دانلود اپلیکیشن
جرج آر آر مارتین

خرید کتاب های جرج آر آر مارتین

نویسنده

جرج آر آر مارتین در ۲۰ سپتامبر ۱۹۴۸ در شهر بایون ایالت نیوجرسی آمریکا به دنیا آمد. او نویسنده، فیلمنامه‌نویس و تهیه‌کننده‌ای است که بیشتر با مجموعه‌ی فانتزی «نغمه‌ی یخ و آتش» شناخته می‌شود؛ مجموعه‌ای که سریال «بازی تاج‌وتخت» براساس آن ساخته شد. بااین‌حال، کارنامه‌ی مارتین فقط به سرزمین وستروس محدود نیست و داستان‌های علمی‌تخیلی، وحشت و مجموعه‌ی «وایلد کاردز» را نیز دربرمی‌گیرد.

مارتین فعالیت حرفه‌ای خود را از ابتدای دهه‌ی ۱۹۷۰ آغاز کرد و پیش از شهرت جهانی، نویسنده‌ای شناخته‌شده در ادبیات علمی‌تخیلی بود. داستان‌هایی مانند «نغمه‌ای برای لیا» و «پادشاهان شنی» جوایز هوگو و نبولا را برای او به همراه آوردند، اما انتشار «بازی تاج‌وتخت» در سال ۱۹۹۶ مسیر حرفه‌ای‌اش را برای همیشه تغییر داد.


جرج آر آر مارتین کیست؟

جرج آر آر مارتین یکی از مهم‌ترین نویسندگان فانتزی معاصر است. شهرت او بیش از هر چیز به دلیل ساختن جهانی گسترده با تاریخی چندصدساله، خاندان‌های رقیب و شخصیت‌هایی است که به‌سادگی نمی‌توان آن‌ها را خوب یا بد نامید.

در داستان‌های او قهرمانان همیشه پیروز نمی‌شوند و شخصیت‌های مهم نیز از خطر مرگ در امان نیستند. تصمیم‌های سیاسی، اشتباه‌های شخصی و خیانت‌های خانوادگی پیامدهای واقعی دارند. همین ویژگی باعث شده آثار مارتین به‌جای یک نبرد ساده میان خیر و شر، بیشتر به روایتی درباره‌ی قدرت، جنگ، وفاداری و انتخاب‌های دشوار شبیه باشند.


کودکی کنار اسکله‌های بایون

مارتین در خانواده‌ای کم‌درآمد بزرگ شد. پدرش کارگر اسکله بود و خانواده در مجموعه‌ای از خانه‌های دولتی نزدیک بندر بایون زندگی می‌کردند. امکانات مالی خانواده اجازه‌ی سفرهای طولانی را نمی‌داد، اما کشتی‌هایی که از بندر عبور می‌کردند، تخیل او را به سرزمین‌های دور می‌بردند.

او از کودکی داستان می‌ساخت و نوشته‌هایش را با مبلغی ناچیز به بچه‌های محله می‌فروخت. بیشتر این داستان‌ها درباره‌ی هیولاها بودند و مارتین آن‌ها را با اجرای نمایشی برای دوستانش می‌خواند. بعدها به کتاب‌های مصور علاقه‌مند شد و برای مجله‌های هواداری داستان و مقاله نوشت. همین تجربه‌ها نخستین تمرین‌های جدی او برای نویسنده‌شدن بودند.


از روزنامه‌نگاری تا نخستین داستان حرفه‌ای

مارتین در دانشگاه نورث‌وسترن روزنامه‌نگاری خواند و در سال ۱۹۷۰ مدرک کارشناسی و یک سال بعد مدرک کارشناسی ارشد گرفت. نخستین داستان حرفه‌ای او با عنوان «قهرمان» در سال ۱۹۷۰ فروخته شد و در سال ۱۹۷۱ در مجله‌ی Galaxy انتشار یافت.

او به‌دلیل مخالفت وجدانی با جنگ ویتنام به خدمت نظامی نرفت و مدتی خدمات جایگزین انجام داد. سپس مسابقات شطرنج را مدیریت کرد و در کالج کلارک روزنامه‌نگاری درس داد. مارتین در این سال‌ها همچنان داستان می‌نوشت، اما هنوز نمی‌توانست تنها از راه نویسندگی زندگی کند. مرگ ناگهانی یکی از دوستان نزدیکش باعث شد تصمیمش را جدی‌تر کند. او تدریس را کنار گذاشت و از سال ۱۹۷۹ به نویسنده‌ای تمام‌وقت تبدیل شد.


موفقیت در علمی‌تخیلی و وحشت

مارتین پیش از «بازی تاج‌ و تخت» جایگاه خود را با داستان‌های علمی‌تخیلی و وحشت به دست آورده بود. نخستین رمانش با نام «نور محتضر» در سال ۱۹۷۷ منتشر شد و داستان سیاره‌ای رو به مرگ را روایت می‌کرد. پس از آن آثاری مانند «پرواز شبانه»، «رویای تب‌آلود» و «ترانه‌ی آرماگدون» را نوشت.

