بنفشه شریفی خو مترجم ایرانی متولد سال ۱۳۶۴ است. ترجمههایش از داستانهای پلیسی ایتالیا تا کتابهای روانشناسی، خودشناسی و تاریخ را دربر میگیرند. «مزرعهی کوزهگر»، «جناب مارتینی»، «دلایل خوب برای احساسهای بد» و «نیروی پنهان دوستی و رفاقت» از آثاری هستند که با نام او منتشر شدهاند.
ادبیات ایتالیا در ترجمههای شریفی خو حضور قابلتوجهی دارد. آثاری از آندرآ کامیلری، پیترو گروسی، آنتونیو مانتزینی و پریمو لوی در کارنامه او دیده میشوند. این نویسندگان، جهانهای متفاوتی دارند: کامیلری پروندههای کمیسر مونتالبانو را روایت میکند، گروسی به زندگی یک نویسنده میپردازد و لوی از تجربه جنگ و بازگشت به زندگی مینویسد.
کنار هم قرارگرفتن این کتابها، امکان آشنایی با چند چهره از ادبیات ایتالیا را فراهم میکند.
بخش دیگری از فعالیت شریفی خو به ترجمه آثاری درباره ذهن، احساسات و روابط انسانی اختصاص دارد. «دلایل خوب برای احساسهای بد» از نگاه زیستشناسی تکاملی به سراغ احساسات میرود؛ «نیروی پنهان دوستی و رفاقت» نقش پیوندهای اجتماعی را بررسی میکند و «راهنمای درک روابط انسانی» از تجربه شخصی نویسنده برای فهم رفتار دیگران آغاز میشود. همچنین چند عنوان از مجموعه مدرسه زندگی، از جمله «ازخودبیزاری»، با ترجمه او منتشر شدهاند.
«مزرعهی کوزهگر» نوشته آندرآ کامیلری، یکی از ماجراهای کمیسر مونتالبانو است؛ کارآگاهی که در شهر خیالی ویگاتا در سیسیل کار میکند. پرونده با کشف جسدی مثلهشده آغاز میشود و مونتالبانو باید از میان اطلاعات ناقص، هویت مقتول و دلیل قتل را پیدا کند. در این نوع داستان، رفتار آدمها به اندازه شواهد اهمیت دارد. کسی ممکن است چیزی را بداند اما نگوید، یا با توضیحی ظاهراً منطقی، مسیر تحقیق را تغییر دهد.
«دنده آدم» نوشته آنتونیو مانتزینی، پروندهای دیگر در ادبیات جنایی ایتالیاست. روکو اسکیاوونه، مأمور پلیسی که از رم به منطقهای دور از شهر محبوبش منتقل شده، با مرگ زنی روبهرو میشود که جسدش در خانه پیدا شده است. ناخشنودی اسکیاوونه از محیط تازه، بخشی از شخصیت و فضای داستان را میسازد. خواننده علاوه بر دنبالکردن پرونده، با مأموری همراه میشود که خودش نیز با گذشته و شرایط زندگیاش درگیر است.
«جناب مارتینی» نوشته پیترو گروسی، رمانی کوتاه درباره نویسندهای موفق است که از هیاهوی شهرت فاصله میگیرد. او به جای ادامهدادن مسیری که دیگران برایش تحسین میکنند، به خلوت و گمنامی پناه میبرد. کتاب به پشت صحنه موفقیت ادبی نگاه میکند: توجه عمومی چه چیزی به زندگی نویسنده اضافه میکند و چه چیزی از او میگیرد؟
«آتشبس» نوشته پریمو لوی، روایت مسیر بازگشت نویسنده پس از رهایی از آشویتس است. پایان اسارت، به معنای رسیدن فوری به خانه و آرامش نیست؛ راه بازگشت با انتظار، جابهجایی و دیدار آدمهای مختلف ادامه پیدا میکند. این کتاب به فاصله میان زندهماندن و دوباره زندگیکردن توجه دارد. لوی تجربهای تاریخی را از خلال برخوردها و جزئیات انسانی روایت میکند و نشان میدهد جنگ، حتی پس از پایان رسمیاش، در زندگی بازماندگان ادامه دارد.
راندولف نسه در «دلایل خوب برای احساسهای بد» میپرسد چرا انسان احساساتی مانند اضطراب، اندوه و ترس را تجربه میکند. او برای پاسخ، از دیدگاه زیستشناسی تکاملی استفاده میکند و میان کارکرد یک احساس و رنجی که میتواند ایجاد کند، تفاوت میگذارد. کتاب خواننده را به بررسی این احتمال دعوت میکند که احساس ناخوشایند، همیشه بیدلیل نیست. نویسنده در عین حال، درباره اختلالات روانی و دشواری توضیح آنها نیز بحث میکند.
«نیروی پنهان دوستی و رفاقت» نوشته لیدیا دنوورث، دوستی را بهعنوان موضوعی برای پژوهش بررسی میکند. نویسنده به سراغ این پرسش میرود که چرا پیوند با دیگران در زندگی انسان چنین جایگاه مهمی دارد. موضوع کتاب فراتر از پیداکردن دوست است. دنوورث درباره ارتباط اجتماعی و نقش آن در زندگی انسان مینویسد و خواننده را به جدیترگرفتن رابطههایی دعوت میکند که ممکن است در میان مشغلهها به حاشیه بروند.
«از خود بیزاری» از مجموعه مدرسه زندگی، به رابطه سختگیرانه انسان با خودش میپردازد؛ وقتی اشتباهها بارها در ذهن تکرار میشوند و رضایت از خود، دستنیافتنی به نظر میرسد. کتاب درباره منتقد درونی، احساس ناکافیبودن و دشواری پذیرش نقصها بحث میکند. محور آن، بازنگری در شیوه قضاوت درباره خود است: آیا همان اندازه که خطاهایمان را میبینیم، برای یادگرفتن و تغییرکردن هم به خود فرصت میدهیم؟





























