
ترس! این کلمهی سهحرفی به ظاهر مفلوک بزرگترین قاتل بشریت است.
من ترسیدم! ترسیدم از پسزدهشدن، ترسیدم از کنار گذاشتهشدن، ترسیدم از نقل دهان خالهزنکهاشدن، ترسیدم از ترحم نگاه فامیل. ترسیدم و حالا داشتم جزای ترسم را در حمام خانهی برادرم بالا میآوردم.
با عقی که زدم دل و رودهام، همراه با زردآب، از دهانم بیرون زد. کف دستانم را نهاده بودم کف حمام و اشک میریختم، از بابت وضعیت رقتانگیزم. چه باید میکردم با این مهمان ناخواندهای که باز هم حاصل ترسهایم بود؟!
سرم را محکم میان پنجهام فشار دادم و مشت به شکمم کوبیدم! گلویم از شدت عقزدنهایم به یک سوزش بیامان دچار گشته بود. مایع زردرنگ روی سرامیک زردرنگ راه گرفته بود و از دریچهی حمام پایین میرفت.
دیشب داشتم به این میاندیشیدم دهعدد قرص آرامبخش میتواند آرامشی ابدی برایم به ارمغان بیاورد، منتها باز هم ترسیدم. اصلا مادرم ناف مرا با ترس بریده بود.
بازشدن بیهوای در حالبدیام را تکمیل کرد. طاها، درحالیکه صورت در هم کشیده بود، قدمی داخل گذاشت.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 2.۰۶ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 576 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | نرگس عبدی |
| ناشر | شقایق |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۲/۱۵ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |