
آنتونی رابینز، نویسنده، سخنران انگیزشی و مربی آمریکایی، در ۲۹ فوریهی ۱۹۶۰ در نورث هالیوود کالیفرنیا به دنیا آمد. نام کامل او هنگام تولد «آنتونی جی. ماهاوُریک» بود. رابینز در قید حیات است و در سال ۲۰۲۶، ۶۶ سال دارد. او با کتابهایی مانند «قدرت نامحدود»، «بیداری غول درون» و «پول؛ استاد بازی» و همچنین سمینارهای پرجمعیت خود به یکی از مشهورترین چهرههای صنعت توسعهی فردی تبدیل شده است.
آنتونی رابینز نویسنده، مربی عملکرد، کارآفرین و یکی از شناختهشدهترین سخنرانان حوزهی توسعهی فردی در جهان است. زندگی حرفهای او از سمینارهای کوچک موفقیت شروع شد و به برگزاری رویدادهایی رسید که هزاران نفر در آنها شرکت میکنند. بخش اصلی آموزشهای رابینز دربارهی تغییر رفتار، تصمیمگیری، هدفگذاری، مدیریت احساسات، رهبری و رسیدن به استقلال مالی است. او تلاش میکند نشان دهد باورها و عادتهای روزمره چگونه بر انتخابهای انسان اثر میگذارند و با چه روشهایی میتوان الگوهای ناکارآمد را تغییر داد.
رابینز در طول فعالیت حرفهای خود با ورزشکاران، بازیگران، مدیران شرکتهای بزرگ و برخی چهرههای سیاسی همکاری کرده است، اما کتابهایش فقط برای افراد مشهور یا مدیران نوشته نشدهاند. مخاطب اصلی او کسانی هستند که احساس میکنند میان زندگی فعلی و خواستههایشان فاصله افتاده است.
اسم کامل آنتونی رابینز، آنتونی جی. ماهاوریک، است. او در خانوادهای سه فرزندی به دنیا آمد و فرزند بزرگ خانواده بود. پدر و مادرش زمانی که او هفت سال داشت از هم جدا شدند و مادرش پس از آن چند بار ازدواج کرد. جیم رابینز، یکی از ناپدریهای آنتونی، او را در دوازدهسالگی به فرزندخواندگی پذیرفت و نام خانوادگی رابینز را به اسمش اضافه کرد.
سالهای کودکی رابینز با فقر، تنش خانوادگی و بیثباتی گذشت. او بعدها گفت که رفتارهای پیشبینیناپذیر مادرش فضای خانه را ناآرام میکرد و خودش ناچار بود زودتر از سنش مسئولیت بپذیرد و از خواهر و برادر کوچکترش مراقبت کند. همین تجربه باعث شد از نوجوانی به رفتار آدمها و این پرسش فکر کند که چرا بعضی افراد زیر فشار مشکلات از پا میافتند اما بعضی دیگر راهی برای ادامه دادن پیدا میکنند.
یکی از خاطرههای مهم زندگی او به روز شکرگزاری برمیگردد. زمانی که خانواده حتی پول کافی برای تهیهی غذای آن روز را نداشتند. مردی ناشناس بستهای از مواد غذایی را پشت در خانه گذاشت. پدر خانواده این کمک را نشانهی شکست و تحقیر میدید. اما آنتونی از همان اتفاق معنای دیگری گرفت: حتی یک غریبه نیز ممکن است به زندگی دیگران اهمیت بدهد. رابینز بعدها این خاطره را یکی از دلایل علاقهاش به فعالیتهای خیریه و تأمین غذا برای خانوادههای نیازمند دانست.
رابینز در هفدهسالگی و بعد از یک دعوای شدید با مادرش خانه را ترک کرد و دیگر به آنجا برنگشت. او به دانشگاه نرفت و برای تأمین هزینههایش بهعنوان سرایدار کار کرد و آخر هفتهها هم در جابهجایی وسایل خانه به دیگران کمک میکرد. در همین دوره مدام به تفاوت زندگی افراد موفق و کسانی فکر میکرد که با وجود تلاش زیاد، همچنان در مشکلات خود گرفتار میمانند.
روزی یکی از آشنایان خانواده به او گفت تغییر زندگیاش را مدیون حضور در سمینار جیم ران است. قیمت بلیت سمینار ۳۵ دلار بود، درحالیکه رابینز هفتهای حدود ۴۰ دلار درآمد داشت. با وجود این، تقریبا تمام دستمزد یک هفتهاش را برای خرید بلیت پرداخت کرد. شنیدن حرفهای جیم ران دربارهی مسئولیت فردی، یادگیری و کار کردن روی خود، نگاه او را به آینده تغییر داد. رابینز پس از این آشنایی مدتی در معرفی و برگزاری برنامههای ران فعالیت کرد و بهتدریج شیوهی سخنرانی، ارتباط با مخاطب و تبدیل ایدههای کلی به تمرینهای عملی را آموخت.
رابینز پس از جدا شدن از جیم ران، مطالعه دربارهی روشهای تغییر رفتار را ادامه داد و با برنامهریزی عصبیکلامی یا NLP آشنا شد. او مدتی با جان گریندر، یکی از پایهگذاران این روش، همکاری کرد و بخشهایی از NLP، شرطیسازی رفتاری و تکنیکهای تغییر حالت ذهنی را با شیوهی پرانرژی خودش ترکیب کرد. راه رفتن روی آتش نیز در همین دوره به یکی از نمادهای سمینارهایش تبدیل شد. رابینز این تمرین را فقط یک نمایش هیجانانگیز نمیدانست. از نگاه او، عبور از مسیری که در ابتدا ترسناک و ناممکن به نظر میرسید، میتوانست تصور فرد از تواناییهای خودش را تغییر دهد.
رابینز در دههی ۱۹۸۰ سمینارهایش را گسترش داد و برای معرفی آنها به سراغ برنامههای تلویزیونی و محصولات صوتی رفت. صدای پرقدرت، جثهی بلند و توانایی او در ساعتها سخنرانی کردن، تصویری متفاوت از یک مدرس توسعهی فردی ساخت. برنامههایی مانند Unleash the Power Within و Date with Destiny نیز شهرت او را از آمریکا فراتر بردند و به رویدادهایی بینالمللی تبدیل شدند. مستند «من مرشد تو نیستم» که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد، پشتصحنهی یکی از همین برنامهها را نشان میدهد. رابینز امروز علاوه بر سخنرانی و نویسندگی، در کسبوکار، سرمایهگذاری و فعالیتهای خیریه نیز حضور دارد.
رابینز در سال ۱۹۸۴ با ربکا جنکینز ازدواج کرد و سه فرزند او را به فرزندخواندگی پذیرفت. این ازدواج به جدایی رسید و او در سال ۲۰۰۱ با بانی هامفری، معروف به سیج رابینز، ازدواج کرد. این زوج اکنون در فلوریدا زندگی میکنند.
کتابهای رابینز دربارهی تغییر فردی، مدیریت احساسات، سلامت و موفقیت مالیاند.
کتاب قدرت نامحدود در سال ۱۹۸۶ منتشر شد و نخستین کتاب مهم آنتونی رابینز است. او در این اثر دربارهی ارتباط مؤثر، شناخت خواستهها، تغییر باورهای محدودکننده و الگوبرداری از افراد موفق حرف میزند. تأثیر NLP در این کتاب آشکار است و بسیاری از ایدههایی که بعدها با نام رابینز شناخته شدند، نخستین بار در همین اثر کنار هم قرار گرفتند.
کتاب بیداری غول درون مشهورترین کتاب آنتونی رابینز و بهترین انتخاب برای آشنایی کامل با جهان فکری اوست. این اثر در سال ۱۹۹۱ منتشر شد و به تصمیمگیری، نظام باورها، عادتها، ارزشها، احساسات و هدفگذاری میپردازد.
از نگاه رابینز، تغییر پایدار با تصمیم روشن، شناخت الگوهای قدیمی و تکرار رفتار تازه شکل میگیرد. این کتاب در فارسی با عنوانهایی مانند «به سوی کامیابی» و «هیولای درونت را بیدار کن» نیز منتشر شده است.
کتاب صوتی بیداری غول درون جلد 1 و جلد 2 را در فیدیبو بشنوید.
کتاب پول در سال ۲۰۱۴ منتشر شد. رابینز برای نوشتن آن با سرمایهگذاران و مدیران مالی سرشناسی مانند وارن بافت، ری دالیو و جان بوگل گفتوگو کرد. کتاب تلاش میکند مفاهیمی مانند پسانداز، هزینههای پنهان، تنوع سرمایهگذاری و درآمد دوران بازنشستگی را برای خوانندهی عمومی توضیح دهد.
کتاب تزلزل ناپذیر در سال ۲۰۱۷ و با همکاری پیتر مالوک منتشر شد. این اثر را میتوان نسخهای کوتاهتر و متمرکزتر از دیدگاههای مالی رابینز دانست. موضوع اصلی آن حفظ آرامش و تصمیمگیری منطقی هنگام نوسان بازار است؛ زمانی که ترس و هیجان میتوانند سرمایهگذار را به انتخابهای عجولانه برسانند. کتاب صوتی تزلزل ناپذیر را پیشنهاد میکنم بشنوید.
کتاب نیروی زندگی در سال ۲۰۲۲ با همکاری پیتر دیاماندیس و رابرت هریری منتشر شد. نویسندگان با متخصصان پزشکی گفتوگو کردهاند و دربارهی پیشرفتهای تشخیص زودهنگام، پزشکی بازساختی، طول عمر و مراقبت از سلامت توضیح میدهند. این کتاب با آثار انگیزشی قدیمی رابینز تفاوت دارد و بیشتر به آیندهی پزشکی میپردازد.
سال ۱۹۹۱ بود که آنتونی رابینز بنیاد خیریهی خودش را راهاندازی کرد که هدف آن کمک به کودکان، افراد بیخانمان، گرسنگان، سالمندان و زندانیان تعریف شد. این بنیاد در مسیر توانمندسازی اقشار آسیبپذیر گام برمیدارد تا امکان زندگی شادتر و رضایتی عمیق را برای این افراد فراهم کند. بنیاد رابینز در طی سالهای گذشته کارهای زیادی انجام داده است، چندین مدرسه و مرکز آموزشی از عواید این سازمان تأسیس شدهاند و میلیونها وعدهی غذایی تهیهشده است. آنتونی رابینز عواید تعدادی از کتابها و سمینارهای خود را به این بنیاد اختصاص داده است.
لحن رابینز مستقیم، پرانرژی و عملگراست. او زیاد سؤال میپرسد، داستان تعریف میکند و خواننده را به نوشتن هدفها یا انجام تمرین دعوت میکند. جملههای تأکیدی، نمونههای شخصی و تکرار ایدههای کلیدی نیز از ویژگیهای نوشتههای او هستند؛ همان عناصری که در سخنرانیهایش دیده میشوند. رابینز بر فاصلهی میان «دانستن» و «انجام دادن» تأکید دارد.

















