
وقتی هولستون در مسیری بالا میرفت که به مرگش منجر میشد، بچهها در حال بازی بودند. میتوانست صدای جیغودادی را بشنود که فقط از بچههای شاد بلند میشد. درحالیکه آنها پرسروصدا و دیوانهوار آن بالا اینسو و آنسو میرفتند، هولستون عجله نکرد، هر گام را حسابشده و سنگین برداشت و پلکان مارپیچ را دور زد و دور زد. صدای چکمههای کهنهاش روی پلههای فلزی طنینانداز میشد.
پلهها هم مثل چکمههای پدرش نشانههایی از فرسودگی داشتند. رنگ به شکل پوستههایی نازک به آنها چسبیده بود؛ بیشتر در گوشهها و زیر سطحها؛ جایی که از فرسودگی در امان بود. رفتوآمد در جایی دیگر از پلهها گردوغبار را لرزان به شکل ابرهایی کوچک به هوا میفرستاد. هولستون میتوانست لرزش را روی نردههایی که ساییده شده و فلز درخشانشان آشکار شده بود حس کند. این همیشه هولستون را شگفتزده میکرد؛ اینکه چگونه قرنها مالیده شدن کف دستهای لخت و کشیده شدن پاها میتوانست فلز سخت را بساید. با خودش فکر کرد که هر بار یک مولکول جدا میشد. هر آدم شاید فقط یک لایه را میسایید؛ آنهم درحالیکه سیلو زندگی خود آن آدم را میسایید.
هر پله به دلیل نسلها رفتوآمد اندکی خمیده شده و لبهاش مثل لبی که از ناخرسندی آویزان شده باشد به پایین تاب برداشته بود. در مرکز تقریباً هیچ نشانی از برجستگیهای کوچکی که زمانی برای جلوگیری از سر خوردن روی پلهها بود باقی نمانده بود. فقط از روی طرحهای بهجامانده در دو طرف پلهها میشد به جای خالیشان پی برد؛ برآمدگیهای هرمی کوچکی که با لبههای تیز و لکههای رنگ از روی فلز مسطح بیرون زده بودند
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 4.۵۵ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 562 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | هیو هاوی |
| مترجم | سعید سیمرغ |
| ناشر | انتشارات چترنگ |
| زبان | فارسی |
| عنوان انگلیسی | Wool |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۷/۰۱ |
| قیمت ارزی | 20 دلار |
| قیمت چاپی | 1,600,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |