
با این پیشفرض که اجرا در سالن ناظرزادهی تماشاخانهی ایرانشهر باشد، ذکر این نکته ضروری است که اگر مکان اجرا تغییر کند، آدرسی که علیپناه در آغاز گفتارش خواهد گفت طبیعتاً تغییر خواهد کرد.
علیپناه: خیابون طالقانی. تختجمشید سابق. مستقیم نرسیده به سفارت آمریکا، لانهی جاسوسی فعلی، بری بالا پادگان نیروی زمینی ارتش، باغ هنرمندان فعلی. یه تیکه زمین هست که سال هشتادوهفت میشه سالن نمایش. هشت سال بعد از سالن نمایش شدنِ این تیکه زمین، یه نمایش توش اجرا میشه به اسم میروم در بیمارستان پارس بمیرم. اسم قبلی این نمایش تا قبل از این بازنویسی خیزاب بود. خیزابم که میدونین یعنی چی؟ یعنی موج. موجی که به ساحل میزنه. منم موجم! موجی که به دیوار میزنه. همه اینجا فکر میکنن من با دیوار حرف میزنم، ولی من که میدونم دارم با تماشاگری که تو باشی حرف میزنم. مگه من با تو حرف نمیزنم؟ پس چرا هیچی نمیگی؟ چرا نمیگی هستی که همه فکر نکنن من دارم با دیوار حرف میزنم؟ اینا دیوار میبینن، من تماشاگر.
به عقب میرود و محکم خودش را به جلوی صحنه که دیواری فرضی است میکوبد. عقب میرود و محکم و دوباره خودش را به دیوار میکوباند. با هر بار کوبش بدنش به دیوار، زخم و رد خونی روی صورت علیپناه ظاهر میشود. بعد از چند بار کوبش، دو نفر با لباس پرستاری سر میرسند، دست و پایش را در لباس سفید دیوانگان با آن آستینهای بلند میپیچند و روی تخت میخوابانند. دو نفر وارد صحنه میشوند.
داوود: سلام کن!
جعفر: سلامعلیکم!
داوود: نه فکر کنین این یکیه جدا از من. این یه بخشی از منه. یه بخشی از منه که نه که از دیروز و امروز، از خیلی وقته با منه. از چهارده مهر شصتوچهار با منه. از همون وقتی که گلولهی من زودتر از اون از لولهی کلاشم اومد بیرون. اسمش جعفره. شیعهی اهل بصرهس و من هیچ نمیفهمم چی بلغور میکنه وقتی بلغور میکنه. از وقتی کشتمش وَبال منه.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 424.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 170 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | علی شمس |
| ناشر | نشر قطره |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۵/۱۹ |
| قیمت ارزی | 8 دلار |
| قیمت چاپی | 425,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |