
بخشی ازمتن کتاب
باربر دستش را در جیب کتی که درآورده بود فرو برد و گلدان کوچکی را که با دقت در خزه و کاغذ نگهداری میشد، بیرون آورد.
او در حالی که با دقت فراوان آن را تنظیم میکرد، گفت: «اینجاست! نه حتی یک برگ آسیب دیده. پر از غنچه!»
وقتی کالب آن را گرفت، چشمان بیفروغش برق زد و از او تشکر کرد.
باربر گفت: «کالب عزیزم، توی این فصل خیلی عزیزی.»
مرد کوچک اندام پاسخ داد: «بیخیال. هر چقدر هم که هزینه داشته باشد، برای من ارزان خواهد بود. چیز دیگری هم هست، جان؟»
باربر پاسخ داد: «یک جعبه کوچک. بفرمایید!»
مرد کوچک اندام در حالی که مسیر را مشخص میکرد، گفت: «برای کالب پلامر. با کَش. با کَش، جان؟ فکر نمیکنم برای من باشد.»
باربر در حالی که از بالای شانهاش نگاه میکرد، پاسخ داد: «با احتیاط. از کجا پول درمیآورید؟»
«اوه! مطمئن باش!» کالب گفت. «اشکالی نداره. با احتیاط! بله، بله؛ اون مال منه. شاید با پول نقد بوده، در واقع، اگر پسر عزیزم در آمریکای جنوبی طلایی زنده بود، جان. تو او را مثل پسرش دوست داشتی؛ مگه نه؟ لازم نیست بگی که داشتی. البته میدانم «کالب پلامر. با احتیاط.» بله، بله، اشکالی نداره. این یک جعبه چشم عروسک برای کار دخترانم است. کاش چشم خودش در یک جعبه بود، جان.»
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 3.۶۴ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 129 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | چارلز دیکنز |
| مترجم | پدرام حکیم زاده |
| ناشر | شهر پدرام |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۶/۲۲ |
| قیمت ارزی | 3 دلار |
| قیمت چاپی | 200,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |