Loading

چند لحظه ...
کتاب نفس بریده

کتاب نفس بریده

نسخه الکترونیک کتاب نفس بریده به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

معرفی کامل کتاب نفس بریده را رایگان بشنوید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۵,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب نفس بریده

اهدای جایزه‌ی نوبل به «هرتا مولر»، هم‌زمان با بیستمین سالگرد فروپاشی کمونیست در آلمان بود. سرپرست انتشارات آثار این نویسنده در این باره گفت: «کمیته‌ی نوبل با اعطای این جایزه به هرتا مولر، که در اقلیت آلمانی زبانان کشور رومانی بزرگ شده است، نویسنده‌ای را به رسمیت شناخته است که (با نوشته‌هایش) اجازه نداد رفتار غیرانسانی کمونیستها (در طول تاریخ) فراموش شود.»

درباره کتاب نفس بریده

کتاب «نفس بریده» The Hunger Angel نوشته‌ی «هرتا مولر» در سال 2009 منتشر شد. این کتاب روایت زندگی مصیبت‌بار و فلاکت‌زده‌ی اقلیت‌های آلماني ساکن روماني است که پس از پایان جنگ جهاني دوم به درخواست استالين به روسيه تبعيد می‌شوند. این افراد زندگی خود را در اردوگاه‌های كار اجباري روسيه معروف به گولاك می‌گذرانند و به کارهای سخت مشغول می‌شوند. «هرتا مولر» نویسنده رومانیای-آلمانی به زیبایی این اثر را به نگارش درآورده است و توانسته است تصویری درست و تأمل‌برانگیز از زندگی در اردوگاه‌های کار اجباری روسیه را به نمایش بگذارد. کتاب «نفس بریده» نوشته‌ی «هرتا مولر» تأثیر تصمیمات سیاسی و جنگ بر زندگی انسان‌های معمولی را به تصویر می‌کشد. در این اثر نویسنده زندگی یک جوان را در قرن بیستم نشان می‌دهد که به‌سختی در اردوگاه‌های روسیه روزگار می‌گذراند. این نویسنده براساس زندگی زیسته‌اش و خاطرات مادرش از دوران کار در اردوگاه اجباری این کتاب را به نگارش درآورده است. جنگ با تمام نابسامانی‌هایش دست‌مایه‌ی این نویسنده شده است تا داستان‌های زیبایی خلق کند. او که خود تمام دوران کودکی و نوجوانی‌اش تحت تأثیر اتفاقات سیاسی و اجتماعی جنگ جهانی دوم بوده است، داستان کتاب «نفس بریده» را با لحنی شاعرانه و روان به قلم درآورده است.

درباره هرتا مولر، برنده جایزه نوبل ادبیات

«هرتا مولر» Herta Müller نویسنده و داستان‌نویس اهل رومانی سال 1953 به دنیا آمد. او دوران کودکی سختی داشت و زندگی‌اش تحت تأثیر نیروهای کمونیستی شوروی بود. مادرش در آن دوران به اردوگاه‌های دولتی برای کار اجباری فرستاده و اموال خانوادگی‌شان مصادره شد. «مولر» از جوانی به نوشتن و تدریس مشغول شد و توانست سال 1987 به آلمان مهاجرت کند. او در آلمان تحصیل در دو رشته زبان آلمانی و ادبیات رومانیایی را دنبال کرد و استعدادش در نوشتن را پرورش داد. او آثارش را به زبان آلمانی منتشر می‌کند که برخی از آن‌ها با ممنوعیت چاپ و سانسور در رومانی مواجه شده‌اند.

«هرتا مولر» نویسنده‌ای توانا است که ذوقی مثال‌زدنی در سرودن شعر دارد. او از دهه‌ی هشتاد میلادی انتشار اشعارش را آغاز کرده است. این نویسنده‌ی برجسته افتخارات و جوایز بسیاری کسب کرده است، او به‌عنوان سیزدهمین فرد از آلمان، موفق به دریافت جایزه‌ی نوبل در سال 2009 شد. همچنین او «جایزه‌ی ادبی برلین 2005» و «جایزه‌ی حقوق بشر فرانتس ورفل» را نیز کسب کرده است. آکادمی برگزارکننده جایزه‌ی نوبل این نویسنده را با «فرانتس کافکا»، یکی از برجسته‌ترین نویسندگان آلمانی‌زبان در سده بیستم میلادی مقایسه و به تأثیر «کافکا» در «مولر» اشاره کرد. این نویسنده معروف ده‌ها اثر تاکنون نوشته است که تعداد زیادی از آن‌ها به فارسی ترجمه شده‌اند. «سرزمین گوجه‌‌‌های سبز» با ترجمه‌ی «آوینا ترنم»، «گذرنامه» با ترجمه‌ی «مهرداد وثوقی»، «نفس بریده» با ترجمه‌ی «مهوش خرمی‌‌پور» و «مسافر یک لنگه پا» با ترجمه‌ی «امیرحسین اکبری شالچی‌» ازجمله آثار او هستند که نسخه‌ی صوتی و الکترونیکی آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای مطالعه و دانلود موجود است.

ترجمه کتاب نفس بریده به زبان فارسی

کتاب «نفس بریده» نوشته‌ی «هرتا مولر» با ترجمه‌ی «مهوش خرمی‌‌پور» از سوی انتشارات کتاب‌سرای تندیس در سال 1389 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «مهوش خرمی‌‌پور» ترجمه‌ی آثار نویسندگان برجسته‌ای ازجمله «يوستين گاردر» را در کارنامه‌ی کاریش دارد که نسخه‌ی الکترونیک و صوتی آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.  

در بخشی از کتاب نفس بریده می‌خوانیم

خیلی‌ها معتقدند که بستن چمدان مستلزم تمرین است و کاری است درست مثل آواز خواندن و دعا کردن که هر کسی آن را یاد می‌گیرد. ما، نه تمرین داشتیم نه چمدان. وقتی پدرم می‌بایست در خط مقدم جبهه به سربازان رومانی می‌پیوست چیزی برای جمع کردن نداشت، یک سرباز به خاطر یونیفورم سربازیش وسایل موردنیازش را دریافت می‌کرد. ما برای چمدان بستن دلیل دیگری غیر از این که در این سرمای سخت زمستانی باید به‌جای دوری می‌رفتم، نداشتیم. وقتی واقعیت را ندانی و کاری را بی‌مقدمه انجام دهی، اشتباه ضروری می‌شود و ضرورت، تنها واقعیت موجود. زیرا این تنها چیزی است که فرد دارد.

مادر گرامافون را از اتاق نشیمن به آشپزخانه آورد و روی میز گذاشت. من جعبه‌ی آن را با کمک پیچ‌گوشتی به شکل چمدان درآوردم، به اين ترتیب که اول ابزار چرخش و صفحه‌ی گردونه را جدا کردم و بعد سوراخ دسته را با چوب‌پنبه بستم. آستر مخمل خرمایی رنگ داخل‌اش و پلاک سه گوش با طرح سگ جلوی قیف بلندگو و آرم تجاری گرامافون را دست نخورده باقی گذاشتم. اول چهار جلد کتاب در آن گذاشتم. فاوست با جلد کتان، زرتشت، کتاب شعر نازک و کم‌حجم واینهبر و مجموعه‌ی ادبیات قرن هشتم. رمان برنداشتم زیرا رمان، فقط یک بار خوانده می‌شود و هرگز بار دومی ندارد. روی کتاب‌ها کیف لوازم بهداشتیم را گذاشتم: درون آن، یک شیشه‌ی کوچک عطر، محلول پس از اصلاح مارک تار، یک صابون اصلاح، تیغ، فرچه و سنگ زاج برای جلوگیری از بوی عرق، یک صابون دست، و یک ناخن‌گیر بود. کنار کیف لوازم بهداشتی یک جفت جوراب پشمی قهوه‌ای رنگ که به‌خوبی رفو شده بود، یک جفت جوراب زیر زانو، یک پیراهن فلانل چهارخانه‌ی سرخ و سفید و دو لباس زیر چهارخانه مات. چمدان با این وسایل پر شد. و نوبت بقچه‌ای بود که در آن یک روتختی با مارک دیوان چهارخانه پشمی، آبی روشن و بژ، بزرگ ‌گذاشتم. و بعد پالتوی گل و گشاد را لوله کردم (آن‌قدر کهنه بود که بوی کهنگی و نا می‌داد)، و با یک جفت ساق‌بند (زرد پررنگ با بند چرمی که یادگار دوران جنگ جهانی اول بود) در بقچه جا دادم.

بعد هم کوله که در آن یک قوطی کنسرو گوشت خوک از کارخانه‌ی اسکاندیا. چهار تکه نان‌روغنی، و مقداری بیسکویت باقی‌مانده از شب کریسمس، یک قمقمه‌ی آب لیوان دار گذاشتم. مادربزرگ چمدان گرامافونی، بقچه و کوله‌پشتی را کنار در گذاشت. دو پلیس گشت قرار گذاشته بودند که نیمه‌شب برای بردن من بیایند. وسایلم آماده کنار در بود.

حال نوبت لباس پوشیدنم بود: یک زیرشلواری بلند پوشیدم و پیراهن فلانل، بعد شلوار خاکستری رنگ (چهارخانه‌ی سبز و بژ).

مشخصات کتاب نفس بریده

نظرات کاربران درباره کتاب نفس بریده

خواندنش سخت بود. به دو دلیل: 1) فکر می کنم تا پیش از این هر کتابی که درباره ماجراهای جنگ های جهانی و شرایط کشورها بعدش خوانده بودم، یک طور سطحی خوانی بوده. یعنی انگار من یک توریستی باشم که یکی فاجعه را برای من تعریف کرده و من کمی مکدر شده ام. اما این کتاب تجربه جدیدی بود. آنقدر نان و فرشته گرسنگی تکرار می شود که تو حداقل کمی بیشتر از یک توریست می شوی و روزمرگی آن آدم ها در اردوگاه را درک می کنی. حداقل می فهمی که چقدر توریست هستی در مقابل همه این ماجراهایی که یک سری آدم ها آن ها را زندگی کرده اند و هنوز هم بعضی ها زندگی می کنند.2) کتاب یک غلط املایی های عجیبی دارد. به خصوص اوایلش. ترجمه هم یک طوری است. نمی دانم زبان خود کتاب سخت بوده یا در ترجمه یک جور گره داری درآمده. اواخر کتاب هم خیلی مبهم است. همین که نمی دانستم خود کتاب این طور نوشته شده یا سانسور این طورش کرده خواندنش را سخت می کرد. آن یک ستاره ای که از کتاب کم کردم به خاطر همین سختی دوم بود.
در ۶ سال پیش توسط ... ( | )
بالاخره به صفحه ی آخر رسیدم.... صبر ایوب میخواد برا تمام کردن.... از متن کتاب: من زنده ام و فقط یکبار زندگی میکنم...
در ۳ سال پیش توسط fateme hatami ( | )
به کندی پیش میرم... اولین کتابی که حوصله تمام کردن ش و ندارم ولی سعی میکنم تمام ش کنم... اردوگاه کار اجباری شوروی سابق و با تمام جزئیات و ریز به ریز توضیح میده....گرسنگی، گرسنگی، گرسنگی، گرسنگی....
در ۳ سال پیش توسط fateme hatami ( | )
کتابى که گرسنگى در اردوگاه هاى کار اجبارى رو به طرز حیرت آورى توصیف مى کنه
در ۴ سال پیش توسط باقر ( | )
در «نفس بریده» میتوان گم شد؛ میتوان گم کرده ها را پیدا کرد.‏
در ۷ سال پیش توسط ... ( | )