
کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد نوشتهی نورمن دويج، کتابی علمی دربارهی توانایی شگفتانگیز مغز بشر برای بازسازی، یادگیری و سازگار شدن با تجربههای جدید است. این کتاب با ترجمهی گیتی قاسمزاده و توسط انتشارات هورمزد در قالب کتاب متنی و الکترونیکی منتشر شده است.
نورمن دویج در این کتاب با ترکیب داستانهای واقعی از زندگی بیماران و پژوهشهای علمی انجام شده، از قدرت تغییرپذیری مغز در طول زندگی و مفهوم نوروپلاستیسیتی حرف میزند و قدرت بازآرایی مغز پس از آسیب، بهبود اختلالات یادگیری، بازتوانی بیماران سکتهی مغزی و بهبود اضطراب و افسردگی، را بررسی میکند.
نورمن دویج در این کتاب میخواهد یک باور قدیمی که مغز انسان پس از سالهای ابتدایی رشد، تا حد زیادی شکل نهایی خود را پیدا میکند و دیگر امکان تغییر جدی ندارد را کنار بزند. او با تجربههای واقعی در زندگی نشان میدهند مغز ما از آنچه که تصور میکنیم، منعطفتر و تغییر پذیرتر است و میتواند پس از آسیب یا محدودیت، راههای تازهای برای ادامه و بهبود عملکرد خودش پیدا کند.
این کتاب با محوریت و مفهوم عصبی و ذهنی تغییر نوشته شده است؛ یعنی نویسنده فقط دربارهی سلولها، نورونها و مدارهای مغزی حرف نمیزند، بلکه نشان میدهد تجربهی روزمره، تمرین، توجه، عادت، خاطره، درد، وسواس و حتی تخیل چگونه میتوانند در ساختار و عملکرد مغز اثر بگذارند.
در نگاه سنتی، تغییر عملکرد مغز انسان پس از دورهای از رشد اولیه، تا حد زیادی ثابت تلقی میشد. دویج این نگاه را به چالش میکشد و نشان میدهد مغز در سنین مختلف میتواند تغییر کند؛ هرچند این تغییر خودبهخود، سریع یا بدون تمرین رخ نمیدهد.
در متن کتاب مغزی که خود را تغییر میدهد، خواننده با نمثالهایی از زندگی بیماران سکتهی مغزی، افرادی با اختلالات یادگیری، کسانی که دردهای مزمن را تجربه کردهاند، بیمارانی با وسواس فکری و افرادی روبهرو میشود که به کمک روشهای نوین توانبخشی یا تمرینهای مختلف، بخشی از تواناییهای ازدسترفته خود را بازیافتهاند.
نورمن دویج با تکیه بر این تجربیات واقعی، ثابت میکند که مغز، حتی وقتی بخشی از توانایی خود را از دست میدهد، میتواند مسیرهای تازهای برای جبران یا بازسازی پیدا کند و توضیح میدهد که در پشت این تغییرها، چه سازوکار مغزی وجود دارد.
یکی از نکتههای مهم دیگرِ کتاب این است که بیان میکند تغییرپذیری مغز، همیشه معنای مثبت ندارد. همانطور که تمرین درست میتواند مسیرهای عصبی سالم بسازد، تکرار عادتهای ناسالم، اضطراب، درد مزمن یا رفتارهای اجباری نیز میتواند ساخت مسیرهای عصبی مشکلساز را تقویت کند.
علاوه بر این، در یکی از مضمونهای اصلی کتاب، نویسنده توضیح میدهد که مغز در برابر تجربه منفعل نیست. اگر بخشی از آن آسیب ببیند، ممکن است بخشهای دیگر تا حدی نقش جبرانی پیدا کنند. اگر فرد بهطور مداوم مهارتی را تمرین کند، مسیرهای مربوط به آن مهارت تقویت میشوند و اگر تجربهای تکرار شود، مغز آن را جدی میگیرد و ساختار خود را بر همان اساس تنظیم میکند.
این دیدگاه، در ظاهر ساده است، اما پیامدهای آن خیلی مهم و گسترده هستند. چون اگر مغز بتواند خود را تغییر دهد، آنگاه یادگیری، درمان و بازتوانی دیگر مفاهیمی ثابت و بسته نخواهند بود. در چنین رویکردی، بیمار فقط دریافتکنندهی درمان نیست؛ خودش نیز در فرایند تغییر، نقش فعال دارد.
همچنین در بخشهایی از کتاب، ارتباط میان روانکاوی و علوم اعصاب نیز مطرح میشود. این بخش برای خوانندگانی جذاب است که میخواهند بدانند گفتوگو، بازنگری در خاطرات، کاردرمانی روی الگوهای فکری و تغییر در تجربهی درونی چگونه میتواند با تغییرات مغزی، ارتباط پیدا کند.
در کل، نورمن دویج در کتاب مغزی که خود را تغییر میدهد تلاش میکند نشان دهد ذهن و مغز دو جهان جدا از هم نیستند؛ تجربهی روانی میتواند ردپای جسمانی داشته باشد و تغییرهای مغزی نیز بر احساس، رفتار و ادراک انسان تاثیر میگذارند.
نورمن دویج پزشک، روانپزشک، روانکاو، پژوهشگر و نویسندهی کانادایی است. او در ابتدا در دانشگاه تورنتو و در رشتهی ادبیات کلاسیک و فلسفه با رتبهی ممتاز فارغالتحصیل شد و سپس وارد رشتهی پزشکی شد.
او سالها در دانشکدهی روانپزشکی دانشگاه تورنتو و مرکز آموزش و پژوهش روانکاوی دانشگاه کلمبیا فعالیت داشت و اکنون نیز در موسسهی روانکاوی تورنتو بهعنوان تحلیلگر آموزشی، شناخته میشود.
شهرت جهانی نورمن دویج با انتشار کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد، شکل گرفت. انتشاراتِ معروف اسکرایب او را نویسندهی پرفروش نیویورک تایمز معرفی میکند و اشاره دارد که کتاب مغزی که خود را تغییر میدهد از سوی بنیاد دانا و از میان بیش از ۳۰ هزار کتاب، بهعنوان بهترین کتاب عمومی دربارهی عملکرد مغز انسان، انتخاب شده و بیش از یک میلیون نسخه از آن در جهان فروش رفته است.
از جوایز و افتخارات نورمن دویج میتوان به کسب جایزهی کن بوکِ انجمن ملی بیماریهای روانی در سال ۲۰۰۸ اشاره کرد. همچنین، کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد همچنین در سال ۲۰۰۸ در فهرست پرفروشهای استرالیا و نیویورک تایمز قرار گرفت و در میان کتابهای علمی برگزیدهی آمازون آمریکا و کانادا نیز دیده شد.
نورمن دویج بعدها کتاب دیگری با عنوان راه شفابخشی مغز نوشت. این کتاب ادامهی مسیر فکری او دربارهی توانایی مغز در درمان، بازسازی و سازگاری است.
نکتهی جالب دربارهی نوشتن کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد، مربوط به شرایط فکری زمانهی آن است. سالها در علوم اعصاب، نگاه غالب این بود که مغز بزرگسال انعطاف محدودی دارد و بسیاری از آسیبها یا ناتوانیها تقریبا قطعیاند. نورمن دویج کتاب خود را در فضایی نوشت که پژوهشهای جدید آرامآرام این تصور را تغییر میدادند. او با دانشمندانی دیدار کرد که برخلاف نگاه رایج زمان خود، به تغییرپذیری مغز باور داشتند و با بیمارانی گفتوگو کرد که زندگیشان نمونهای واقعی از همین تغییر بودند.
آیا این کتاب اقتباس تصویری یا سینمایی دارد؟
مستندی یک ساعته با عنوان همین کتاب دربارهی نوروپلاستیسیتی و توسط شرکت نودث پارالل تولید شده است.
کتاب مغزی که خود را تغییر میدهد به خواننده نمیگوید که فقط مثبت فکر کن تا همهچیز تغییر کند. برعکس، نشان میدهد تغییر واقعی معمولا به تمرین، تکرار، شناخت سازوکار مغز و زمان نیاز دارد.
البته یکی از دلایل مهم مطالعهی این کتاب، آشنایی با مفهوم نوروپلاستیسیتی است. بسیاری از خوانندگان شاید تعریف سادهی این مفهوم را شنیده باشند، اما وقتی آن را در داستان بیمارِ سکتهی مغزی، فرد دچار درد مزمن، کودک دارای مشکل یادگیری یا بیمار گرفتار وسواس میبینند، موضوع برایشان ملموستر میشود.
دویج کمک میکند تا خواننده بهخوبی متوجه شود که تغییرپذیری مغز فقط یک اصطلاح علمی نیست؛ بلکه پدیدهای است که میتواند در یادگیری، درمان، عادتسازی، توانبخشی و حتی فهم رفتارهای روزمره یک فرد، معنا پیدا کند.
کتاب مغزی که خود را تغییر می دهد همچنین نگاهِ خواننده به شکست و محدودیتها را متفاوت ودقیقتر میکند. در بسیاری از بخشهای کتاب، افراد با مشکلی روبهرو هستند که در نگاه اول، سخت یا تغییرناپذیر به نظر میرسد. اما نورمن دویج به زبان ساده و کاملا علمی توضیح میدهد که برخی محدودیتها با روش درست، تمرین هدفمند و استفادهی هوشمندانه از ظرفیتهای مغز، میتوانند کاهش پیدا کنند.
البته یکی دیگر از دلایل مهم برای خواندن این کتاب، ساختار روایت مانند و نوشتارِ روان آن است. نویسنده از واژههای تخصصی استفاده میکند، اما اجازه نمیدهد اصطلاحات، ارتباط خواننده با متن را قطع کنند. معمولا ابتدا یک ماجرا یا مشکل انسانی مطرح میشود، سپس توضیح علمی وارد متن میشود. همین چینش باعث میشود مخاطب بدون احساس دوری از موضوع، با مفاهیمی مثل انعطافپذیری سیناپسی، بازآموزی مغز، نقشههای مغزی و تغییر مسیرهای عصبی آشنا شود.
در کنار این مزیتها، باید به یک نکتهی مهم نیز توجه کرد. خواندن این کتاب بهتنهایی جای تمرین، درمان، توانبخشی یا مراجعه به متخصص را نمیگیرد و عملی شدن ایدهی بازسازی مغز فقط با مطالعه رخ نمیدهد و نیازمند تمرین مداوم است.
همچنین خواندن متن کتاب مغزی که خود را تغییر میدهد بهتر است با عجله و سریع انجام نشود و کتاب برای مطالعهی تدریجی مناسبتر است. چرا که فصلهای این کتاب به ظاهر مستقلاند، اما در کنار هم تصویری کاملتر میسازند. به همین دلیل، اگر کسی فقط چند صفحه از کتاب را بخواند و به دنبال نتیجهی فوری باشد، احتمالا بخشی از ارزش و تاثیرگذاری کتاب را از دست میدهد.
۱. به علاقهمندانِ علمِ روانشناسی پیشنهاد میشود، چون رفتار انسان را از زاویهی مربوط به عملکرد و ساختار مغز، بررسی میکند.
۲. به دانشجویان پزشکی و پرستاری پیشنهاد میشود، چون نگاه بالینی آنها به بیمار را بهتر و دقیقتر میکند.
۳. به رواندرمانگران و مشاوران پیشنهاد میشود، چون رابطهی میان تغییر ذهنی و تغییر مغزی را نشان میدهد.
۴. به علاقهمندان به علم روانکاوی پیشنهاد میشود، چون میان تجربهی روانی و سازوکارهای مغز ارتباط برقرار میکند.
۵. به معلمان و مربیان پیشنهاد میشود، چون اهمیت تمرین، تکرار و روش آموزشی را برجسته میکند.
۶. به والدین پیشنهاد میشود، چون نگاه آنها به یادگیری، رشد و تواناییهای کودک را واقعبینانهتر میکند.
هنگامیکه ما سعی در ترک عادت بدی داریم، فکر میکنیم راهحل این است که بهجای آن چیز جدیدی را در این محفظه بگذاریم؛ اما موضوع این است وقتی ما عادت بدی را کسب میکنیم این عادت بد بر نقشهی مغزی ما تسلط پیدا میکند و با تکرار آن کنترل بیشتری بر نقشهی مغزی ما پیدا میکند و نمیگذارد آن فضای مغزی برای یک عادت خوب مورد استفاده قرار گیرد. همین دلیلی است بر اینکه چرا فراموشی معمولا بسیار سختتر از یادگیری است و اینکه چرا آموزش در اوایل کودکی به این اندازه اهمیت دارد؛ بهتر است عادات خوب را در اوایل کودکی کسب کنیم، قبل از آنکه «عادات بد» دارای ماهیت رقابتی شوند.
اگر قصد خرید کتاب مغزی که خود را تغییر میدهد را دارید، سایت فیدیبو یکی از مسیرهای ساده و سریع برای دسترسی قانونی به نسخهی الکترونیکی این کتاب است.
همچنین هنگام خرید این کتاب، حتما به مترجم و ناشر آن توجه کنید چون نسخهی ترجمه شده توسط گیتی قاسمزاده از انتشارات هورمزد با برخی ترجمههای دیگر، از جمله ترجمهی نازگل عزیزی و از انتشارات ارجمند تفاوت دارد؛ ولی میتوان گفت که هر دو نسخه، بهترین ترجمه کتاب مغزی که خود را تغییر میدهد هستند.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 3.۰۳ مگابایت |
| تعداد صفحات | 459 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | نورمن دویج |
| مترجم | گیتی قاسم زاده |
| ناشر | هورمزد |
| زبان | فارسی |
| عنوان انگلیسی | The brain that changes itself: stories of personal triumph from the frontiers of brain science. |
| تاریخ انتشار | ۱۳۹۵/۱۰/۲۷ |
| قیمت ارزی | 3 دلار |
| قیمت چاپی | 22,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |