
گذر از رابطهی عاشقانه ساده نیست. آدم پوست میاندازد.
پس از ماهها عشقوعاشقی، دوباره تنهایی و بیکسی در پاریس.
یاد روزهای اول ورودش به این شهر میافتد؛ نه قوموخویشی، نه همدمی، نه همزبانی. روزها و هفتهها به جستوجوی اجارهی خانهای گذشت که به خارجیها نمیدادند و ساعتها به انتظار صدور مجوز اقامت دانشجویی. بعد هم نشستن سر کلاسهای دانشگاهی بود که نه کسی با کسی حرف میزد و نه کسی به کسی اعتنا میکرد. بعدها هم که آلونکی یافت او بود و شبهای تنهاییاش جلوِ تلویزیون، و پرسه زدن در کوچهپسکوچههای پاریس، میان مردمی که او را نمیدیدند و انگار از او عبور میکردند. تنها تفریحش سینما رفتن بود. با مبلغ ناچیزی بلیت ماهانهای میخرید که به او اجازه میداد هر چهقدر بخواهد به سینما برود. سالن سینما شده بود خانهی دومش. پیشپردههای فیلمها را از بر بود. بازیگرها شده بودند قوموخویشهایش. دیالوگهای فیلمهایی را که دوست داشت و بارها دیده بود در ذهنش تکرار میکرد و گاهی شبها که خوابش نمیبرد پایانی دیگر برای فیلمها تصور میکرد.
امروز هم پس از گذشت سالها باز احساس تنهایی و غریبی میکند. خیابانهای پاریس چراغانی است. هنوز چند هفتهای مانده به کریسمس، اما کمکم ویترین مغازهها رنگوبوی دیگری به خود گرفتهاند. از بالای کوچهها تزئینات ویژهی کریسمس آویخته شده و درختان، که لباس مخصوص ضیافت به تن کردهاند، آمادهاند بهزودی با زیورآلاتشان خوش بدرخشند.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۰۲ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 209 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | شهلا حائری |
| ناشر | نشر چشمه |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۴/۲۰ |
| قیمت ارزی | 5 دلار |
| قیمت چاپی | 380,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |