
کتاب رود نیست این نوشتهی سلوا آلمادا، رمانی کوتاه و وهمآلود از ادبیات معاصر آرژانتین است که در حاشیهی رود پارانا میگذرد. سفر سه مرد برای ماهیگیری، خاطرهی مرگ یک دوست و خشم ساکنان جزیره، بهتدریج فضایی آکنده از سوگ، خشونت و دلشوره میسازند. این رمان در سال ۲۰۲۴ به فهرست نهایی جایزهی بینالمللی بوکر راه یافت. مهدی غبرایی اثر را به فارسی ترجمه کرده و نشر چشمه آن را منتشر کرده است.
انرو و ال نگرو همراه تیلو، پسر نوجوان دوست درگذشتهشان اوزهبیو، برای ماهیگیری به جزیرهای در رود پارانا میروند. این مکان برای دو مرد غریبه نیست؛ سالها پیش نیز همراه اوزهبیو به همین رود آمده بودند، اما آن سفر با غرقشدن دوستشان به پایان رسیده بود. اکنون حضور تیلو که شباهت بسیاری به پدرش دارد، خاطرات سرکوبشده را دوباره زنده میکند.
در آغاز سفر، مردان سفرهماهی بزرگی صید میکنند. انرو برای از پا درآوردن حیوان به آن شلیک میکند و سپس لاشهاش را از درختی در اردوگاه میآویزند. این رفتار بیملاحظه خشم ساکنان جزیره را برمیانگیزد؛ کسانی که رود و موجودات آن را بخشی از زندگی و قلمرو خود میدانند و از حضور غریبهها دل خوشی ندارند. آنچه در ابتدا سفری معمولی به نظر میرسید، بهتدریج به رویارویی میان مردان و اهالی محلی تبدیل میشود.
در سوی دیگر داستان، دو دختر جوان قرار دارند که با تیلو و همراهانش آشنا میشوند و آنها را به مجلس رقصی محلی دعوت میکنند. حضور دختران، تنش میان مسافران و اهالی جزیره را پیچیدهتر میکند. میل، حسادت و خشم در گرمای سنگین شب به هم میآمیزند و این احساس را به وجود میآورند که اتفاقی ناگوار در راه است. آلمادا بدون آشکارکردن سریع منشأ خطر، انتظار وقوع خشونت را در سراسر روایت نگه میدارد.
داستان به شکل خطی پیش نمیرود. زمان حال سفر با خاطرات دوران نوجوانی انرو، ال نگرو و اوزهبیو در هم میآمیزد. مرگ اوزهبیو صرفاً حادثهای متعلق به گذشته نیست؛ خاطرهی او در رفتار دوستانش، در چهرهی تیلو و حتی در طبیعت اطراف حضور دارد. مرز میان خاطره، خواب و واقعیت نیز همیشه روشن نیست و شخصیتها گاهی گذشته را چنان تجربه میکنند که گویی هنوز ادامه دارد.
رود در این رمان فقط پسزمینهی ماجرا نیست. آب، جنگل، جانوران و هوای شرجی حضوری زنده و گاه تهدیدکننده دارند. رود هم زندگی میبخشد، هم قربانی میگیرد و هم خاطرات را در خود نگه میدارد. انسانها میکوشند آن را به محلی برای شکار، تفریح یا نمایش قدرت تبدیل کنند، اما طبیعت از قواعد و خواستههای آنان پیروی نمیکند.
«رود نیست این» سومین بخش از مجموعهای است که گاهی «سهگانهی مردان» سلوا آلمادا نامیده میشود. این رمانها داستان مستقلی دارند، اما در پرداختن به مردانگی، خشونت، روابط پدران و پسران و زندگی در نواحی دور از مراکز شهری آرژانتین با یکدیگر پیوند میخورند. برای خواندن این کتاب نیازی به مطالعهی آثار قبلی مجموعه نیست.
سلوا آلمادا از صداهای برجستهی ادبیات معاصر آرژانتین و آمریکای لاتین است. او در نوشتههای خود اغلب به شهرها و روستاهای کوچک، مناطق گرم و دورافتاده و مردمی میپردازد که در حاشیهی جغرافیایی و اقتصادی زندگی میکنند. تجربهی رشد در نواحی روستایی آرژانتین نیز تأثیر روشنی بر جغرافیا و فضای داستانهایش گذاشته است.
نثر آلمادا موجز، تصویری و متکی بر سکوت است. او بهجای توضیحدادن تمام انگیزهها و گذشتهی شخصیتها، جزئیات پراکندهای در اختیار خواننده میگذارد و اجازه میدهد معنا از میان گفتوگوهای کوتاه، خاطرات و تصاویر طبیعت شکل بگیرد. خشونت در آثارش اغلب پیش از آنکه رخ دهد، در هوا احساس میشود؛ مانند توفانی که نشانههایش از دور پدیدار شدهاند.
«باد ویرانگر»، «آجرپزها» و «رود نیست این» سه رمان مرتبط او دربارهی مردانگی و خشونتاند. آلمادا در کتاب غیرداستانی «دختران مرده» نیز قتل زنان جوان در آرژانتین را بررسی کرده است. توجه مداوم او به خشونت جنسیتی، فقر، روابط خانوادگی و زندگی مردمان حاشیهنشین، آثارش را به بخشی مهم از موج تازهی ادبیات آمریکای لاتین تبدیل کرده است.
رود نیست این ابتدا در سال ۲۰۲۰ منتشر شد و علاوه بر حضور در فهرست نهایی جایزهی بینالمللی بوکر ۲۰۲۴، نامزد نهایی جایزهی رمان ماریو بارگاس یوسا نیز بوده است. آلمادا گفته است فضای اثر از سرزمین محل تولد و زندگی مردمانی الهام گرفته که معیشتشان به رود وابسته است.
ویژگی اصلی رمان، توانایی نویسنده در ساختن تعلیق با کمترین توضیح مستقیم است. حادثهی آغازین ساده است، شخصیتها محدودند و کتاب حجم زیادی ندارد؛ بااینحال، حضور خاطرهای تلخ و خصومت رو به افزایش اهالی جزیره، هر صحنه را به بخشی از خطری بزرگتر تبدیل میکند. خواننده میداند حادثهای در راه است، اما نمیتواند شکل و زمان آن را پیشبینی کند.
شیوهی روایت نیز با فضای رودخانه تناسب دارد. زمان میان گذشته و حال جریان پیدا میکند و صداها، خوابها و خاطرهها بدون مرزبندیهای کاملاً مشخص به یکدیگر میرسند. جملههای کوتاه و تصاویر دقیق، گاهی ضرباهنگی تند و گاهی حالتی شناور و رؤیاگونه ایجاد میکنند. ترجمهی مهدی غبرایی نیز این ایجاز و فضای ادبی را به فارسی منتقل کرده است.
رود نیست این را میتوان در سطحی عمیقتر، روایتی دربارهی سوگ حلنشده و میراث خشونت دانست. انرو و ال نگرو نمیتوانند از خاطرهی مرگ اوزهبیو جدا شوند و تیلو نیز ناخواسته بار گذشتهی پدرش را با خود حمل میکند. در کنار این خط داستانی، رمان به مردانگی خشن، میل به سلطه بر طبیعت و فاصلهی اجتماعی میان غریبهها و ساکنان بومی میپردازد.
این کتاب برای دوستداران رمانهای کوتاه، ادبی و شخصیتمحور مناسب است؛ بهویژه خوانندگانی که از روایتهای غیرخطی و آثاری لذت میبرند که همهچیز را بهصراحت توضیح نمیدهند. علاقهمندان به ادبیات معاصر آمریکای لاتین، فضاهای گوتیک و داستانهایی دربارهی حافظه، سوگ و خشونت نیز مخاطبان اصلی آن هستند.
کسانی که رمانهای حادثهمحور با ریتم سریع و پاسخهای روشن را ترجیح میدهند، ممکن است با ابهام و سکوتهای اثر ارتباط کمتری برقرار کنند. قدرت این کتاب بیش از پیچیدگی پیرنگ، در فضاسازی، تصویرپردازی و تنشی نهفته است که آرامآرام در زیر سطح روایت شکل میگیرد.
باد ویرانگر — سلوا آلمادا — رادیوگوشه و نشر چشمه
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 790.۰۰ بایت |
| تعداد صفحات | 125 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | سلوا آلمادا |
| مترجم | مهدی غبرائی |
| ناشر | نشر چشمه |
| زبان | فارسی |
| عنوان انگلیسی | Not a river: a novel |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۴/۲۸ |
| قیمت ارزی | 4 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |