شود که در آن ترس، سوگ، امید و آگاهی تاریخی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.


«تولد» همچنین داستان مادری است که پس از تجربه چندین فقدان، دیگر نمی‌تواند به سادگی به امید اعتماد کند. هر جمله اطمینان‌بخش دکتر برای او یادآور جمله‌هایی است که پیش از مرگ فرزندان قبلی شنیده بود. به همین دلیل، اضطراب او فقط ترس از آینده نیست؛ بخشی از آن، زخمی است که هنوز از گذشته بهبود پیدا نکرده است.


در بخش پایانی داستان، وقتی پدر برای نخستین بار نوزاد را می‌بیند، همان نگرانی قدیمی درباره کوچک و ضعیف بودن کودک دوباره مطرح می‌شود. دکتر تلاش می‌کند این نگاه را تغییر دهد و از والدین می‌خواهد به این نوزاد فرصت بدهند. مادر نیز سرانجام جرئت می‌کند به فرزندش نگاه کند و با وجود تمام ترس‌هایی که در ذهنش دارد، او را در آغوش بگیرد و با نامش صدا بزند.

اما خواننده چیزی را می‌داند که شخصیت‌ها نمی‌دانند. همین فاصله میان دانستن و ندانستن، پایان داستان را به یکی از تلخ‌ترین بخش‌های آن تبدیل می‌کند. دعای مادر برای زنده ماندن فرزندش، در حالی شنیده می‌شود که مخاطب از آینده این کودک باخبر است.


«تولد» داستانی کوتاه درباره یک خانواده است، اما در لایه‌ای عمیق‌تر، درباره مواجهه انسان با آینده‌ای است که هنوز از راه نرسیده است. رولد دال با قرار دادن یک اتفاق تاریخی بزرگ در دل یکی از خصوصی‌ترین لحظه‌های زندگی یک خانواده، تصویری متفاوت از مفهوم سرنوشت، معصومیت، فقدان و قضاوت می‌سازد.


کتاب صوتی «تولد» به روایت و کارگردانی شهین نجف‌زاده و گویندگی محسن بهرامی، مهتاب احمدی، محمد طالبی و نگین مومنی ارائه شده است و برای علاقه‌مندان به داستان‌های کوتاه، ادبیات تلخ و روان‌شناختی و روایت‌هایی که پس از پایان، پرسش‌های اخلاقی و تاریخی در ذهن باقی می‌گذارند، شنیدنی است.


«تولد» در نهایت ما را با پرسشی ساده اما سنگین روبه‌رو می‌کند: اگر می‌توانستیم آینده یک نوزاد را ببینیم، آیا نگاه‌مان به او همان نگاه پیشین باقی می‌ماند؟

شاید یکی از تلخ‌ترین بخش‌های داستان همین باشد که برای مادر، آن کودک فقط یک نوزاد است؛ کودکی که از او می‌خواهد زنده بماند.

شناسنامه

فرمت محتوا
mp۳
حجم
18.۲۹ کیلوبایت
مدت زمان
۱۸:۴۵
نویسندهرولد دال
مترجمنگین مومنی
گوینده شهین نجف زاده
گوینده دوممحمد طالبی
گوینده سوممحسن بهرامی
گوینده چهارممهتاب احمدی
گوینده پنجمنگین مومنی
ناشرنوین کتاب
زبان
فارسی
تاریخ انتشار
۱۴۰۵/۰۷/۱۵
قیمت ارزی
2 دلار
مطالعه و دانلود فایل
فقط در فیدیبو
اطلاعات کتاب

نقد و امتیاز من

بقیه را از نظرت باخبر کن: