
به خاطر بیخوابی شب گذشته، بابت نوشتن رمان جدیدم، نزدیک صبح خوابم برده.
چشمانم هنوز خوابآلود است و دلم میخواهد باز هم بخوابم، اما چند سالی است که دیگر نتوانستهام مثل روزهای مجردی تا ساعت دوازده یا حتی ده توی تخت بمانم و بخوابم. با تمام میلی که به ادامهی خوابیدن دارم اما بالاخره بلند میشوم و از اتاق بیرون میروم.
نگاهم روی درِ بستهی اتاقش ثابت میماند. شب گذشته هم هر کاری کردم تا زود به تختخوابش برود، با شیطنتهای مخصوصش، از حرف گوش کردن شانه خالی کرده بود. تا وقتی بیدار بودم، او هم در اتاقش مشغول بازی بود... اما به خوبی یادم مانده که وقتی خواستم بخوابم، به اتاقش رفتم و بالاخره راضیاش کردم در تختش دراز بکشد و بعد از خاموش کردن چراغ اتاقش و روشن کردن چراغخوابش، درِ اتاقش را باز گذاشته بودم!
ولی حالا...
برای چند ثانیه پشت در میایستم، سپس به آرامی آن را باز میکنم.
از دیدن وضعیت اتاق میفهمم باز هم حکایت سه شب گذشته تکرار شده است! بعد از خوابیدن من، بیدار مانده و بازی کرده. میبینم که باز هم مثل این چند شب گذشته، روی فرش طرح کودک کف اتاقش، در میان همان اسباببازیهایی که اطرافش پراکنده است، بدون هیچ بالشت یا پتویی، به خواب رفته!
وارد اتاق میشوم. راه رفتن در میان آنهمه ماشینهای ریز و درشتی که کف اتاق پخش شده، مثل قدم گذاشتن در یک هزارتو است. بالاخره با هر سختی، بدون لگد کردن ماشینها، کنارش روی دو زانو مینشینم. به صورت زیبایش و ماشین کوچکی که در دستش مانده، نگاه میکنم.
آرام ماشین را از میان انگشتان کوچک و سفیدش بیرون میآورم و کنار میگذارم. بغلش میکنم و با دقت به اینکه پایم روی اسباببازیهای ولو شده نرود و باعث زمین خوردنم نشوند، او را روی تختش میگذارم.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۵۶ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 456 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | شادی داودی |
| ناشر | شقایق |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۱/۱۸ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |