
«لطفاً کمربندهایتان را ببندید.»
مسافران هواپیما که تابعیتهای گوناگونی داشتند، بهآرامی از این دستور پیروی کردند. در نزد عموم این احساس شکل گرفته بود که بعید است بتوانند سروقت به ژنو برسند. همه خوابآلود بودند، غر میزدند و خمیازه میکشیدند. این خوابآلودگی باید با صدای آمرانۀ مهمانداران از سر همه میپرید که به همه گوشزد میکردند: «کمربندهایتان، لطفاً.»
متعاقب آن دستورات، صدای خشکتر و آمرانهتری به گوش رسید. از سیستم پخش مرکزی هواپیما به سه زبان آلمانی، فرانسوی و انگلیسی توضیح داده شد که بهزودی با تودۀ هوای ناپایداری مواجه خواهند شد. سِر اِستَفورد نای دهانش را تاجاییکه میشد باز کرد، خمیازهای کشید و خودش را روی صندلیاش صاف کرد. داشت خواب یک ماهیگیری لذتبخش در یکی از رودخانههای انگلستان را میدید.
او مردی چهلوپنج ساله، با قدی متوسط و چهرهای سبزه بود که صورتش بهخوبی اصلاح شده بود. در انتخاب پوشش، گویی ترجیحش این بود که عجیب و نامأنوس بهنظر برسد. او که از خانوادهای برجسته و ممتاز بود، احساس میکرد در هر کاری میتواند به میل خودش رفتار کند، ازجمله هوسبازی و اعمال سلیقه در هنر خیاطی. هرطور که راحت بود لباس میپوشید و همین باعث جاخوردن و گاهی دلخوری همکارانش میشد، اما خودش با بدجنسی از این کار لذت میبرد. چیزی که میشد درمورد لباسهایش گفت این بود که لباسهای مدل قرن هجدهمی به تن میکرد و دوست داشت مورد توجه قرار گیرد. ظاهر ویژهاش هنگام مسافرت، نوعی شنل شبیه شنلِ راهزنان بود که زمانی از کورسیکا خریده بود. رنگ آبی-ارغوانی بسیار تیرهای داشت، با آستریِ قرمز روشن و کلاهی که از پشت آویزان بود و هروقت دلش میخواست میتوانست آن را روی سرش بکشد؛ حتی در مواقع غیرضروری!
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۳۵ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 298 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | آگاتا کریستی |
| مترجم | حمید بلندسران |
| ناشر | انتشارات البرز |
| زبان | فارسی |
| عنوان انگلیسی | Passenger to Frankfurt |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۷/۱۱ |
| قیمت ارزی | 6 دلار |
| قیمت چاپی | 900,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |