
تو آسوپاسی.
قبلاً هم خرپول هم نبودی... گارسون یک غذاخوری بودن کاری سخت است با درآمد کم. سالهاست که هشتت گروی نُهت است، اما اخیراً وضعت افتضاحتر شده است. سال گذشته یک درگیری قانونی داشتهای، حکم حبست هم به تعویق افتاده و حالا بدهی کارت اعتباریات سر به فلک میکشد. دو هفته هم برای پرداخت اجارهخانهات به همخانهات تأخیر کردهای. همخانهات هم از آن همخانههای مهربان و بادرکی نیست که مشکلی با این قضیه نداشته باشد.
نوزده ماه هم هست که دوستی نداشتهای، هیچ ربطی هم آسوپاسبودنت ندارد، اما یکی دیگر از مزخرفات زندگی مزخرفت است. ولی همخانهات بلیر یک دوست دارد و آن دو خب... خیلی پرسروصدا هستند.
نکته مثبت این ماجرا این است که ممکن نیست وضعیت از این بدتر شود.
ساعت شش غروب شنبه است و روی تخت اتاقت دراز کشیدهای، با تلفن همراهت توی اینترنت میچرخی و به دنبال ایدهای برای بیشتر پولدرآوردن هستی. همزمان سعی داری صدای بلیر و دوستش در اتاق بغلی را نادیده بگیری. انگار دوستش دارد او را میکشد. احتمالاً نه... خیلی خوششانس است.
اینترنت در پیداکردن ایدههای درآمدزا هیچ کمکی نمیکند. پیشنهاد میکند برای اوبر کار کنی، اما ماشین نداری. پیشنهاد میکند از طریق تبلیغ محصولات کمیسیون بگیری، اما در شبکههای اجتماعی دنبالکنندهای نداری.
تازه روی لینکی کلیک کردهای که متعلق به سایتی امیدوارکننده به نام اونلیفنز است که درِ اتاقت ناگهان باز میشود. بلیر است، علاقه چندانی هم به درزدن ندارد. اما خوشبختانه یا بدبختانه اینجا هیچ کاری نمیکنی که حریم خصوصی چندانی نیاز داشته باشد. درحالیکه تیشرت بهشدت بزرگ دوستش را به تن دارد و موهای طلاییاش بههمریخته و صورتش سرخ است، بین در اتاق ایستاده است.
بلیر انگشتان مانیکورشدهاش را به سمت چراغ کوچک روی میز کنار تختت میگیرد و فریاد میکشد: «آها! میدونستم! بهخاطر همینه که قبض برقمون اینقدر بالا میآد!»
چراغ کوچک تنها منبع نور در اتاقت است. میخواهد چهکار کنی؟ در تاریکی محض بنشینی؟
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 779.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 160 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | فریدا مکفادن |
| مترجم | نشاط رحمانینژاد |
| ناشر | نشر نون |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۳/۰۴ |
| قیمت ارزی | 8 دلار |
| قیمت چاپی | 390,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |