
امانوئل جیمز ران، مشهور به جیم ران، ۱۷ سپتامبر ۱۹۳۰ در یاکیما در ایالت واشنگتن آمریکا به دنیا آمد و ۵ دسامبر ۲۰۰۹ در ۷۹سالگی در وست هیلز کالیفرنیا درگذشت. او کارآفرین، نویسنده و سخنران توسعهی فردی بود و دربارهی هدفگذاری، انضباط، کار، پول و رشد شخصی سخن میگفت. ران روانشناس نبود و آموزههایش بیشتر از تجربهی او در فروش و آموزش عمومی میآمدند.
جیم ران یکی از چهرههای اثرگذار آموزش موفقیت در آمریکا بود. بسیاری او را با سمینارها و فایلهای صوتیاش میشناسند. بیان آرام و مثالهای روزمره باعث شد حرفهایش به نسلهای بعدی سخنرانان انگیزشی برسد.
موضوع اصلی کار ران این بود که نتیجههای بزرگ معمولا از تصمیمی ناگهانی به دست نمیآیند. از نگاه او، موفقیت یا شکست حاصل جمع انتخابهای کوچکی است که هر روز تکرار میشوند. به همین دلیل، بهجای تکیهی صرف بر شور و هیجان، بر مطالعه، برنامهریزی، مهارتآموزی و انضباط شخصی تأکید میکرد.
ران در یاکیما متولد شد، اما دوران کودکیاش را در مزرعهی خانوادگی در کالدولِ آیداهو گذراند. او تنها فرزند امانوئل و کلارا ران بود و در سالهای رکود بزرگ آمریکا بزرگ شد. کار در مزرعه از همان کودکی او را با نظم فصلها، انتظار برای نتیجه و اهمیت تلاش پیوسته آشنا کرد؛ تصویرهایی که بعدها بارها در سخنرانیها و کتاب «فصلهای زندگی» به کار برد.
او پس از دبیرستان وارد کالج شد، اما فقط یک سال در آنجا ماند. دانشگاه را رها کرد و مدتی در فروشگاه زنجیرهای سیرز کار کرد. با گذشت چند سال، درآمد محدود و مسئولیت یک خانوادهی جوان به او نشان داد که مسیرش با آرزوهایش فاصله دارد.
نقطهی عطف زندگی ران در ۲۵سالگی رقم خورد. یکی از دوستانش او را به سخنرانی کارآفرینی به نام جان ارل شواف دعوت کرد. شواف دربارهی مسئولیت فردی، تعیین هدف و ساختن ارزش بیشتر در خود حرف میزد. این نگاه برای ران تازه بود، چون بهجای مقصر دانستن شرایط، از او میخواست چیزهایی را تغییر دهد که در اختیار خودش بودند.
ران در سال ۱۹۵۵ به شرکت فروش مستقیم شواف، ابونداویتا، پیوست و دو سال بعد همراه او وارد شرکت نوتریبایو شد. کار در فروش شبکهای به او فرصت داد مهارت ارتباط با مردم، آموزش گروه و سخنرانی را تمرین کند.
پس از پایان فعالیت نوتریبایو در اوایل دههی ۱۹۶۰، از ران خواسته شد تجربهی خود را در یک نشست باشگاه روتاری تعریف کند. استقبال از آن برنامه، دعوتهای دیگری به دنبال داشت و او در سال ۱۹۶۳ نخستین سمینار عمومی خود را در هتل بورلی هیلز برگزار کرد. عنوان برنامه به زندگی خودش اشاره داشت: پسری روستایی از آیداهو که راهش به بورلی هیلز رسیده بود.
ران از آن زمان بیش از چهل سال برای کارکنان شرکتها، فروشندگان، مدیران و مردم عادی سخنرانی کرد. او در سال ۱۹۸۵ برنامهی «چالش موفقیت» را راه انداخت و همان سال جایزهی CPAE انجمن ملی سخنرانان آمریکا را گرفت. بسیاری از سخنرانیهای ضبطشدهاش بعدا به کتاب و دورهی صوتی تبدیل شدند.
پنج قطعه اصلی از پازل زندگی منظمترین معرفی از چارچوب فکری ران است. او زندگی را به پنج بخش پیوسته تقسیم میکند: فلسفه، نگرش، فعالیت، نتیجه و سبک زندگی. منظورش از فلسفه، برداشتهایی است که تصمیمهای روزانهی ما را میسازند. این برداشتها بر نگرش اثر میگذارند، نگرش به عمل تبدیل میشود و نتیجهی عملها در نهایت شکل زندگی را تعیین میکند.
دوازده ستون موفقیت با همکاری کریس وایدنر نوشته شده است. کتاب برخلاف بیشتر آثار ران، ساختاری داستانی دارد. مردی که از زندگی خود ناراضی است، با باغبانی سالخورده آشنا میشود و از او درسهایی دربارهی هدف، رابطه، مدیریت زمان، یادگیری و درآمد میگیرد. سادگی داستان کمک میکند اصول ران راحتتر به خاطر بمانند، هرچند روند آن برای بعضی خوانندگان بیش از حد آموزشی و قابل پیشبینی است.
فصل های زندگی از تمثیل بهار، تابستان، پاییز و زمستان برای توضیح تغییر استفاده میکند. زمستان نماد دورههای سخت، بهار زمان استفاده از فرصت، تابستان دورهی مراقبت از داشتهها و پاییز فصل دیدن نتیجههاست. پیام کتاب این نیست که انسان همهی شرایط را کنترل میکند؛ ران میگوید فصلها تغییر میکنند، اما فرد میتواند واکنش و میزان آمادگی خود را بهتر کند.
فلسفهی زندگی موفق مجموعهای فشرده از ایدههای اصلی او دربارهی تغییر فردی است. ران پیشنهاد میکند آدمها فقط برای دریافت حقوق کار نکنند، بلکه همزمان ارزش و مهارت خود را افزایش دهند. این اثر برای آشنایی سریع با لحن او مناسب است، اما خوانندهای که آثار دیگرش را دیده باشد ممکن است با نکات آشنا و تکراری روبهرو شود.
۵ قانون پول که باید بدانید فقط دربارهی پول نیست و یادداشتهایی دربارهی کار، روابط، ذهن و عادتها را نیز در بر میگیرد. بخش مالی کتاب بر خرجکردن حسابشده، پسانداز، سرمایهگذاری و بخشندگی تأکید دارد. این کتاب میتواند شروعی کوتاه برای فکر کردن به رفتار مالی باشد، اما جای آموزش دقیق بودجهبندی، سرمایهگذاری یا مشاورهی مالی را نمیگیرد.
جادوی کار پاره وقت بیش از آثار دیگر ران به تجربهی او در فروش مستقیم و بازاریابی شبکهای مربوط است. او توضیح میدهد چگونه میتوان در کنار شغل اصلی، کسبوکاری را مرحلهبهمرحله ساخت و بر آموزش، ارتباط و تشکیل گروه تأکید میکند. این اثر برای کسی که میخواهد با نگاه ران به این صنعت آشنا شود مناسبتر است، نه برای خوانندهای که فقط دنبال اصول عمومی رشد فردی است.
ران باور داشت اتفاقی که برای انسان میافتد تنها عامل تعیینکننده نیست؛ برداشتی که از آن اتفاق میسازد، انتخاب بعدی را شکل میدهد. او به همین دلیل از مخاطبان میخواست ورودیهای ذهنی خود را جدی بگیرند: کتاب بخوانند، تجربههایشان را یادداشت کنند و از آدمهای آگاه سؤال بپرسند. در نگاه او، آموزش رسمی تنها راه یادگیری نبود و خودآموزی باید در تمام عمر ادامه پیدا میکرد.
مرحلهی بعد، عمل بود. ران میان دانستن و انجام دادن فاصله میدید و معتقد بود انگیزه بدون برنامه دوام زیادی ندارد. هدف باید روشن باشد و به کارهای هفتگی و روزانه تبدیل شود. او وعدهی تغییر یکشبه نمیداد؛ بیشتر از اثر جمعشوندهی رفتارهای ساده حرف میزد. همین نگاه بعدها در آثار نویسندگانی مانند دارن هاردی با عنوان «اثر مرکب» پررنگ شد.
هرچند ران زیاد دربارهی ثروت سخن میگفت، موفقیت را به پول محدود نمیکرد. از نظر او، درآمد بالاتر بدون وقتگذاشتن برای خانواده، دوستی، سلامت و لذتبردن از زندگی، موفقیت کاملی نیست.
یکی از نکات تکرارشونده در آموزشهایش این بود که فرد باید برای افزایش ارزش خود تلاش کند، نه فقط برای ساعتهای بیشتری که کار میکند. البته میزان درآمد همیشه فقط به تلاش و مهارت فرد بستگی ندارد و شرایط اقتصادی، طبقهی اجتماعی و فرصتهای موجود نیز نقش دارند.
آنتونی رابینز در جوانی برای ران کار میکرد و برنامههای او را برگزار میکرد. از همین راه با ساختار سمینار، سخنرانی و آموزش توسعهی فردی آشنا شد. برایان تریسی، جک کنفیلد، مارک ویکتور هنسن و دارن هاردی نیز از تأثیر ران بر کار خود گفتهاند. به همین دلیل گاهی از او با عنوان «مربی مربیان» یاد میشود.
تأثیر ران بیش از آنکه در ساختن نظریهای تازه باشد، در شیوهی بیان بود. او ایدههای قدیمی دربارهی مسئولیت، هدف و انضباط را به جملههایی روشن تبدیل کرد و سخنرانان بعدی نیز این الگو را ادامه دادند.





























