Loading

چند لحظه ...
کتاب متن‌هایی برای هیچ

کتاب متن‌هایی برای هیچ

نسخه الکترونیک کتاب متن‌هایی برای هیچ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۴۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب متن‌هایی برای هیچ

یا با هم قدم می‌زدیم، دست در دست، ساکت، غرق دنیاهای خودمان، هر کس غرق دنیاهای خود، دست در دست فراموش شده. اینطور است که تا حالا دوام آورده‌ام. و امروز عصر هم انگار باز نتیجه می‌دهد، در آغوشم هستم، من خودم را در آغوش گرفته‌ام، نه چندان با لطافت اما وفادار، وفادار. حالا بخواب، گویی زیر آن چراغ قدیمی، به هم ریخته، خسته و کوفته از این همه حرف زدن، این همه شنیدن، این همه مشقت، این همه بازی. چیزی حس نمی‌کنم. چیزی نمی‌گویم. او مرا در بازوانش می‌گیرد و با نخی لب‌هایم را تکان می‌دهد. با قلاب ماهیگیری نه به لب نیازی نیست، همه جا تاریک است، کسی نیست، سرم چه شده لابد در ایرلند جایش گذاشته‌‎ام توی پیاله فروشی، باید هنوز همان جا باشد، روی پیشخوان، لیاقتش همین بود.

ادامه...

مشخصات کتاب متن‌هایی برای هیچ

  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر ۱۳۸۶/۱۰/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 1.06 مگابایت
  • تعداد صفحات ۸۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب متن‌هایی برای هیچ

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب متن‌هایی برای هیچ

اگر یک تک کتاب رو بعنوان بهترین کتابی که تا بحال خوندم از من بپرسه کسی، که نمیپرسه :دی، این اثر انتخاب منه. متنهایی برای هیچ، حد و منتهایی برای بازی با زبان، شخصیت، مونولوگ، ضدمونولوگ، ضدرمان، تصویر و بیان متصور نیست. متنهایی برای هیچ هنری ترین اثر ادبی عصر ماست. چیزی که شاید الان درکش و فهم چراییش سخت باشه، ولی ناخودآگاه هنری شخصِ من لااقل، این حس که نه، اطمینانش رو بهم میده. کتاب پیش روتون حاصل پخته ترین بکتِ بکته. حاصل دست و مغز عجیب ترین نویسنده ی جهان در قرن اخیر. فراموش نکنیم احساسی رو که، و احترامی رو که یک نقاش با دیدن مونالیزای داوینچی یا آثار رافائل و ونگوگ حس میکنه ما باید با خوندن این اثر و همه ی آثار بزرگ نویسنده های بزرگ حس کنیم.
در ۵ سال پیش توسط ... ( | )
- اینجا حباب دیگری است ، این هم به زودی غیر قابل سکونت می شود و باید ترکش کرد.حالا اینجایی ، هرجا که باشی آنجا زیاد قابل سکونت نمی ماند، چاره چیست.رفت، نه ، ماندن بهتر ، چون مثلا کجا بروی ، حالا که خبر پیدا کرده ای؟ به بالا بازگشتن ؟ محدودیت هایی هست. بازگشتن در همچون نوری...
در ۶ سال پیش توسط ... ( | )
من خود را در آغوش گرفته ام...
در ۲ سال پیش توسط محسارامد فرهمند ( | )
این کتاب تجربه‌ی لمس کردن فکر یه شخصیت دیگه‌است، اونم از نوع ساموئل بکتش! بدون واسطه‌ی کلمات.جریان بی وقفه‌ایست از اشک و کلمه.
در ۵ سال پیش توسط ... ( | )
حاشا نمی کنم،حاشا تا کی،خواهم گفت من تنم،تنی که می جنبد ،به پیش ،به پس،بالا و پایین،بر حسب ضرورت ،با یک مشت اندام و اعضا،تمام آنچه لازم است برای زندگی دوباره،چندصباحی بیشتر دوام آوردن،اسمش را زندگی خواهم گذاشت و خواهم گفت این منم،خواهم ایستاد ،دیگر نخواهم اندیشید،سرم بسیار شلوغ خواهد بود ،به ایستادن،ایستاده ماندن،این سو و آن سو رفتن ،دوام آوردن،رسیدن به فردا،به هفته ی بعد از فردا،کافی خواهد بود .کتابی که باید با تمرکز تمام خونده شه وگرنه هیچی ازش نمیفهمی
در ۶ سال پیش توسط ... ( | )
  • ۱
  • ۲
  • ۳
  • ۴
  • ۵
  • ۶
  • بعدی ›
  • آخرین ››