
وقتی از این خانه بیرون بروم، دستبند به دستم خواهد بود.
باید در فرصتی که داشتم فرار میکردم. حالا دیگر این فرصت از دست رفته است. حالا که پلیسها داخل خانهاند و چیزی را که در طبقه بالا اتفاق افتاده کشف کردهاند، راه بازگشتی وجود ندارد.
تا پنج دقیقه دیگر من را از حقوقم آگاه میکنند. نمیدانم چرا تا حالا این کار را نکردهاند. شاید میخواهند فریبم بدهند تا چیزی را بگویم که نباید.
خب، موفق باشید با این آرزویتان!
پلیسی با موی سیاه جوگندمی روی مبل کنارم نشسته و هیکل تنومندش را روی چرم ایتالیایی به رنگ کاراملِ سوخته تکان میدهد. با خودم فکر میکنم در خانهاش چه نوع مبلی دارد. مطمئناً مثل اینیکی قیمت پنجرقمی ندارد. احتمالاً رنگ جیغی مثل نارنجی دارد و پر است از موی حیوان خانگی و بیشتر از یک پارگی در درزهایش دیده میشود. نمیدانم اصلاً او هم الان به مبل خانهاش فکر میکند و آرزو دارد یکی مثل این داشته باشد یا نه.
یا شاید بیشتر به جسد بیجان در اتاق زیرشیروانی فکر میکند.
با لهجه نیویورکیاش میگوید: «خب، بذارین یه بار دیگه موضوع رو مرور کنیم.» اسمش را قبلاً گفته، اما از ذهنم پریده است. پلیسها باید اسمشان را با پلاکی قرمز روی لباسشان بزنند. در شرایط پراسترس چطور ممکن است آدم اسمهایشان را به خاطر بسپارد؟ گمان کنم او کارآگاه باشد. «کِی جسد رو پیدا کردی؟»
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۴۰ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 320 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | فریدا مکفادن |
| مترجم | یاسمن ثانوی |
| ناشر | نشر نون |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۳/۱۲ |
| قیمت ارزی | 18 دلار |
| قیمت چاپی | 590,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |