دانلود اپلیکیشن
امکان مطالعه در اپلیکیشن فیدیبو
دانلود
کتاب صوتی قطار نیمه‌شب اثر مت هیگ

کتاب صوتی قطار نیمه‌شب اثر مت هیگ

کتاب صوتی
نویسنده:
درباره قطار نیمه‌شب

اگر زندگی مثل یک فیلم از مقابل چشمانت بگذرد، آن را در کدام لحظه متوقف خواهی کرد؟

گذشته را نمی‌توان تغییر داد، اما قطار نیمه‌شب می‌تواند این امکان را برایت فراهم کند، در این صورت فرصتی خواهی یافت تا دوباره لحظه‌هایی را زندگی کنی که برایت بیشترین معنا را داشته‌اند و شاید تازه دریابی که واقعا چه کسی بوده‌ای.

ویلبر بهترین روزهای زندگی خود را در کنار مگی، عشق زندگی‌اش، سپری کرد؛ به خصوص روزهای کوتاه اما ماندگار ماه‌عسل‌شان در ونیز. اما بعد از آن، همه چیز با شتابی بی‌امان پیش رفت و سایه‌های تلخ گذشته، رفته رفته روشنایی پیش روی او را در خود فرو بردند.

وقتی در اوج قدرت، شهرت و ثروت، ناگهان زیر پای آدم خالی شود، چه کسی مقصر است؟ چه کسی مسئول آن همه فاصله با جهانی آشنا و درونی پر درد است؟ آیا پناه بردن به دنیای اعداد و ارقام و نمودارها می‌تواند راهی برای تحمل دردهای نهفته باشد؟

ویلبر آرزو دارد به عقب برگردد و این بار با چشمانی باز و ذهنی آگاه زندگی کند. اما چنین فرصتی، بهای سنگینی دارد.

قطار نیمه‌شب داستانی عاشقانه و جادویی است که با سفر در زمان، بار دیگر قدم به دنیای کتابخانه نیمه شب می‌گذارد.

 

«اگر کتابخانه نیمه‌شب را دوست داشته‌اید، عاشق دنباله‌اش می‌شوید. مت هیگ با رمانی دیگر در باب تصدیق زندگی بازگشته؛ این یکی درباره‌ی مردی است که سوار قطاری جادویی می‌شود تا لحظه‌هایی سرنوشت‌ساز زندگی‌اش را دوباره از سر بگذراند. اگر از سفر نیمه‌شب قبلی لذت برده‌اید، این بار هم سوار شوید!» - نیویورک‌تایمز -

 

بخشی از کتاب

قایق مسافربری باشتاب عرض تالاب پهناور را طی می‌کرد. زوج جوان، که در ماه‌عسلشان بودند، شگفت‌زده به روبه‌رو خیره شده بودند.

همان‌طور که عقب قایق کوچک نشسته بودند، ویلبِر دست مگی را فشرد و آرام به او تکیه کرد. خورشید روی آب‌های روبه‌رویشان می‌درخشید.

مگی گفت: «دوستت دارم، آقای باد.» این کلمات را چنان ازتهِ‌دل به زبان آورد که مثل نفس‌کشیدن به هیچ فکر و زحمتی نیاز نداشت.

«منم دوستت دارم، خانم باد.»

مگی از اینکه جمله‌هایشان بامزه و رسمی به نظر می‌رسید، آرام خندید.

قایق با صدای تلق‌وتلق به‌سمت شهر پیش می‌رفت. آن‌ها دست یکدیگر را گرفته بودند و انگشت‌هایشان مثل ریشه‌های درهم‌تنیده به هم گره خورده بود. ۹آگست۱۹۷۴ بود.

ویلبر از منظره‌ی روبه‌رویش روی برگرداند و به‌سمت کسی برگشت که از دوران کودکی می‌شناختش.

مگی از او پرسید: «ما همیشه همین‌طوری می‌مونیم، نه؟»

ویلبر با لبخندی اطمینان‌بخش پاسخ داد: «معلومه. چرا نباشیم؟»

دسته‌ها:

شناسنامه

فرمت محتوا
mp۳
حجم
598.۳۶ کیلوبایت
مدت زمان
۱۰:۳۸:۱۶
نویسندهمت هیگ
مترجمرزا حسینی‌سارانی
گوینده نگین خواجه نصیر
ناشررادیوگوشه
زبان
فارسی
تاریخ انتشار
۱۴۰۵/۰۵/۱۸
قیمت ارزی
5 دلار
مطالعه و دانلود فایل
فقط در فیدیبو
اطلاعات کتاب

نقد و امتیاز من

بقیه را از نظرت باخبر کن:
منتظر امتیاز
٪50
295,000
147,500
تومان
%50
تخفیف با کد «HIFIDIBO» در اولین خریدتان از فیدیبو

گذاشتن این عنوان در...

قفسه‌های من
نشان‌شده‌ها
مطالعه‌شده‌ها
قطار نیمه‌شب
مت هیگ
نگین خواجه نصیر
رادیوگوشه
منتظر امتیاز
٪50
295,000
147,500
تومان