دانلود اپلیکیشن
امکان مطالعه در اپلیکیشن فیدیبو
دانلود
کتاب عاشق‌تر، زخمی‌تر، بخشنده‌تر اثر شادی داودی نشر شقایق

کتاب عاشق‌تر، زخمی‌تر، بخشنده‌تر اثر شادی داودی نشر شقایق

کتاب متنی
نویسنده:
ناشر:
درباره عاشق‌تر، زخمی‌تر، بخشنده‌تر

هوا به ‌‌قدری سرد بود که احساس ‌می‌کردم پوست صورتم در حال ترک خوردن است. از صبح که برای درس خواندن از خواب بیدار شده‌ بودم، ریزش برف آغاز شده ‌بود و حالا زمانی که سعی‌ داشتم در حین عجله برای رسیدن به کلاس احتیاط لازم را هم بکنم تا به زمین نیفتم، برخورد هر دانه برف به صورتم، سوزشی در پوستم ایجاد ‌می‌کرد که گویی ذرات ریز شیشه از آسمان در حال ریزش است، نه برف!

وارد راهروی دانشگاه شدم. همان جلوی در ایستادم و برف‌هایی که جلوی مقنعه و روی شانه‌هایم نشسته ‌بود را تکان‌ دادم، سپس با عجله از پله‌ها بالا رفتم. لحظاتی بعد به محض این‌که وارد شدم، نگاه سریعی به ته کلاس انداختم. سهند مثل همیشه سر جایش نشسته بود. با دیدن من لبخند زد. پاسخ لبخندش را با لبخند کم‌رنگی که توجه کسی را جلب‌ نکند، دادم. رفتم روی صندلی سوم ردیف جلو نشستم.

دقایقی بعد استاد وارد کلاس شد. بی‌معطلی امتحانی را که از هفته‌ی پیش موعدش را به همه اعلام کرده ‌بود برگزار کرد. سؤالات در ابتدا برایم ناآشنا بودند! همیشه سر امتحانات دقایق اول هر چه که خوانده ‌بودم از ذهنم پاک می‌شد، گویی مغزم تخلیه‌ی اطلاعاتی ‌شده است. هیچ چیزی به درستی توی ذهنم شکل‌ نمی‌گرفت. اعداد و کلمات همه برایم ناآشنا بود. حکم فرد بی‌سوادی را پیدا می‌کردم که حتی سواد خواندن هم ندارد، اما درست در همین موقع صدای عزیز در گوشم طنین‌انداز می‌شد که می‌گفت؛ «آیه‌الکرسی بخون. ان‌شالله امتحانت‌و خوب میدی.»

چند نفس عمیق کشیدم و در همان حال آیه‌الکرسی را زیر لب زمزمه‌ کردم.

جالبی قضیه آن‌جا بود که درست بعد از پایان خواندن این آیه، آرامش عجیبی ‌گرفتم و کم‌کم محفوظات ذهنی‌ام به کمکم ‌آمدند. شروع ‌‌کردم به نوشتن پاسخ سؤالات امتحان!

سؤالاتی را که می‌توانستم پاسخ‌ دادم، سپس نگاه گذرایی به ورقه‌ام انداختم. از جا بلند و بعد از تحویل‌ برگه‌ی امتحان به استاد، از کلاس بیرون رفتم.

به ‌محض خروجم از کلاس، صدای سهند را از پشت سر شنیدم.

«چقدر طولش دادی بابا! چهار ساعته نشستم ببینم کی ورقت‌و میدی تا منم ورقم‌و بدم. صد دفعه بهت گفتم استادا ورق تصحیح‌ نمی‌کنن، وجبی نمره میدن. هر چی دم دستت میاد، بنویس. فقط ورقت‌و پُرکن. درست و غلطش‌و کار نداشته ‌باش و هیچ سؤالی رو بی‌جواب نذار. هی مثل بچه مدرسه‌ای‌ها نشستی کل ورق رو صد بار از بالا تا پایین نگاه ‌می‌کنی تا چیزی جا نندازی.»

شناسنامه

فرمت محتوا
epub
حجم
1.۸۲ کیلوبایت
تعداد صفحات
592 صفحه
زمان تقریبی مطالعه
۰۰:۰۰
نویسندهشادی داودی
ناشرشقایق
زبان
فارسی
تاریخ انتشار
۱۴۰۵/۰۲/۰۷
قیمت ارزی
4 دلار
مطالعه و دانلود فایل
فقط در فیدیبو
اطلاعات کتاب

نقد و امتیاز من

بقیه را از نظرت باخبر کن:
دیگران نقد کردند
1
از 5
براساس رأی 1 مخاطب
5
0 ٪
4
0 ٪
3
0 ٪
2
0 ٪
1
100 ٪
1
(1)
145,000
تومان
%50
تخفیف با کد «HIFIDIBO» در اولین خریدتان از فیدیبو

گذاشتن این عنوان در...

قفسه‌های من
نشان‌شده‌ها
مطالعه‌شده‌ها
عاشق‌تر، زخمی‌تر، بخشنده‌تر
شادی داودی
شقایق
1
(1)
145,000
تومان