
یوسف علیخانی: روایتگر رنجهای خاک و خاطره
یوسف علیخانی، نویسنده، روزنامهنگار و ناشر ایرانی، در سال 1354 در روستای میلَک از توابع رودبار و در منطقهی الموت متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و پس از مهاجرت به قزوین و سپس تهران، در رشتهی زبان و ادبیات عرب از دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد. او که دوران کودکی و نوجوانی سختی را پشت سر گذاشته، همین تجربه را موتور محرک خلق آثارش میداند. علیخانی با عبور از سنتهای رایج نویسندگی، به خلق زبانی تازه و اصیل دست یافته است؛ زبانی که در آن اصطلاحات بومی، حکایتهای محلی و شاعرانگی با هم میآمیزند تا فضایی صمیمی و ملموس خلق کنند. منتقدانی همچون محمد دهقانی، نثر او را آمیزهای از شعر و داستان توصیف کردهاند. از مهمترین آثارش میتوان به مجموعه داستانهای «عروس بید»، «اژدهاکشان» و «قدمبخیر مادربزرگ من بود» و رمانهای پرفروش «خاما» و «بیوهکشی» اشاره کرد. علیخانی در کنار نویسندگی، مدیر مسئول نشر «آموت» است و از چهرههای تأثیرگذار در ادبیات بومیگرای معاصر ایران به شمار میرود. او با تلفیق خاطرات شخصی، فرهنگ بومی و مسائل اجتماعی، آثاری خلق کرده که هم روایتگر رنجهای انسانی هستند و هم جسورانه ساختارهای کهن را به چالش میکشند.
صدای خاموشان: زمزمههایی در مه الموت
کتاب «خاموشان» مجموعهای تأملبرانگیز از 32 داستان کوتاه است که فضای اغلب آنها در زادگاه نویسنده، روستای میلک الموت، جریان دارد. علیخانی در داستانهایش به سراغ افرادی رفته که دیگر در صحنهی زندگی حضور فیزیکی ندارند — کسانی که به دلایلی خاموش شدهاند، یا از دنیا رفتهاند، یا از جامعه کناره گرفتهاند. خاموشی این شخصیتها همیشه به معنای مرگ نیست؛ گاهی فرو رفتن در فراموشی، انزوا، یا جدایی از جریان زمان است. در لایههای متن، سنتهای محلی، باورهای بومی و قصههای مردم الموت به شکلی ظریف و نمادین حضور دارند و فضایی اسطورهای و وهمآلود پدید میآورند. زبان مورد استفاده در «خاموشان» با واژگان محلی و بومی آمیخته است، بدون آنکه توضیح اضافی یا تحمیل فرهنگی شود؛ این زبان، خود یکی از شخصیتهای مهم کتاب است. ساختار مینیمال داستانها — با پاراگرافهای کوتاه، پایانهای باز و تصاویری از مه، باد، سایه و صدای نجوای باد — خواننده را به تجربهای شاعرانه و در عین حال دردناک از فقدان و حضور دعوت میکند. «خاموشان» در بازار کتاب با استقبال گستردهای روبهرو شد و در کمتر از چهل روز به چاپ سوم رسید. این مجموعهی داستانی، هم نقد اجتماعی وضعیت روستا و سنت است و هم تأملی در تنهایی، مرگ و میراث خاموش آدمها — قصههایی که هنوز در گوشهی قلب «میلک» زندهاند.
بخشی از داستان «تادانهی کولیسَر»
از میان داستانهای خاموشان داستان «تادانهی کولیسَر» را باید چندین بار خواند نه اینکه بقیهی داستانها فقط با یک بار سر و تهشان به هم میآید؛ نه! داستانهای خاموشان هر کدام ارزش چندین بار خواندن دارند اما داستان «تادانهی کولیسَر» را هر چند بار که بخوانی باز هم همان چند خط اولش چند قطره اشک را روی صورتت میغلتاند، به خصوص اگر جانت با طبیعت و آب و درخت گره خورده باشد. اگرچه بیشتر داستانهای خاموشان اشک را به صورت مخاطب هموار میکند اما این داستان قلب آدم را میفشارد. داستان تادانه است که عکسش روی جلد کتاب هم خورده؛ اما داستان فراتر از اینهاست، داستان جفای آدمهاست به طبیعت و بعد به خودشان. داستان تبر زدن آدمی به کمر درختان و بعد به کمر خودش که علت حال و روز امروز همه ماست. داستان میلک و هبوط آدم است از بهشت به خاک...:
«آن قدر میلکیها به کمرم زدند که دیگر نمیتوانم برگ بزنم، وگرنه هزار تا برگ داشتم و از هر برگم میتوانستی یک قصه دربیاوری. به تنهام نگاه کن، یک جا را داس زدند و یک جا تبر خورده و یک جا سوخته و جای سالم برایم نمانده. من که حالا هیچ، اصلاً نگاه کن به همین توتدارِ نیمهجانِ میلک که از همین جا دیده میشود؛ بله همان که پشتش به خانههاست. این بدبخت فکر میکرد خیلی قُرب دارد که گاهی دست به سر و گوش و برگش میکشند، بیچاره نمیدانست برای دو دانه توت شیرینش بود. بعد هم که یک روز چوبِ بلندی برداشتند و تا توانست، زدندش و تمام توتهایش را ریختند و چند وقتی از یاد رفت. تا بعد آفتاب سوزان، یادشان افتاد بروند زیر سایهاش. دریغ نمیکرد و ذوق میکرد که توی دامنش نشستند و میگویند و میخندند و میخورند و میخوابند. آفتاب هم که رفت باز یادشان میرفت حتی یک مُشت آب بریزند توی حلق ریشههایش...»
با صدای نویسنده
کتاب صوتی «خاموشان» اثر «یوسف علیخانی» است با همکاری نشر صوتی آوانامه و «نشر آموت» و صدای خود نویسنده تهیه و تولید شده است.
| فرمت محتوا | mp۳ |
| حجم | 718.۵۲ کیلوبایت |
| مدت زمان | ۱۲:۴۶:۲۸ |
| نویسنده | یوسف علیخانی |
| گوینده | یوسف علیخانی |
| ناشر | آوانامه |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۳/۲۶ |
| قیمت ارزی | 5 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |