
رمان مثل درختی تناور است که از دل بذر کوچکی ریشه میدواند، جوانه میزند، قد میکشد، برگوبار میدهد و سایهای بر گوشهای از جهان میگستراند. پس برای خلق رمان باید بذری جست؛ اما از کجا چنین دانهای را پیدا کنیم؟ بذر رمان زیر درخت زندگی است؛ به بیان دیگر داستان و رمان از تجربههای زیستهی انسان بار میگیرد. هر تجربهای که با تمام وجود درکش کردهایم، همان دانهای است که رمانی در دل آن نهفته. بااینحساب در اطرافمان نطفهی صدها رمان پراکنده است؛ پس چرا نمیتوانیم دمبهدم رمانی خلق کنیم و به عالم ادبیات پیشکش کنیم؟ شاید بهایندلیل که هر تجربهای را نمیشود به رمان تبدیل کرد. به نظرم تنها موضوعهایی ارزش نوشتن دارند که روزی یا ساعتی یا حتی لحظهای تا ته رگوپی وجودمان را سوزاندهاند و تأثیری نازدودنی بهجا گذاشتهاند، مثل لکهی تیرهای که هرگز خوب نمیشود یا زخم ناسوری که التیام نمیپذیرد و درمانی برایش نیست. نویسندهی حرفهای دنبال این لکههای سوختگی میگردد.
| فرمت محتوا | pdf |
| حجم | 1.۱۳ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 182 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | نوری ایجادی |
| ناشر | پیام چارسو |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۶/۲۱ |
| قیمت ارزی | 10 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |