دانلود اپلیکیشن
امکان مطالعه در اپلیکیشن فیدیبو
دانلود
جلد کتاب بادبادک باز اثر خالد حسینی نشر مجید

کتاب بادبادک باز اثر خالد حسینی نشر مجید

کتاب متنی
نویسنده:
ناشر:
درباره بادبادک باز

آیا می‌توان اشتباهی را که سال‌ها پیش مرتکب شده‌ایم جبران کرد، حتی اگر فرصت بازگشت به همان روز وجود نداشته باشد؟ «بادبادک‌باز» داستان امیر است؛ پسری که خاطره یک دوستی دوران کودکی، سال‌ها پس از ترک افغانستان نیز رهایش نمی‌کند. خالد حسینی در نخستین رمان خود، پیوند دو کودک را با تفاوت‌های طبقاتی و قومی، رابطه پدر و فرزند و تحولات تاریخی افغانستان گره می‌زند. نتیجه داستانی است که هم از دلتنگی برای خانه و گذشته حرف می‌زند و هم از مسئولیت فرد در برابر سکوت و انتخاب‌هایش. لحن عاطفی کتاب خواننده را به همدلی دعوت می‌کند، بی‌آنکه تصمیم‌های شخصیت اصلی را الزاما توجیه کند.


معرفی کتاب بادبادک‌باز

«بادبادک‌باز» نخستین رمان خالد حسینی است که در سال ۲۰۰۳ به زبان انگلیسی منتشر شد. بخش مهمی از داستان در کابل دهه ۱۹۷۰ می‌گذرد؛ زمانی که امیر، فرزند خانواده‌ای مرفه، با حسن، پسر خدمتکار خانه، روزهایش را به بازی و بادبادک‌بازی می‌گذراند. این دو در کنار یکدیگر بزرگ می‌شوند، اما جایگاه اجتماعی یکسانی ندارند و دیگران نیز با آن‌ها به یک شیوه رفتار نمی‌کنند.

داستان را امیر در بزرگسالی روایت می‌کند. بنابراین خواننده از همان ابتدا می‌فهمد که خاطرات کودکی قرار است با داوری‌های سال‌های بعد دوباره بررسی شوند. یک مسابقه بادبادک‌بازی، حادثه‌ای دردناک و سپس تغییر شرایط افغانستان، زندگی این دو دوست را از مسیر گذشته خارج می‌کند. حسینی با جابه‌جایی میان خاطره و زمان حال، نشان می‌دهد که فراموش‌ کردن یک اتفاق با پایان یافتن تاثیر آن یکسان نیست. کتاب درباره جنگ و مهاجرت نیز هست، اما موضوع اصلی آن در رابطه میان انسان‌ها و تصمیم‌هایی شکل می‌گیرد که حتی پس از گذشت سال‌ها اهمیت خود را حفظ می‌کنند.


خلاصه داستان کتاب بادبادک‌باز

امیر با پدرش، که او را «بابا» صدا می‌زند، در خانه‌ای بزرگ در کابل زندگی می‌کند. حسن و پدرش علی نیز در همان خانه حضور دارند. حسن در بازی‌ها همراه همیشگی امیر است و برای حفظ دوستی‌شان از خودگذشتگی می‌کند. با این همه، دو پسر در جهانی برابر زندگی نمی‌کنند: امیر به خانواده‌ای برخوردار از جایگاه اجتماعی بالاتر تعلق دارد و حسن به جامعه هزاره؛ تفاوتی که در برخورد بعضی اطرافیان با آن‌ها آشکار است.

امیر بیش از هر چیز می‌خواهد تحسین پدرش را به دست آورد. او به قصه‌نویسی علاقه دارد، درحالی‌که بابا برای شجاعت و جسارت اهمیت زیادی قائل است. مسابقه سالانه بادبادک‌بازی برای امیر فرصتی است تا خود را به پدر ثابت کند. اما اتفاقی که پس از مسابقه رخ می‌دهد، رابطه او با حسن را به‌شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. امیر در مواجهه با ترس و احساس گناه تصمیمی می‌گیرد که بعدها نیز نمی‌تواند به‌راحتی با آن کنار بیاید.

با دگرگون شدن اوضاع سیاسی افغانستان، امیر و پدرش ناچار به ترک کشور می‌شوند و زندگی تازه‌ای در آمریکا آغاز می‌کنند. مهاجرت فرصت‌های جدیدی پیش روی امیر می‌گذارد، اما خاطرات کابل از ذهنش پاک نمی‌شوند. سال‌ها بعد تماس رحیم‌ خان، دوست قدیمی خانواده، او را با امکان بازگشت به بخشی از گذشته روبه‌رو می‌کند. از این نقطه، داستان بیشتر به معنای جبران، مسئولیت و دشواری روبه‌رو شدن با حقیقت می‌پردازد. جزئیات این بازگشت و سرنوشت شخصیت‌ها بهتر است هنگام مطالعه کشف شوند.


شخصیت‌های اصلی کتاب بادبادک‌باز

امیر: راوی و شخصیت اصلی رمان است. او کودکی حساس، علاقه‌مند به داستان‌نویسی و مشتاق تایید پدرش است. امیر همیشه مطابق تصویری که از دوستی و شجاعت در ذهن دارد رفتار نمی‌کند. همین فاصله میان خواسته و عمل، زمینه اصلی تحول او را می‌سازد. خواننده می‌تواند رنج و تردیدش را درک کند، بدون اینکه تمام انتخاب‌هایش را بپذیرد.

حسن: دوست دوران کودکی امیر و پسر علی است. وفاداری، مهربانی و مهارت در بادبادک‌بازی از ویژگی‌های برجسته اوست. حسن در جامعه‌ای زندگی می‌کند که تبعیض قومی و طبقاتی بر فرصت‌هایش اثر گذاشته است. حضورش پرسش مهمی مطرح می‌کند: دوستی چه معنایی دارد اگر یکی از دو نفر برای دفاع از دیگری هزینه بیشتری بپردازد؟

بابا: پدر امیر، مردی بانفوذ و مستقل است که به درستکاری و جسارت اهمیت می‌دهد. رابطه او با پسرش ترکیبی از محبت، انتظار و سوءتفاهم است. مهاجرت نیز موقعیت اجتماعی و تصویر او از خودش را تغییر می‌دهد و جنبه‌های تازه‌ای از شخصیتش را آشکار می‌کند.

رحیم ‌خان: دوست نزدیک بابا و از معدود بزرگسالانی است که علاقه امیر به نوشتن را جدی می‌گیرد. نقش او در داستان فقط حمایت عاطفی نیست؛ آگاهی‌اش از گذشته و تماس او در سال‌های بعد، مسیر روایت را تغییر می‌دهد.

علی: پدر حسن و خدمتکار قدیمی خانه است. رفتار آرام و رابطه دیرینه‌اش با خانواده بابا، بخشی از مناسبات پیچیده میان دو خانواده را نشان می‌دهد.

آصف: نوجوانی زورگو و متعصب است که رفتار خشونت‌آمیزش نقطه مقابل رابطه امیر و حسن قرار می‌گیرد. او به خواننده یادآوری می‌کند که تبعیض در داستان فقط یک اختلاف نظر نیست و می‌تواند پیامد واقعی داشته باشد.

ثریا: زنی افغان است که امیر پس از مهاجرت با او آشنا می‌شود. حضورش امکان بررسی صداقت، پذیرش گذشته و توقعات اجتماعی در زندگی بزرگسالی را فراهم می‌کند.


دلایل معروف شدن کتاب بادبادک‌باز

یکی از دلایل شهرت رمان، پیوند دادن داستانی شخصی و عاطفی با تاریخ معاصر افغانستان است. خواننده تحولات بزرگ را نه فقط از راه شرح جنگ و سیاست، بلکه از خلال خانه، مدرسه، دوستی و مهاجرت تجربه می‌کند. راوی نیز شخصیتی بی‌اشتباه نیست؛ سکوت و ترس او موجب می‌شود پرسش‌های اخلاقی کتاب تا پایان زنده بمانند.

«بادبادک‌باز» پس از انتشار در سال ۲۰۰۳ مخاطبان فراوانی یافت و به اثری شناخته ‌شده در سطح بین‌المللی تبدیل شد. در سال ۲۰۰۷ فیلمی به کارگردانی مارک فورستر از روی آن ساخته شد. شهرت کتاب را البته نباید فقط به اقتباس سینمایی نسبت داد؛ امکان همدلی با شخصیت‌ها و بازگشت مداوم داستان به مسئله مسئولیت، از دلایل ماندگاری آن برای خوانندگان است.


نویسنده، مترجم و انتشارات کتاب بادبادک‌باز

«بادبادک‌باز» نوشته خالد حسینی، نویسنده افغان‌تبار آمریکایی، است. نسخه موردنظر با ترجمه غلامرضا اسکندری و توسط نشر مجید منتشر شده است. برای این نسخه ۴۳۲ صفحه ثبت شده و متن در قالب EPUB عرضه می‌شود. این اطلاعات فقط به همین نسخه تعلق دارند؛ صفحه‌شماری و نام مترجم ممکن است در نسخه‌های دیگر متفاوت باشند. برای بررسی سبک ترجمه، خواندن نمونه همان نسخه بهتر از تکیه بر داوری‌های کلی درباره ترجمه‌های مختلف است.


کتاب بادبادک‌باز برای چه کسانی مناسب است؟

این رمان برای خوانندگانی مناسب است که از داستان‌های عاطفی و شخصیت‌محور لذت می‌برند و می‌خواهند بدانند تجربه مهاجرت، احساس گناه و روابط خانوادگی چگونه می‌توانند بر یک زندگی اثر بگذارند. علاقه‌مندان به داستان‌هایی با راوی اول ‌شخص و حرکت میان کودکی و بزرگسالی نیز احتمالا با شیوه روایت آن همراه می‌شوند.

کتاب برای آشنایی داستانی با بخشی از زندگی مردم افغانستان هم ارزش دارد، اما نباید سرگذشت شخصیت‌های خیالی را نماینده تمام جامعه افغانستان دانست. خواننده می‌تواند پس از مطالعه، برای شناخت دقیق رویدادهای تاریخی سراغ منابع پژوهشی مستقل برود.

از سوی دیگر، فضای رمان همیشه آرام نیست. خشونت، آزار جنسی، تبعیض، جنگ، فقدان و آسیب به کودکان از موضوعات حساس آن هستند. افرادی که ترجیح می‌دهند چنین صحنه‌هایی نخوانند، بهتر است هنگام انتخاب به این ویژگی توجه کنند. کتاب همچنین مناسب کسی نیست که از یک روایت تاریخی انتظار گزارش بی‌طرفانه و مستند رویدادها را دارد؛ «بادبادک‌باز» پیش از هر چیز داستان است.


موضوع اصلی و ژانر کتاب بادبادک‌باز

«بادبادک‌باز» رمانی اجتماعی، خانوادگی و تاریخی با محوریت رشد شخصیت است. گناه و امکان جبران از مضامین مهم آن به شمار می‌آیند، اما داستان این دو مفهوم را به شکل حکم اخلاقی ساده ارائه نمی‌کند. امیر باید بفهمد آیا احساس پشیمانی به‌تنهایی کافی است یا مسئولیت‌پذیری به عمل و پذیرش پیامدها نیاز دارد.

موضوع دیگر، نابرابری است. تفاوت موقعیت امیر و حسن نشان می‌دهد که صمیمیت شخصی همیشه ساختارهای اجتماعی را از بین نمی‌برد. در رابطه پدر و پسر نیز انتظارهای ناگفته و میل به تایید، بر تصمیم‌ها اثر می‌گذارند. بادبادک در این میان فقط وسیله بازی نیست؛ نشانه‌ای است که در لحظه‌های مختلف با شادی، رقابت، فقدان و خاطره پیوند پیدا می‌کند.

پس‌زمینه سیاسی رمان شامل تغییر حکومت، جنگ و مهاجرت است. با این‌ حال خالد حسینی از این حوادث برای بازسازی زندگی شخصیت‌ها استفاده می‌کند، نه برای نگارش کتابی تاریخ‌نگارانه. همین ترکیب، اثر را در مرز داستان خانوادگی و رمان تاریخی قرار می‌دهد.


نقد و بررسی کتاب بادبادک‌باز

از نقاط قوت اثر، روایت از نگاه امیر است. خواننده فقط با نتیجه اعمال او روبه‌رو نمی‌شود؛ ترس‌ها، توجیه‌ها و پشیمانی‌هایش را نیز می‌شنود. اما نزدیک بودن به ذهن راوی، به معنای قابل ‌اعتماد بودن تمام قضاوت‌هایش نیست. امیر گاهی می‌کوشد گذشته را از زاویه‌ای تعریف کند که تحمل آن برای خودش آسان‌تر باشد. همین فاصله به خواننده امکان می‌دهد روایت را فعالانه بررسی کند.

نقطه قوت دیگر، ارتباط میان مکان و تجربه شخصیت‌هاست. کابل دوران کودکی، خانه مهاجران در آمریکا و تصویری که امیر سال‌ها بعد از وطن به یاد می‌آورد، یکسان نیستند. خالد حسینی با جابه‌جا کردن شخصیت از محیط آشنا به محیط تازه، نشان می‌دهد تغییر مکان می‌تواند روابط قدرت، نقش‌های خانوادگی و احساس تعلق را دگرگون کند.

با این‌ حال، شیوه داستان‌گویی کتاب برای همه خوانندگان به یک اندازه قانع‌کننده نیست. بعضی گره‌های داستانی و برخوردهای سرنوشت‌ساز ممکن است بسیار حساب‌شده یا پرتنش به نظر برسند. همچنین تقابل اخلاقی برخی شخصیت‌ها گاهی آشکار است و به‌اندازه زندگی واقعی ابهام ندارد. این‌ها می‌توانند برای کسی که رمان‌های کم‌حادثه و واقع‌گرایی محتاطانه را ترجیح می‌دهد، نقطه ضعف باشند.

در ارزیابی داستان، بهتر است فهمیدن امیر را با بخشیدن او یکی ندانیم. رمان درباره امکان تغییر است، اما خواننده مجبور نیست هر تلاش برای جبران را کافی بداند. همین امکان اختلاف نظر درباره مسئولیت و عدالت، «بادبادک‌باز» را برای گفت‌وگو پس از مطالعه مناسب می‌کند.


بیوگرافی خالد حسینی

خالد حسینی در سال ۱۹۶۵ در کابل متولد شد. پدرش دیپلمات و مادرش آموزگار زبان فارسی و تاریخ بود. خانواده او در سال ۱۹۷۶ به پاریس نقل مکان کردند و پس از تحولات سیاسی افغانستان و ورود نیروهای شوروی، در سال ۱۹۸۰ به آمریکا رفتند. حسینی در کالیفرنیا تحصیل کرد، مدرک پزشکی گرفت و مدتی به‌عنوان پزشک داخلی فعالیت داشت.

او نگارش «بادبادک‌باز» را در سال ۲۰۰۱ آغاز کرد و نخستین رمانش در سال ۲۰۰۳ منتشر شد. پس از آن، آثار داستانی دیگری با محوریت روابط انسانی، خانواده، مهاجرت و خاطره نوشت. حسینی در سال ۲۰۰۶ سفیر حسن نیت کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل شد و بنیاد خیریه‌ای نیز برای حمایت از مردم افغانستان تاسیس کرد. تجربه مهاجرت در زندگی او با موضوع بعضی آثارش ارتباط دارد، اما نباید شخصیت امیر یا سرگذشت او را بازگویی مستقیم زندگی نویسنده دانست.


آثار محبوب خالد حسینی

هزار خورشید تابان: این رمان بر زندگی دو زن افغان، مریم و لیلا، تمرکز دارد که سرنوشتشان در شرایط جنگ و محدودیت‌های اجتماعی به هم گره می‌خورد. در مقایسه با «بادبادک‌باز»، روایت بیشتر بر تجربه زنان، پیوندهای خانوادگی و مقاومت روزمره تاکید دارد.

و کوهستان به طنین آمد: داستان با رابطه خواهر و برادری آغاز می‌شود و سپس در مکان‌ها و دوره‌های زمانی مختلف گسترش می‌یابد. شخصیت‌های متعددی روایت را پیش می‌برند و پیامد تصمیم‌های خانوادگی در نسل‌های بعدی آشکار می‌شود. ساختار آن از روایت متمرکز بر امیر متفاوت است.

دعای دریا: اثری کوتاه و مصور در قالب نامه پدری به فرزندش است که از خاطره خانه و هراس سفر پناه‌جویی سخن می‌گوید. این کتاب از نظر حجم و شکل روایت با رمان‌های بلند حسینی تفاوت دارد، اما موضوع آوارگی و دلبستگی به وطن را ادامه می‌دهد.


جملات ماندگار کتاب بادبادک‌باز

بخش مهمی از اثرگذاری نثر «بادبادک‌باز» در پیوند جمله‌های کوتاه با خاطره و پشیمانی است. دو عبارت کوتاه از متن نمونه منتشرشده همین ترجمه، فضای روایت امیر را نشان می‌دهند:

گذشته به هر قیمت، پنجه‌کشان راهش را به‌ سویت باز می‌کند.
این فقط رحیم ‌خان نیست که در آن ‌سوی خط حرف می‌زند
اولی نگاه امیر به ماندگاری تجربه‌های گذشته را روشن می‌کند و دومی نشان می‌دهد که تماس رحیم ‌خان برای او معنایی فراتر از یک گفت‌وگوی معمولی دارد. این جمله‌ها را نباید توصیه‌های مستقلی برای زندگی تلقی کرد؛ معنای آن‌ها از موقعیت شخصیت در داستان شکل می‌گیرد. نقل‌قول‌ها از نمونه همین نسخه انتخاب شده‌اند و به ترجمه دیگری نسبت داده نمی‌شوند.


سوالات متداول درباره کتاب بادبادک‌باز خالد حسینی


نویسنده کتاب بادبادک‌باز کیست؟

خالد حسینی، نویسنده افغان‌تبار آمریکایی، خالق این رمان است. «بادبادک‌باز» نخستین رمان اوست که در سال ۲۰۰۳ به زبان انگلیسی منتشر شد.


بهترین ترجمه کتاب بادبادک‌باز کدام است؟

این کتاب ترجمه‌های فارسی متعددی دارد و برتری قطعی یک نسخه بدون مقایسه مستقیم متن آن‌ها قابل دفاع نیست. نسخه معرفی‌شده با ترجمه غلامرضا اسکندری از نشر مجید است. بررسی نمونه چند ترجمه به انتخاب متناسب با سلیقه خواننده کمک می‌کند.


آیا داستان بادبادک‌باز واقعی است؟

خیر، امیر و حسن شخصیت‌هایی داستانی هستند. با این ‌حال، تغییرات سیاسی، جنگ و مهاجرت که در پس‌زمینه روایت دیده می‌شوند، با بخش‌هایی از تاریخ معاصر افغانستان ارتباط دارند. رمان جایگزین کتاب تاریخ نیست.


کتاب بادبادک‌باز چند صفحه است؟

برای نسخه نشر مجید با ترجمه غلامرضا اسکندری، تعداد صفحات ۴۳۲ ثبت شده است. تعداد صفحات چاپ‌ها و ترجمه‌های دیگر می‌تواند متفاوت باشد.

دسته‌ها:

شناسنامه

فرمت محتوا
epub
حجم
2.۵۴ مگابایت
تعداد صفحات
432 صفحه
زمان تقریبی مطالعه
۰۰:۰۰
نویسندهخالد حسینی
مترجمغلامرضا اسکندری
ناشرمجید
زبان
فارسی
عنوان انگلیسی
The Kite runner,۲۰۰۳
تاریخ انتشار
۱۳۹۵/۱۰/۲۸
قیمت ارزی
5 دلار
قیمت چاپی
325,000 تومان
مطالعه و دانلود فایل
فقط در فیدیبو
اطلاعات کتاب

نقد و امتیاز من

بقیه را از نظرت باخبر کن:
دیگران نقد کردند
4.5
از 5
براساس رأی 983 مخاطب
گیرا 🧲 (22)
تلخ ☕️ (18)
5
76 ٪
4
11 ٪
3
5 ٪
2
1 ٪
1
4 ٪

نقد دیگران

(366 نقد)
مشاهده همه
خوش‌خوان 📚
تلخ ☕️

خالد حسینی رو با « هزار خورشید تابان » شناختم. هر دو کتاب راجع به وضعیت افغانستان در حال ح...

رمان داستان درد و رنج و اوضاع نابسامان مردمی بود که چه خوشمان بیاید یا نیاید روزگاری جزئی ...

خیلی قشنگ بود. نکته ای که من فهمیدم کلا چه از این کتاب چه ازسرنوشت کشوراهایی مثل لیبی یا ع...

وای عالی،عالی داستان راجع به یه پسر افغان بنام امیر که شخصیت اصلی و دوستش حسن از زمان کودک...

کتاب فوق‌العاده ای بود، داستانی بسیار تلخ و دردناک از فضای بی سامان حاکم بر افغانستان، کشوری که چه خوشمان بیاید چه نه رو...

یکی از بهترین کتابهایی بود که تا بحال خوندم ، ترغیب شدم تمام آثار این نویسنده رو بخرم و بخونم ،کلا انتخاب کتاب خیلی سلیق...

گیرا 🧲

یه مدت به اختیارو بعد به اجبار برای فرار از فضای مجازی ، رو آوردم به خوندن کتاب های مختل...

سلام یکی دو هفته پیش بود از هوش مصنوعی که به تازگی باهاش کار کردن رو یاد گرفتم پرسیدم بر...

بادبادک باز با ترجمه غلامرضا اسکندری یکی از بینظیر ترین کتابهایی است که در تمام عمرم خواندم. کتابی که نمی توان آنرا زمی...

من کلی رمان ایرانی وخارجی خوندم ولی این کتاب بسیارخوب بود اگه بخوایم منصف باشیم به اندازه ی کتاب ملت عشق خوب بود شایدحتی...

بریده‌های شما از کتاب

اما زمان، گاهى موجودى به‌غایت حریص است. گاهى تمام جزییات، خاطرات را براى خودش برمى‌دارد.

اونا هیچ‌کارى جز تسبیح‌انداختن و ازبر خوندن چیزایى که حتا معنى‌شو نمى‌فهمن، بلد نیستن. اگه افغانستان تو چنگ اینا بیفته.....

آیا اصلاً کسى هست که داستان زندگى‌اش به‌خوبى و خوشى به‌پایان برسد؟ هرچه باشد، زندگى فیلم هندى نیست. به‌قول افغان‌ها: زند...

«روزگار تنها درصورتى بهت اجازه مى‌ده این‌قدر خوشبخت باشى که... قرار باشه یه‌چیزى رو ازت بگیره.»

یه‌بار وقتى خیلى کوچیک بودم، از یه درخت رفتم بالا و کلى از این سیباى سبز کال خوردم. شکمم باد کرد و مثل طبل سفت شد. خیلى ...

«تو این دنیا فقط سه‌تا کشور واقعى وجود داره امیر. امریکا، ناجى گستاخ دنیا، بریتانیا و اسراییل. باقى‌شون...» دستش را در ه...