دانلود اپلیکیشن
دون میگوئل روئیز

خرید کتاب های دون میگوئل روئیز

نویسنده

دون میگوئل روئیز در ۲۷ اوت ۱۹۵۲ در تیخوانا، در ایالت باخا کالیفرنیای مکزیک، به دنیا آمد. او نویسنده و آموزگار معنوی مکزیکی است و بیشتر با کتاب «چهار میثاق» شناخته می‌شود. روئیز پیش از ورود به دنیای خودیاری پزشکی خواند و مدتی جراحی کرد، اما بعد مسیر حرفه‌ای خود را تغییر داد و به آموزش برداشتی امروزی از سنت تولتک روی آورد.

کتاب‌های او درباره‌ی باورهایی هستند که از کودکی می‌پذیریم، داستان‌هایی که درباره‌ی خود می‌سازیم و راه‌هایی که می‌توانیم رابطه‌ی آرام‌تری با خود و دیگران داشته باشیم. زبان ساده، مثال‌های روشن و چند اصل به‌یادماندنی باعث شده‌اند آثارش به زبان‌های مختلف ترجمه شوند و مخاطبان فراوانی پیدا کنند.


دون میگوئل روئیز کیست؟

نام کامل او میگوئل آنخل روئیز ماسیاس است و واژه‌ی «دون» در نامش عنوانی احترام‌آمیز در زبان اسپانیایی به شمار می‌رود. او نظریه‌پرداز دانشگاهی روان‌شناسی یا پژوهشگر تاریخ تمدن‌های باستانی نیست؛ نویسنده‌ای در حوزه‌ی معنویت و رشد فردی است که آموزه‌های خانوادگی، تجربه‌های شخصی و مفاهیم خودیاری را کنار هم قرار می‌دهد.

روئیز با انتشار «چهار میثاق» در سال ۱۹۹۷ به شهرت جهانی رسید. موفقیت این کتاب باعث شد مجموعه‌ای از آثار مرتبط درباره‌ی عشق، باور، مرگ، آگاهی و آزادی درونی بنویسد. بعضی از این کتاب‌ها را به‌تنهایی و بعضی را با پسرانش، دون خوزه روئیز و دون میگوئل روئیز جونیور، منتشر کرده است.


کودکی در خانواده‌ای پرجمعیت در مکزیک

روئیز کوچک‌ترین فرزند خانواده‌ای سیزده‌نفره بود و در محیطی با امکانات مالی محدود بزرگ شد. بر اساس روایت رسمی خودش، مادرش ساریتا واسکس با شیوه‌های سنتی درمانگری آشنا بود و پدربزرگش لئوناردو نیز در خانواده به‌عنوان «ناوال» یا راهنمای معنوی شناخته می‌شد. خانواده انتظار داشتند میگوئل ادامه‌دهنده‌ی همین مسیر باشد.

او در کودکی و نوجوانی در تیخوانا درس خواند و سپس دوره‌ی پیش‌دانشگاهی را در مکزیکوسیتی گذراند. برخلاف انتظار خانواده، به پزشکی علاقه‌مند شد و تصمیم گرفت زندگی حرفه‌ای خود را در مسیری علمی دنبال کند. همین پیشینه بعدها بخش مهمی از تصویری شد که روئیز از خود ارائه می‌داد: پزشکی که پس از شناخت بدن انسان، توجهش را به ذهن و باورهای او معطوف کرده است.


از دانشکده پزشکی تا جراحی

روئیز در دانشگاه ملی خودمختار مکزیک پزشکی خواند. او در سال ۱۹۷۹ دوره‌ی کارآموزی خود را به پایان رساند و پس از انجام خدمات اجتماعی، مدرک جراحی گرفت. سپس در تیخوانا همراه برادر بزرگ‌ترش کار کرد و در زمینه‌ی جراحی مغز و اعصاب فعالیت داشت.

پزشکی نخستین شغل جدی روئیز بود و او سال‌ها بعد این تجربه را با زبان معنوی خود پیوند زد. به گفته‌ی او، جراحی می‌توانست مغز را درمان کند، اما برای تغییر ترس‌ها و باورهای انسان باید راه دیگری پیدا می‌شد.

یک سانحه‌ی رانندگی شدید و تجربه‌ای نزدیک به مرگ نگاه روئیز را به زندگی تغییر داد. او این تجربه را جدا شدن آگاهی از بدن توصیف کرده و می‌گوید پس از آن به آموزش‌های معنوی خانواده‌اش بازگشت.

او مدتی نزد مادرش آموزش دید و بعد مطالعه و تمرین در سنتی را ادامه داد که «خرد تولتک» می‌نامد. روئیز در سال ۱۹۸۶ پزشکی را کنار گذاشت و به سن‌دیگو در کالیفرنیا رفت. در آمریکا کلاس‌ها و کارگاه‌هایی برگزار کرد و گروه‌هایی را برای سفرهای معنوی به مکان‌هایی مانند تئوتیئواکان به مکزیک برد.


منظور روئیز از خرد تولتک چیست؟

تولتک‌ها تمدنی در مرکز مکزیک بودند که حدود قرن دهم تا میانه‌ی قرن دوازدهم میلادی شکوفا شدند و پایتختشان تولان یا تولا بود. اطلاعات تاریخی ما درباره‌ی باورها و زندگی آن‌ها محدود است و بخشی از آن از روایت‌های متأخر آزتک‌ها به دست آمده است.

روئیز واژه‌ی تولتک را فقط در معنای تاریخی به کار نمی‌برد. او تولتک‌ها را گروهی از «هنرمندان روح» معرفی می‌کند که دانش خودشناسی و آزادی شخصی را نسل‌به‌نسل حفظ کرده‌اند. مدرک تاریخی مستقیمی وجود ندارد که نشان دهد چهار میثاق با همین صورت از تمدن باستانی تولتک به جا مانده‌اند. بنابراین دقیق‌تر است آثار او را برداشتی معنوی و معاصر با الهام از فرهنگ بومی مکزیک بدانیم، نه بازسازی دانشگاهی تاریخ تولتک‌ها.


تولد چهار میثاق از دل کلاس‌ها

روئیز طی سال‌های تدریس متوجه شد شاگردانش برای آرام کردن ذهن و رها شدن از قضاوت‌های درونی به اصولی روشن نیاز دارند. او حاصل این آموزش‌ها را در چهار جمله خلاصه کرد و در سال ۱۹۹۷ کتاب «چهار میثاق» را منتشر کرد. کتاب به‌آرامی مخاطب پیدا کرد و مدت زیادی در فهرست پرفروش‌های نیویورک تایمز ماند.

واژه‌ی «میثاق» در نوشته‌های روئیز به باور یا قراردادی اشاره دارد که انسان با خود، دیگران و جهان می‌بندد. بسیاری از این قراردادها در کودکی و زیر تأثیر خانواده، مدرسه و جامعه شکل می‌گیرند. روئیز این روند را «اهلی شدن» می‌نامد: کودک برای گرفتن پاداش و دوری از تنبیه، قواعد اطرافیان را می‌پذیرد و کم‌کم آن‌ها را حقیقتی قطعی می‌بیند.


آثار مهم دون میگوئل روئیز

کتاب‌های روئیز موضوع‌های مشترکی دارند و هرکدام بخشی از دستگاه فکری او را گسترش می‌دهند. بیشتر آن‌ها کوتاه‌اند و به‌جای بحث نظری مفصل، از تمثیل، تمرین و اصل‌های ساده استفاده می‌کنند.


چهار میثاق

چهار میثاق معروف‌ترین اثر روئیز و بهترین نقطه برای ورود به جهان فکری اوست. نخستین میثاق می‌گوید در به‌کار بردن کلام درستکار باشیم و از زبان برای آسیب زدن به خود یا دیگران استفاده نکنیم. دومین اصل این است که رفتار و نظر دیگران را همیشه به خود نگیریم، چون واکنش هر فرد تا حد زیادی از تجربه و دنیای درونی خودش می‌آید.

میثاق سوم از ما می‌خواهد به‌جای حدس زدن، سؤال کنیم و با گفت‌وگوی روشن جلوی سوءتفاهم را بگیریم. اصل چهارم نیز می‌گوید همیشه بهترین کاری را انجام دهیم که در همان شرایط از ما برمی‌آید. روئیز تأکید می‌کند این «بهترین» ثابت نیست و با سلامت، انرژی و وضعیت هر روز تغییر می‌کند؛ نکته‌ای که اصل چهارم را از کمال‌گرایی جدا می‌کند.


استادی در عشق

استادی در عشق در سال ۱۹۹۹ منتشر شد و آموزه‌های روئیز را وارد روابط عاطفی کرد. او دو مسیر ترس و عشق را مقابل هم قرار می‌دهد. رابطه‌ای که با ترس پیش می‌رود به کنترل، حسادت، توقع و نیاز به تأیید وابسته می‌شود؛ رابطه‌ی سالم‌تر با احترام، مسئولیت‌پذیری و پذیرفتن آزادی طرف مقابل شکل می‌گیرد.

روئیز می‌گوید هیچ فردی وظیفه ندارد کمبود عاطفی ما را به‌تنهایی جبران کند. این حرف می‌تواند برای شناخت وابستگی ناسالم مفید باشد، اما کتاب نسخه‌ای علمی برای حل همه‌ی مشکلات رابطه نیست و در روابط آزارگرانه نباید جای کمک تخصصی یا ایجاد مرز امن را بگیرد.


آوای دانش

آوای دانش درباره‌ی صدایی است که بی‌وقفه در ذهن حرف می‌زند و برای هر اتفاق داستان می‌سازد. منظور روئیز از دانش، اطلاعات مفید نیست؛ مجموعه‌ای از باورها، داوری‌ها و خاطراتی است که ممکن است آن‌ها را با حقیقت اشتباه بگیریم. کتاب خواننده را تشویق می‌کند میان اتفاق واقعی و داستانی که ذهن درباره‌ی آن می‌سازد تفاوت بگذارد.


پیمان پنجم

روئیز کتاب پیمان پنجم را با پسرش دون خوزه نوشت. چهار اصل پیشین در آن مرور می‌شوند و میثاق تازه‌ای اضافه می‌شود: شکاک باش، اما گوش دادن را یاد بگیر. منظور این است که هر حرفی را فوری باور نکنیم و در عین حال بدون بستن راه گفت‌وگو، به تجربه و نگاه دیگران گوش بدهیم.


سه پرسش

سه پرسش با همکاری باربارا امریز نوشته شده و سه موضوع هویت، واقعیت و عشق را بررسی می‌کند: من چه کسی هستم؟ چه چیزی واقعی است؟ عشق را چگونه بیان می‌کنم؟ این کتاب برای خواننده‌ای مناسب است که اصول «چهار میثاق» را می‌شناسد و می‌خواهد وارد بحث گسترده‌تری درباره‌ی خود و برداشت انسان از جهان شود.


بیماری قلبی و بازگشت دوباره

روئیز در فوریه‌ی ۲۰۰۲ دچار حمله‌ی قلبی شد و نه هفته در کما بود. او پس از به هوش آمدن نیز فعالیتش را ادامه داد، اما وضعیت قلبش به‌تدریج ضعیف‌تر شد. سرانجام در اکتبر ۲۰۱۰ عمل پیوند قلب انجام داد.

تجربه‌ی کما و روبه‌رو شدن با مرگ بعدها به موضوع کتاب «هنر تولتک زندگی و مرگ» تبدیل شد. این اثر که با همکاری باربارا امریز در سال ۲۰۱۵ منتشر شد، زندگینامه‌ای معمولی نیست؛ روایتی خیال‌گونه و معنوی از خاطرات، رؤیاها و پرسش‌های روئیز درباره‌ی مرگ و آگاهی است.


نقدهایی به آموزه‌های دون میگوئل روئیز

آثار روئیز روان‌شناسی علمی نیستند و ادعاهایشان با پژوهش و آزمایش بالینی ارائه نشده است. بعضی توصیه‌ها با مهارت‌هایی مانند گفت‌وگوی روشن، توجه به افکار و کاهش کمال‌گرایی شباهت دارند، اما این شباهت به معنای علمی بودن کل دستگاه فکری او نیست.

اصل «هیچ‌چیز را شخصی نگیر» اگر مطلق فهمیده شود، ممکن است فرد را از شنیدن نقد درست یا پذیرفتن مسئولیت رفتار خود دور کند. گاهی حرف دیگران واقعاً درباره‌ی رفتار ماست و باید آن را بررسی کنیم. همین‌طور رنج همیشه فقط نتیجه‌ی باورهای محدودکننده نیست؛ فقر، بیماری، تبعیض، سوگ و خشونت واقعیت‌های بیرونی‌اند و با تغییر نگرش به‌تنهایی از بین نمی‌روند.

نسبت دادن این آموزه‌ها به خرد باستانی تولتک نیز محل پرسش است. تمدن تاریخی تولتک با تصویری که روئیز از یک گروه معنوی پنهان ارائه می‌دهد یکسان نیست. بهتر است کتاب‌هایش را فلسفه‌ی شخصی و معنوی یک نویسنده‌ی معاصر بخوانیم، نه سندی دقیق از عقاید مردمان مکزیک باستان.


سبک نوشتن و میراث دون میگوئل روئیز

روئیز با جمله‌های کوتاه، تکرار هدفمند و تمثیل‌های ساده می‌نویسد. همین ویژگی آثارش را برای خواننده‌ی عمومی قابل‌فهم کرده، هرچند ممکن است کسانی که دنبال بحث مستند یا تحلیل عمیق‌اند، نوشته‌های او را تکراری ببینند. مضمون‌های اهلی شدن، رؤیای جمعی، ترس، عشق و آزادی در بیشتر کتاب‌هایش بازمی‌گردند.