رویای تب‌آلود یکی از متفاوت‌ترین رمان‌های اوست. داستان در قرن نوزدهم و در فضای کشتی‌های بخار رود می‌سی‌سی‌پی می‌گذرد و عناصر تاریخی را با افسانه‌ی خون‌آشام‌ها ترکیب می‌کند. خون‌آشام‌های این کتاب فقط موجوداتی ترسناک نیستند؛ مارتین از آن‌ها برای پرداختن به تنهایی، قدرت و میل به سلطه استفاده می‌کند.

داستان «پادشاهان شنی» نیز از موفق‌ترین آثار کوتاه اوست و جایزه‌های هوگو و نبولا را برایش به همراه آورد. این داستان درباره‌ی انسانی است که موجوداتی بیگانه را برای سرگرمی به جان یکدیگر می‌اندازد، اما خیلی زود کنترل بازی از دستش خارج می‌شود.


شکستی که مارتین را به تلویزیون برد

رمان «ترانه‌ی آرماگدون» با وجود نظر مثبت بعضی منتقدان، از نظر فروش موفق نبود. این شکست موقعیت حرفه‌ای مارتین را دشوار کرد و ناشران را نسبت به چاپ رمان بعدی او مردد ساخت. او در میانه‌ی دهه‌ی ۱۹۸۰ به هالیوود رفت و برای مجموعه‌هایی مانند «منطقه‌ی گرگ‌ومیش» و «دیو و دلبر» فیلمنامه نوشت. کار در تلویزیون به او آموخت که چگونه صحنه بسازد و گفت‌وگوهای نمایشی بنویسد، اما محدودیت بودجه و زمان اغلب مانع اجرای ایده‌های بزرگش می‌شد.

مارتین سرانجام تصمیم گرفت دوباره به رمان برگردد و داستانی بنویسد که هنگام نوشتن آن نگران هزینه‌ی ساخت دژها، جنگ‌ها و اژدهایان نباشد. حاصل این تصمیم مجموعه‌ای شد که بعدها میلیون‌ها دلار برای ساخت نسخه‌ی تلویزیونی آن هزینه کردند.


جرقه‌ای که «نغمه‌ی یخ و آتش» را ساخت

مارتین در سال ۱۹۹۱ مشغول نوشتن رمان دیگری بود که ناگهان صحنه‌ای تازه به ذهنش رسید: چند کودک جسد یک گرگ عظیم را در برف پیدا می‌کنند و توله‌هایش را با خود می‌برند. او نمی‌دانست این صحنه به چه داستانی تعلق دارد، اما آن را نوشت و کمی بعد شخصیت‌ها و اتفاق‌های دیگری پیرامونش شکل گرفتند.

این تصویر به یکی از فصل‌های ابتدایی «بازی تاج‌وتخت» تبدیل شد. مارتین ابتدا مجموعه را سه‌گانه‌ای فانتزی تصور کرده بود، اما داستان به‌تدریج گسترش یافت و طرح نهایی به هفت کتاب رسید.


بازی تاج‌وتخت؛ آغاز جنگ برای قدرت

بازی تاج‌وتخت نخستین جلد مجموعه‌ی «نغمه‌ی یخ و آتش» است و در سال ۱۹۹۶ منتشر شد. داستان در سرزمین خیالی وستروس می‌گذرد؛ جایی که خاندان‌های بزرگ برای کنترل تخت آهنین رقابت می‌کنند. هم‌زمان در شمال، خطری قدیمی پشت دیواری عظیم در حال بیدارشدن است و در شرق، آخرین بازماندگان خاندان تارگرین برای بازگشت آماده می‌شوند.

داستان از نگاه چند شخصیت روایت می‌شود. به همین دلیل، خواننده فقط یک روایت از حوادث نمی‌بیند و می‌تواند ترس‌ها، انگیزه‌ها و برداشت‌های متفاوت شخصیت‌ها را بشناسد. کسی که در یک فصل دشمن به نظر می‌رسد، ممکن است در فصل دیگری چهره‌ای انسانی‌تر پیدا کند.

پس از «بازی تاج‌وتخت»، کتاب‌های «نبرد پادشاهان»، «طوفان شمشیرها»، «جشنی برای کلاغ‌ ها» و «رقصی با اژدهاها» منتشر شدند. دو جلد پایانی این مجموعه «بادهای زمستان» و «رؤیای بهار» نام دارند.


تفاوت «بازی تاج‌ و تخت» و «نغمه‌ یخ و آتش»

«نغمه‌ یخ و آتش» نام مجموعه‌ی اصلی کتاب‌هاست و «بازی تاج‌ و تخت» فقط عنوان جلد نخست آن به شمار می‌رود. شبکه‌ی HBO برای اقتباس تلویزیونی نام همان کتاب اول را انتخاب کرد؛ به همین دلیل بسیاری از مخاطبان تمام مجموعه را با عنوان «بازی تاج‌وتخت» می‌شناسند.

