
چوپانی اولین گلبرگ از سری رمانهای پنج بخشی است که اندره الکسیس در آنها از ایمان، منزلت، عشق، قدرت و نفرت سخن گفته است. این کتاب از سمفونی "چوپانی" بتهوون الهام گرفته و عناصر موجود در بخشهای مختلف کتاب، منطق این سمفونی را دنبال میکنند.
عنوان کتاب تنها به خاطر تجلیل از سمفونی چوپانی انتخاب نشده بلکه این عنوان تلویحا اشاره ای به واژهی شبان نیز دارد که در مقامات معنوی به عنوان راهنما تلقی شود. چوپانی سرشار از نیروهای متضاد و جریانات متناقض است که منجربه ایدههای بزرگ شده و بعد به آرامی از آنها دور میشود.
بخشی از کتاب
نقلمکان پدرپننت به روستا– دورازمظاهر شهرنشینی– خالی ازدردسرنبود. سیم کشیهای خانهی کشیشی خیلی قدیمی و فرسوده و به همین دلیل غیر قابل پیش بینی بود. با اینکه فریزر و اجاق گاز کاملا سالم بودند و بخوبی کار میکردند اما چراغهای داخل خانه گاهی بدون هیچ دلیلی خاموش و کمی بعد به همان اندازه بیهوا دوباره روشن میشدند.سیم کشی دوبارهی خانهی کشیشی خیلی هزینه بربود به همین دلیل آنها با همین وضعیت چراغها کنار آمدند. پدر پننت حالا ضرورت جمع کردن آنهمه شمع را متوجه میشد.او تعداد زیادی از شمع هایی که پدر فلاور جمع کرده بود را استفاده کرد. در تمام اتاقهای خانه یک جاشمعی برنجی بود و او کم کم به مطالعه در زیر نور شمع و تاریکی سرخ رنگی که با شعله های شمع ایجاد می شد، عادت کرد.
بارو بیهیچ مقاومتی کشیش جدیدش را پذیرفت. اغلب کاتولیکهای بارو معتقد بودند که او مردی دوست داشتنی و دلسوز است. باقی ساکنین به او به خاطر کشیش بودنش احترام میگذاشتند. بنابراین طولی نکشید که پدر پننت احساس مقبولیت کرد. البته چنان که در شهرهای کوچک مرسوم است، نشان پذیرفته شدن این است که پشت سرت شایعه پراکنی کنند. پشت سر اوهم شایعه های فراوانی درباره ی پیروانش ساخته بودند. قصههایی دربارهی آدمهایی که او اصلا آنها را نمیشناخت.یکی از شایعاتی که پدر پننت زیاد میشنید، دربارهی لوتر بود. هیچ کس مستقیما چیز بدی دربارهی او نمیگفت اما خیلیها احساس میکردند باید به پدر پننت دربارهی لوتر و عدم صلاحیت او هشدار بدهند. به عبارت دیگر، لوتر ازنظرآنها یک متخلف مرموز بود که باید ازاودوری می گزیدند.
بر حسب اتفاق، یکی از کسانی که به شدت بر شرارت لوتر اصرار داشت، اولین کسی بود که در زمان کشیش شدن پدر پننت، از دنیا رفت. و او کسی نبود جز تاماسین هامبل. تاماسین چیز خاصی دربارهی خطاهای لوتر نمی دانست، نه بیشتر از دیگران، اما به نظر می رسید که اصلا از شخصیت لوتر خوشش نمی آید و نسبت به او خصومت شخصی شدید دارد. به همین دلیل به تلخترین شکل ممکن او را متهم می کرد. بهرحال تاماسین کسی نبود که چیز خوبی دربارهی دیگران بگوید. خودش هم چندان مورد علاقهی دیگران نبود و وقتی از دنیا رفت،در مراسم تدفینش افراد انگشت شماری شرکت کردند. دقیق بگویم: فقط پنج نفر. تابوتش بسیار سبک و تا جایی که می شد، ساده بود. آن را در راهروی مرکزی کلیسا گذاشته بودند.قاب عکس سیاهوسفیدی که از جوانیهای تاماسین روی تابوت قرار داشت، زنی را نشان می داد که نه زشت بود و نه زیبا و فقط جوانی های تاماسین را نشان می داد که در نهایت به زنی خمیده و بدخلق تبدیل شده بود که پدر پننت به عنوان کشیش سنت ماری برای اولین بار با او ملاقات کرد.
| فرمت محتوا | mp۳ |
| حجم | 482.۰۲ کیلوبایت |
| مدت زمان | ۰۸:۳۴:۰۸ |
| نویسنده | آندره آلکسیس |
| مترجم | نجمه برومندی |
| گوینده | بهروز سمامی |
| ناشر | پویا هنر ماندگار |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۶/۲۲ |
| قیمت ارزی | 5 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |