
دوهزاروسیصدوچهلودو روز از مرگ ژه میگذشت که لبخند زد.
در ابتدا، کسی نبود تا این لبخند را ببیند. چه اتفاقی برای چیزهایی میافتد که کسی آنها را نمیبیند؟ بزرگ میشوند؛ هر چیزی که بزرگ میشود، در ناپیدایی بزرگ میشود و با گذشت زمان نیروی بیشتروبیشتری و جای بیشتروبیشتری میگیرد.
بنابراین لبخند ژه ـ که دوهزاروسیصدوچهلودو روز پیش در دریاچۀ سنسیکست،در ایزر، غرق شده بود ـ نور بیشتروبیشتری از خود ساطع میکرد.
ژه گاهی به سطح میآمد و گاهی به ته دریاچه بازمیگشت. از دوهزاروسیصدوچهلودو روز پیش، دستنخورده، صحیح و سالم، بیهیچ اثری از خستگی در صورت و بدنش، بدون هیچ لکهای روی پیراهنش. پیراهن نخی قرمز، رنگ موردعلاقۀ ژه زمانیکه در روستای سن سیکست به مدرسه میرفت.
دریاچۀ سن سیکست، حتی در تابستان، بسیار تیره است. دریاچۀ سن سیکست به پاکی تابستانها بیاعتناست؛ آبی است که نورش را نگه میدارد، آبی سبز و بیشتر سیاه که نور را حبس میکند. آسمان به رنگ آبی در دریاچه سقوط میکند و به رنگ سبز فرومیرود و به رنگ سیاه غرق میشود. انواع مختلف سیاه در رنگ سیاه وجود دارد؛ آبهای سن سیکست سیاه ارغوانی روشن هستند؛ پر آشوب، شبیه چشمان حسودها. از زمانیکه آب در سن سیکست هست، این سیاهی هم وجود دارد و لبخند ژه، پنهانی، آن را میفرساید، رقیقش میکند، ملایمش میکند و لبخند ژه همۀ آبی آسمان را که در دریاچۀ سن سیکست غرق شده است، به سطح آن باز میگرداند. اینجا منطقهای کوهستانی است. در مناطق کوهستانی، آبی، صداقتی مطلق و صراحتی روشن دارد. چطور بگویم؛ این آبی، میسوزاند و پاک میکند.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 636.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 120 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | کریستین بوبن |
| مترجم | دینا کاویانی |
| ناشر | بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۳/۱۱ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |