
مامان همیشه میگفت؛ «دختر خوب اینکار را میکند.»، «دختر خوب آنکار را نمیکند.» بابا همیشه میگفت؛ «از خواهرت یاد بگیر! سرش را انداخته پایین و زندگیاش را میکند.» خاله میگفت، عمو میگفت!
آنقدر گفته بودند که فکر میکردم شاید واقعا باید شبیه خواهرم یا دخترعموی بزرگم باشم. بعد از ازدواجم هم آنقدر زیر گوشم خوانده بودند زن خوب این است، زن خوب آن است، زن خوب فلان است، زن خوب بهمان است، آنقدر دروهمسایه پچپچ کرده بودند که باورم شده بود کم گذاشتهام. باور کرده بودم زن خوب عروسک است، برده است، کمسنوسالش را میگیرند تا به خواست خودشان تربیتش کنند. زن خوب خمیر است، ورز میدهند، بعد بنا به میلشان شکل میدهند. خشک که شد خردش میکنند و میروند سراغ خمیر بعدی!
ولی وقتی دختری جوان به علت کوبیدهشدن مکرر سرش به دیوار و زمین روی تخت اورژانس جان داد و با هیچ احیایی به زندگی پردردش برنگشت فهمیدم باورهایم بیمارند، تلقینند، اشتباهند. انگار سر کلاس دخترشناسی خشت اول را کج نهاده بودند و این دیوار کج هر روز و هر لحظه روی روح و جسم یکی از ما فرومیریخت. فرومیریزد و میترسیم این فروریختن نقطهی پایانی نداشته باشد.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۵۳ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 456 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | مهسا پناهی (م. پناه) |
| ناشر | شقایق |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۲/۱۵ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |