کتاب متنی

به آن لحظه ای که از وسط روز منتظرش بودم، نزدیک شدم. خداخدا کردم ناخوش نباشد و زود موافقت کند. نمی دانستم چطور شروع کنم. گیر کرده بودم. داشتم پس وپیش می کردم حرفی را که می خواستم بزنم که یکهو سمیه پرید وسط و گفت: «آقاجونی! عبدالله می خواد بره توی ارتش تفنگ دستش بگیره!» یک لحظه گُر گرفتم. هم خوشحال شدم که کارم را ساده کرد و هم ناراحت که چرا گند زد به مقدماتی که برای پیش کشیدن موضوع چیده بودم. با آن عبارت «آقاجونی» که مختص خودش است و هیچ کس جز او این طور آقاجون را صدا نمی کند، دوپایی پرید وسط قصه. حالا باید منتظر واکنش آقاجون می ماندم. همین که شنید، سرش را چرخاند سمتم و با حالتی از عصبانیت گفت: «عبدالله! آبجی ت چی می گه؟»
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 3.۰۹ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 296 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | حسام آبنوس |
| ناشر | انتشارات سوره مهر |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۴/۰۹ |
| قیمت ارزی | 6 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |