دانلود اپلیکیشن
امکان مطالعه در اپلیکیشن فیدیبو
دانلود
کتاب صوتی خون‌خواهی اثر الهام فلاح

کتاب صوتی خون‌خواهی اثر الهام فلاح

کتاب صوتی
نویسنده:
گوینده:
درباره خون‌خواهی

خون خواهی" به قلم "الهام فلاح" رمانی در سبک ادبیات واقع گرایانه است که نگاهی تازه به عشق و جنگ را در یک قاب ارائه می کند. قصه ای از زندگی دو برادر دو قلو که شباهتشان به قدری زیاد است که جز مادر، هیچکس نمی تواند آن ها را از همدیگر تشخیص دهد. این برادران، "احمد" و "محمود" نام دارند و با پیشینه ی خانوادگی مذهبی و سنتی، فرزندان پیش نماز مسجد محل، "حاج آقا شفاعتی" هستند. اما این شباهت ها نمی تواند دو برادر را تا ابد کنار هم نگه دارد و بالاخره در جایی از هم جدا می شوند. دو برادر از نقطه ی جدایی آنقدر فاصله می گیرند و از هم دور می شوند، که یک هابیل و قابیل جدید را در قالب داستان جنگی "خون خواهی" به مخاطب عرضه می کنند.

"الهام فلاح"، "خون خواهی" را با ساختاری غیرخطی به نگارش درآورده و در هر فصل داستان هایی از کودکی، نوجوانی و جوانی برادران ارائه می کند تا اینکه به یک نقطه ی زمانی ثابت از سرنوشت هر دو برادر می رسد. اما "احمد" و "محمود" تنها برادران این قصه نیستند و "حنیف" و "حبیب" که نیمی عراقی و نیمی ایرانی اند، دو برادر دیگر داستان "خون خواهی" هستند.

نقطه ی شروع زمانی رمان از سال های نزدیک به انقلاب است و پس از آن با عبور از جنگ هشت ساله، به دوران ظاهرا آرام پس از جنگ می رسد. روزهایی که جامعه، خود را از نو می سازد اما هنوز آشوب و سر و صدا، تیتر یک روزنامه هاست. "الهام فلاح" با خرده روایت های جذاب و خواندنی، داستان "خون خواهی" را پیش می برد و رمان در سال های انتهایی دهه ی هفتاد، پایان می پذیرد.


قسمت هایی از کتاب :

 گفته بودند پی محمد برود بیمارستان را بگردد. نگفته بودند زنده است یا مرده و احمد پاهایش بی اراده پیش می رفت. به خودش اگر بود نمی رفت داخل. بیرون بیمارستان می نشست روی خاک و پیشانی را می گذاشت روی کشکک زانو و گریه می کرد. خیلی وقت ها بی خبری خیلی خیلی بهتر از دانستن است و حالا احمد از ترس پاسخ پرسشش داشت لحظه ای هزار مرتبه قالب تهی می کرد. اما سرعت پیشروی این پاها که دنبال هم تاسه گمشده اش می رفت دست خودش نبود. بیمارستان جندی شاپور اهواز بوی خون می داد. بوی خون و عرق و استفراغ. بوی غلیظ تنتور ید از بازماندگی یکی از درها سرمی کشید بیرون. صدای ناله می آمد. صدای گریه بچه هم. راهروی بیمارستان پر از زخمی افتاده بر زمین و خون آلود بود که به راحتی هم نمی شد فهمید کدامشان زنده است و کدامشان نه. پیرمردی با لباس جنگی خوابیده بود روی برانکار. با دهانی باز و چانه ای استخوانی. زرد و نحیف، آن قدری که پیدا بود به قدر یک ریسمان پوسیده هم به دنیا و مافیهایش متصل نیست. توی اولین اتاقی که دهان به راهرو گشوده بود سرک کشید. خبری از محمد نبود. اتاق بعدی هم. پرستاری شتابان از کنارش عبور کرد و پرسید دنبال کی می گرد.

 

 آن خدای جبار منتقم قهار را توی خانه های پدری شان توی کوچه پس کوچه های ایران جا گذاشته بودند. این ها اگر ناس نبودند، چه بودند؟ مخلوق نبودند؟ بنده نبودند؟ قیامت این ها با قیامت او و محمد و بتول و آقا یکی بود؟ با قیامت همۀ تازه طلبه هایی که سه شنبه اول هر ماه از قم می آمدند پیش آقا تا مسئله بپرسند و درس و حکمت بیاموزند و دست پر برگردند؟

دسته‌ها:

شناسنامه

فرمت محتوا
mp۳
حجم
436.۲۶ کیلوبایت
مدت زمان
۰۷:۴۵:۱۹
نویسندهالهام فلاح
گویندهرضا عمرانی
ناشرماه آوا
زبان
فارسی
تاریخ انتشار
۱۴۰۵/۰۳/۲۵
قیمت ارزی
6 دلار
مطالعه و دانلود فایل
فقط در فیدیبو
اطلاعات کتاب

نقد و امتیاز من

بقیه را از نظرت باخبر کن:
دیگران نقد کردند
5
از 5
براساس رأی 1 مخاطب
حال‌خوب‌کن ✨ (1)
گیرا 🧲 (1)
5
100 ٪
4
0 ٪
3
0 ٪
2
0 ٪
1
0 ٪
5
(1)
گیرا 🧲 (1)
350,000
تومان
%50
تخفیف با کد «HIFIDIBO» در اولین خریدتان از فیدیبو

گذاشتن این عنوان در...

قفسه‌های من
نشان‌شده‌ها
مطالعه‌شده‌ها
خون‌خواهی
الهام فلاح
رضا عمرانی
ماه آوا
5
(1)
گیرا 🧲 (1)
350,000
تومان