
گیلگمش : (به ما) میدانستم خبری هست! از چشمهای اینها میخواندم. تا پیشکار اعظم ماجرا را، ظاهراً به قصد گرفتن فرمان، به زبان بیزبانی گفت. کارد میزدی خونم درنمیآمد... (به پیشکار) پیدا کنید! چه کسانی بودند؟
پیشکار : خداوندگارا، کار دشواری است. اینکه چه کسانی با خدایان رای زدند هم از اسرار آنهاست، هم خدایان آشکار نمیکنند.
گیلگمش : پس شما چهکار میکنید؟ بایسته این بود که بگویم همه را به گاری ببندند!
پیشکار : البته که شما خداوندگار اوروکید و اختیار جان و مال و نام همهی ما به دست شماست.
گیلگمش : از تو بعید است! همیشه راهی پیدا میکردی!
پیشکار : پیشگو را فراخواندم، از احتمال خشم خروشان شما! تا در ستاره بنگرد!
گیلگمش : نمیشد خود از او میپرسیدی، پیشکار اعظم!
پیشکار : واژگان، در چرخش، کسوتِ خیانت میپوشند!
گیلگمش : (به او مینگرد و میخندد. به ما) حیلهگر اعظم! هم من میدانم او چه میگوید و هم او میداند که من میدانم او چه میگوید! منتها بهروی هم نمیآوریم! (به او) بسیار خب! کو، پس کجاست؟
پیشکار : منتظر فرمان بودم!
گیلگمش : (با دست اشاره میکند. پیشگو را میآورند.)
پیشگو : درود بر خداوندگار! (میخواهد بر خاک بیفتد.)
گیلگمش : نمیخواهد...! بایست...! حرف بزن! (به پیشکار) از او نخواستید؟
پیشکار : چرا، خداوندگار!
گیلگمش : پس بگو! بیتابِ شنیدنم. از اصل ماجرا بگو! که چه بود و چه شد و که بودند و چه گفتند...؟ باری! به نظر نمیرسد لال باشید!
پیشگو : نه خداوندگار، ولی...
گیلگمش : ولی چه؟
پیشگو : خب...
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 613.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 72 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | یدالله آقاعباسی |
| ناشر | نشر قطره |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۳/۲۴ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| قیمت چاپی | 185,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |