
نسیم نیکلاس طالب در ۱۲ سپتامبر ۱۹۶۰ در شهر امیون لبنان به دنیا آمد و در حال حاضر 66 ساله است. او نویسنده، پژوهشگر احتمال و ریسک و معاملهگر سابق بازارهای مالی است. بیشتر مردم او را با کتاب قوی سیاه میشناسند؛ اثری دربارهی اتفاقهای نادر و بزرگی که نمیتوانیم بهدرستی پیشبینیشان کنیم، اما پس از رخ دادن برایشان توضیحی منطقی میسازیم.
طالب نه نویسندهای معمولی در حوزهی موفقیت است و نه اقتصاددانی که بخواهد آیندهی بازار را پیشبینی کند. او میپرسد وقتی آینده را نمیدانیم، چگونه تصمیم بگیریم، چگونه با اتفاقهای غیرمنتظره کنار بیاییم و چرا تصمیمگیرنده باید خودش هم بخشی از خطر را بپذیرد.
طالب در خانوادهای تحصیلکرده در شمال لبنان بزرگ شد. پدرش نجیب طالب، پزشک متخصص سرطان بود. او در مدرسهای فرانسویزبان در بیروت درس خواند و از نوجوانی به تاریخ، فلسفه، زبان و ریاضیات علاقه داشت.
جنگ داخلی لبنان در سال ۱۹۷۵، زمانی که طالب حدود پانزده سال داشت، شروع شد. زندگی در کشوری که نظم آن ناگهان از بین رفته بود، توجه او را به اتفاقهای پیشبینینشده و شکنندگی جوامع جلب کرد. تحصیل در ریاضیات و کار در بازار مالی بعدا این نگاه را کامل کردند.
طالب در فرانسه درس خواند، در سال ۱۹۸۳ مدرک مدیریت کسبوکار خود را از مدرسهی وارتون گرفت و در سال ۱۹۹۸ دکترای علوم مدیریت دانشگاه پاریس دوفین را تمام کرد. موضوع رسالهاش قیمتگذاری ابزارهای مالی و محدودیت مدلهای بازار بود.
طالب قبل از آنکه نویسندهای مشهور شود، حدود بیستویک سال در بازار مالی کار کرد. او در مؤسساتی مانند کردیت سوئیس، یوبیاس، بانک ایندوسوئز، بنکرز تراست و بیانپی پاریبا معاملهگر و مدیر بخش ابزارهای مالی بود و مدتی نیز شرکت سرمایهگذاری خود را اداره کرد.
کار او با قراردادهای اختیار معامله و خطرهای دور از انتظار ارتباط داشت. طالب به اتفاقی توجه میکرد که شاید به ندرت رخ دهد، اما همهی محاسبهها را تغییر دهد. سقوط بازار سهام در سال ۱۹۸۷ به او نشان داد مدلهایی که در روزهای عادی دقیق به نظر میرسند، ممکن است هنگام بحران از کار بیفتند.
اولین کتاب او، «پوشش ریسک پویا»، در سال ۱۹۹۷ برای فعالان بازار منتشر شد. طالب در فریفتهی تصادف ایدههایش را عمومیتر کرد و موفقیت جهانی «قوی سیاه» در سال ۲۰۰۷ او را به چهرهای شناختهشده در بحث ریسک تبدیل کرد.
طالب پس از کنار گذاشتن فعالیت روزانه در بازار، بیشتر وقتش را صرف نوشتن و پژوهش کرد. او از سال ۲۰۰۸ با دانشکدهی مهندسی تندن دانشگاه نیویورک همکاری داشته و در آنجا استاد ممتاز مهندسی ریسک بوده است. او همچنین از بنیانگذاران مؤسسهی «ریسک در دنیای واقعی» است. این مجموعه آموزش ریسک را به تجربهی عملی نزدیک میکند. طالب معتقد است کار با فرمولها کافی نیست و دانش باید با تجربه و مسئولیت نتیجهی تصمیم همراه باشد.
فریفته تصادف در سال ۲۰۰۱ منتشر شد. طالب در این کتاب نشان میدهد که انسانها اغلب نقش شانس را دستکم میگیرند. وقتی فردی در بازار یا کسبوکار موفق میشود، برای موفقیت او داستانی دربارهی هوش، مهارت و پشتکار میسازیم؛ اما افرادی را که همان روش را داشتهاند و شکست خوردهاند نمیبینیم.کتاب فقط دربارهی بورس نیست. نتیجهی خوب همیشه نشانهی تصمیم درست نیست و برای قضاوت باید نمونههای شکستخوردهای را هم دید که از چشم ما پنهان ماندهاند. کتاب صوتی فریفته تصادف را در فیدیبو بشنوید.
قوی سیاه مشهورترین کتاب طالب است. نام کتاب از باوری قدیمی میآید که همهی قوها را سفید میدانست، تا زمانی که اروپاییان در استرالیا قوی سیاه دیدند. یک مشاهده کافی بود تا نتیجهای که از دیدن هزاران قوی سفید ساخته شده بود از بین برود.
از نگاه طالب، رویداد قوی سیاه سه ویژگی دارد: قبل از وقوع دور از انتظار است، اثر بسیار بزرگی میگذارد و پس از رخ دادن مردم طوری دربارهاش حرف میزنند که انگار قابل پیشبینی بوده است. پیام کتاب این نیست که همهی اتفاقهای عجیب را پیشبینی کنیم؛ باید قبول کنیم دانش ما محدود است و خود را برای پیامدهای ناشناخته آماده کنیم. کتاب صوتی قوی سیاه را در فیدیبو بشنوید.
تخت پروکروستس مجموعهای از جملههای کوتاه و تأملبرانگیز است. پروکروستس در افسانههای یونان مسافران را روی تخت خود میخواباند و بدنشان را با اندازهی تخت هماهنگ میکرد. طالب این تصویر را نمادی از رفتار انسان میداند: بهجای آنکه نظریه را با واقعیت هماهنگ کنیم، گاهی واقعیت را میبُریم تا در قالب نظریه جا بگیرد.
این کتاب روایتی پیوسته ندارد و میتوان هر بار چند صفحه از آن خواند. جملههایش دربارهی دانش، سیاست، اقتصاد و زندگیاند و بیشتر برای فکر کردن نوشته شدهاند تا ارائهی پاسخی کامل.
پادشکننده در سال ۲۰۱۲ منتشر شد. طالب میان سه وضعیت فرق میگذارد: چیز شکننده با فشار آسیب میبیند، چیز مقاوم فشار را تحمل میکند و چیز پادشکننده از تغییر و فشار سود میبرد. برای نمونه، ماهیچه فقط در برابر تمرین مقاومت نمیکند؛ با فشار مناسب و استراحت قویتر میشود.
او این مفهوم را به بدن، کسبوکار، علم و جامعه گسترش میدهد. سیستمهای کوچک معمولا بهتر از ساختارهای بزرگ با خطا کنار میآیند و آزمونهای محدود اجازه میدهند بدون نابودی کل سیستم اشتباه کنیم. البته هر فشاری مفید نیست.
پوست در بازی در سال ۲۰۱۸ منتشر شد. طالب در این کتاب میپرسد چرا بعضی افراد برای دیگران تصمیم میگیرند، اما خودشان هزینهی اشتباه را نمیپردازند. از نظر او، توصیهی کسی ارزش بیشتری دارد که در نتیجهی تصمیم شریک باشد و در صورت شکست زیان ببیند.
این ایده در سیاست، مدیریت، پزشکی و زندگی روزمره کاربرد دارد. کسی که سود تصمیم را میبرد و خطر را به دیگران منتقل میکند، انگیزهی کافی برای احتیاط ندارد. به همین دلیل، «پوست در بازی» برای طالب یک اصل اخلاقی است.
طالب نمیگوید هیچ برنامهای نداشته باشیم. حرفش این است که نباید آینده را دقیقتر از چیزی که واقعا میدانیم نشان دهیم. برنامهی خوب باید جای خطا داشته باشد و با یک پیشبینی اشتباه فرو نریزد.
در راهبرد هالتر، بیشتر دارایی یا انرژی در بخش بسیار امن قرار میگیرد و بخش کوچکی صرف انتخابهای پرخطر با سود احتمالی بزرگ میشود. بخش میانی که نه کاملا امن است و نه سود بزرگی دارد، کنار گذاشته میشود. این ایده نسخهی آمادهی سرمایهگذاری نیست؛ روشی برای محدود کردن زیان و باز گذاشتن راه فرصتهای بزرگ است.
طالب برای این فکر از اصطلاح «راه منفی» استفاده میکند. همیشه لازم نیست برای بهتر شدن چیزی اضافه کنیم؛ حذف یک عادت بد، هزینهی اضافی یا خطر غیرضروری ممکن است نتیجهی بیشتری داشته باشد. این نگاه در سلامت، مدیریت و طراحی سیستمها کاربرد دارد.
از نظر طالب، حرف کسی که پیامد تصمیمش را تحمل نمیکند قابل اعتماد نیست. این همان پیوند میان «پوست در بازی» و زندگی عملی است: مسئولیت باید همراه اختیار باشد.
طالب آمار، فلسفه، تاریخ و طنز را کنار هم میگذارد. ممکن است بحثی را با بازار مالی شروع کند، به سنکا و افسانههای یونان برسد و دوباره به تجربهای روزمره برگردد. این تنوع گاهی دنبال کردن مسیر بحث را دشوار میکند.
لحن او صریح، جدلی و گاهی طعنهآمیز است. طالب با کارشناسانی که به مدلهای خود بیش از اندازه اطمینان دارند تند برخورد میکند و برای بعضی از آنها واژههای تحقیرآمیز میسازد. خواننده ممکن است از این جسارت لذت ببرد یا احساس کند تندی لحن، جای استدلال را گرفته است.
یکی از نقدهای رایج به کتابهای طالب، پراکندگی و تکرار است. او میان موضوعهای مختلف حرکت میکند و بعضی ایدهها را با مثالهای تازه دوباره توضیح میدهد. به همین دلیل، کتابهایش برای خوانندهای که دنبال ساختاری خطی و نتیجهگیری کوتاه است، گاهی طولانی و سختخوان به نظر میرسند.
منتقدان همچنین میگویند تعریف بعضی مفاهیم او بسیار گسترده است. برای مثال، انتقال مفهوم پادشکنندگی از زیستشناسی به اقتصاد یا سیاست به توضیح و مدرک جداگانه نیاز دارد. یک تشبیه جذاب بهتنهایی ثابت نمیکند که دو سیستم دقیقا به یک شکل کار میکنند.
رفتار جدلی طالب نیز بارها مورد انتقاد قرار گرفته است. او در برابر مخالفانش تند مینویسد و گاهی بحث علمی به درگیری شخصی نزدیک میشود. با این همه، حتی منتقدانش نیز معمولا اهمیت پرسش اصلی او را میپذیرند: مدلها محدودند و تصمیمهای بزرگ نباید بر اطمینانی بنا شوند که واقعیت از آن پشتیبانی نمیکند.











