در کتاب صوتی مدیر یک دقیقهای خواهیم شنید و یاد میگیریم: یک مرد جوان، سراسر جهان را به جستجوی یک مدیر بزرگ میپردازد. او میخواهد برای این مدیر بزرگ کار کرده و یاد بگیرد مانند وی مدیر بزرگی شود. اما بسیاری از جاهایی که او میرود، انگیزهای در او ایجاد نمیکند. او مدیران خشنی را ملاقات میکند که کارکنان آنها را دوست ندارند، و مدیران خوش مشربی که کارکنان خود را دوست دارند اما توجه کافی به سود و زیان شرکت ندارند.
آیا مدیری وجود دارد که ترکیبی از بهترین ویژگیهای هر دو مدیر گفته شده را داشته باشد؟ مرد جوان درباره فردی میشنود که ظاهرا مناسب است. با کمال تعجب، مدیر میپذیرد که مرد جوان را سریع ببیند و در مورد نحوه مدیریت کارکنان خود صحبت نماید. بنابراین او حکایت مدیر یک دقیقهای را آغاز میکند.
مطمئن شوید هر هدفی، بر روی یک تکه کاغذ جداگانه نوشته شده است. این کار" هدف گذاری یک دقیقهای" است. از اینجا به بعد، کارکنان دقیقا میدانند که مدیر از آنها چه انتظاری دارد و به ندرت برای سوال یا مشکلی پیش رئیس میروند. آنها میدانند که مدیر آنها را برای حل این مشکلات استخدام کرده است.
کارکنان باید بطور مداوم اهداف را بازخوانی کنند تا مطمئن شوند که انتظارات مدیر با عملکردشان مطابقت دارد. همچنین کارکنان باید جزئیات پیشرفت را به مدیران گزارش کنند. این کار برای تحت فشار قرار دادن آنها نیست، بلکه برای این است که مدیر بداند "آیا آنها کارها را صحیح انجام میدهند یا نه" این کار سبب "تحسین یک دقیقهای" میشود و فیدبک مثبت و سریعی در مورد اقدامات انجام شده ارائه میدهد.
اگر فردی دارای مهارتهای لازم برای انجام صحیح کار است اما کار را صحیح انجام ندهد، با " توبیخ یک دقیقه ای" مدیر روبرو میشود. این توبیخ شدید بخاطر عمل یا رفتار وی است، نه خود او و مدیر هشدار میدهد کار وی، مطابق استانداردهای بالایی که باید کارکنان شرکت داشته باشند نیست. مدیر پس از توبیخ، ارزش وی را به او خاطر نشان میکند.
هدف گذاری یک دقیقه ای خوب جواب میدهد چون "عامل اصلی که سبب ایجاد انگیزه در مردم میشود، دادن نظر در مورد نتایج است." ما دوست داریم بدانیم کارمان را چگونه انجام دادهایم و اگر کارها را به خوبی انجام داده باشیم، احساس خوبی پیدا میکنیم. مدیر یک دقیقهای تابلویی را روی دیوار نصب کرده که روی آن نوشته: "یک دقیقه وقت بگذارید و نگاهی به اهداف خود و سپس رفتارتان بیندازید. آیا رفتارتان شما را به اهدافتان میرساند؟" تکنیک ساده ولی موثری است.
تحسین یک دقیقهای نیز به علت انگیزه دادن به دیگران موثر است. خیلی کم پیش میآید کسی را پیدا کنید که از روز اول تمام کارها را صحیح انجام دهد؛ پس باید به آموزش کارکنان بپردازید. «بنابراین کلید آموزش یک کار جدید به یک فرد این است که در ابتدا آن را تقریبا صحیح انجام دهند تا آن که یاد بگیرند آن را دقیقا صحیح انجام دهند.» انضباط فردی برای افرادی که در مورد کاری که انجام می دهند، مطمئن نیستند موثر نیست. تنها تحسین موثر است. تحسین مانند سوختی عمل میکند که میتواند کل یک شرکت را به پیش ببرد.
توبیخ یک دقیقه ای نیز موثر است چون منصفانه ترین کار برای اصلاح عملکردهایی است که زیر استاندارد هستند. از آنجا که اهداف تعیین شده و انتظارات مدنظر بطور شفاف بیان شده است، کارمندان معمولا توبیخ را منصفانه میبینند. در چنین شرایطی به مدیر احترام گذاشته میشود. از آنجا که توبیخ سریع بوده و بخاطر عمل شخص (نه خود شخص) است، احساس بد کمتری وجود دارد. وقتی هم توبیخ تمام میشود، نتیجه بخش بوده و به زودی فراموش میشود.