سریال از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۹ پخش شد. مارتین در فصل‌های ابتدایی با گروه سازنده همکاری نزدیک‌تری داشت و فیلمنامه‌ی چهار قسمت را نیز نوشت. با جلو افتادن سریال از کتاب‌ها، روایت تلویزیونی مسیر مستقل‌تری پیدا کرد. بنابراین پایان سریال را نمی‌توان لزوما پایان دقیق رمان‌های مارتین دانست.


سرنوشت «بادهای زمستان»

«رقصی با اژدهاها»، پنجمین جلد مجموعه، در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. از آن زمان خوانندگان منتظر کتاب ششم، یعنی «بادهای زمستان»، مانده‌اند. طولانی‌شدن نگارش کتاب به یکی از بحث‌های همیشگی پیرامون مارتین تبدیل شده است.

«بادهای زمستان» هنوز منتشر نشده و تاریخ رسمی انتشار ندارد. مارتین بارها گفته است که همچنان روی این کتاب کار می‌کند و قصد دارد مجموعه‌ی «نغمه‌ی یخ و آتش» را کامل کند، اما از اعلام زمان مشخصی برای پایان نگارش آن خودداری کرده است.


آتش و خون؛ تاریخ خاندان اژدها

آتش و خون تاریخ خاندان تارگرین را از زمان فتح وستروس به دست اگان آغاز می‌کند و تا سال‌ها پیش از اتفاق‌های «بازی تاج‌وتخت» ادامه می‌دهد. سریال «خاندان اژدها» نیز براساس بخش‌هایی از همین کتاب ساخته شده است.

این اثر مانند یک رمان معمولی نوشته نشده و بیشتر به کتابی تاریخی از جهانی خیالی شباهت دارد. راوی بر پایه‌ی نوشته‌ها و گزارش‌های مختلف حرف می‌زند و گاهی چند روایت متناقض از یک اتفاق ارائه می‌دهد. خواننده باید خودش تصمیم بگیرد کدام روایت به حقیقت نزدیک‌تر است.


شوالیه هفت اقلیم؛ چهره‌ای آرام‌تر از وستروس

شوالیه هفت اقلیم مجموعه‌ای از سه داستان درباره‌ی شوالیه‌ای جوان به نام دانک و شاگردش اگ است. ماجراها حدود یک قرن پیش از حوادث «بازی تاج‌وتخت» اتفاق می‌افتند. این داستان‌ها نسبت به مجموعه‌ی اصلی شخصیت‌های کمتر و مسیر روشن‌تری دارند. دانک سیاستمداری زیرک یا جنگجویی افسانه‌ای نیست؛ جوانی ساده و خوش‌قلب است که تلاش می‌کند در جهانی ناعادلانه شرافتمند بماند. به همین دلیل، «شوالیه هفت اقلیم» می‌تواند شروعی ساده‌تر برای آشنایی با جهان مارتین باشد.


وایلد کاردز؛ جهانی که چند نویسنده آن را ساختند

«وایلد کاردز» مجموعه‌ای اشتراکی است که مارتین و گروهی از نویسندگان آن را از دهه‌ی ۱۹۸۰ گسترش داده‌اند. داستان در جهانی می‌گذرد که انتشار یک ویروس بیگانه، بعضی انسان‌ها را می‌کشد، برخی را دچار تغییرات شدید می‌کند و به گروه کوچکی قدرت‌های فراطبیعی می‌دهد.

مارتین در این پروژه بیشتر نقش ویراستار و طراح جهان داستانی را دارد. «وایلد کاردز» نشان می‌دهد علاقه‌ی او به روایت‌های چندشخصیتی و جهان‌های گسترده، سال‌ها پیش از شکل‌گیری وستروس آغاز شده بود.


سبک نویسندگی جرج آر. آر. مارتین

مارتین نویسندگان را به دو گروه «معمار» و «باغبان» تقسیم می‌کند. معمار پیش از نوشتن، نقشه‌ی دقیقی از داستان دارد؛ اما باغبان بذر اولیه را می‌کارد و اجازه می‌دهد شخصیت‌ها و اتفاق‌ها هنگام نوشتن رشد کنند. او خودش را بیشتر باغبان می‌داند.

این روش به شخصیت‌ها امکان رشد طبیعی می‌دهد، اما گسترش شاخه‌های داستان را نیز دشوار می‌کند. تعداد فراوان شخصیت‌ها، پیوندهای خانوادگی و ماجراهای هم‌زمان یکی از دلایل پیچیدگی نوشتن جلدهای پایانی «نغمه‌ی یخ و آتش» است.

یکی دیگر از ویژگی‌های آثار او نگاه واقع‌گرایانه به جنگ است. نبرد در داستان‌های مارتین فقط فرصتی برای نمایش شجاعت نیست؛ گرسنگی، آوارگی، خشونت و نابودی مردم عادی نیز بخشی از آن است. او همچنین نشان می‌دهد که پیروزی سیاسی لزوما به معنای عدالت یا آرامش نیست.