
قایق مسافربری باشتاب عرض تالاب پهناور را طی میکرد. زوج جوان، که در ماهعسلشان بودند، شگفتزده به روبهرو خیره شده بودند.
همانطور که عقب قایق کوچک نشسته بودند، ویلبِر دست مگی را فشرد و آرام به او تکیه کرد. خورشید روی آبهای روبهرویشان میدرخشید.
مگی گفت: «دوستت دارم، آقای باد.» این کلمات را چنان ازتهِدل به زبان آورد که مثل نفسکشیدن به هیچ فکر و زحمتی نیاز نداشت.
«منم دوستت دارم، خانم باد.»
مگی از اینکه جملههایشان بامزه و رسمی به نظر میرسید، آرام خندید.
قایق با صدای تلقوتلق بهسمت شهر پیش میرفت. آنها دست یکدیگر را گرفته بودند و انگشتهایشان مثل ریشههای درهمتنیده به هم گره خورده بود. ۹آگست۱۹۷۴ بود.
ویلبر از منظرهی روبهرویش روی برگرداند و بهسمت کسی برگشت که از دوران کودکی میشناختش.
مگی از او پرسید: «ما همیشه همینطوری میمونیم، نه؟»
ویلبر با لبخندی اطمینانبخش پاسخ داد: «معلومه. چرا نباشیم؟»
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۷۹ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 311 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | مت هیگ |
| مترجم | رزا حسینیسارانی |
| ناشر | میلکان |
| زبان | فارسی |
| عنوان انگلیسی | The Midnight Train |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۴/۲۹ |
| قیمت ارزی | 7 دلار |
| قیمت چاپی | 835,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |