
زمانی که گینتاره اسکایسته در دههی ۱۹۸۰ میلادی بزرگ میشد، دنیایش خاکستری بود. او به من گفت: «افرادی مثل من طبیعتاً چیز زیادی دربارهی دنیای بیرون از شهر یا کشورمان نمیدانستند. اما میشد تشخیص داد که چه کسی با دنیای بیرون ارتباط دارد. ما اقوامی در امریکا داشتیم که برای خانوادهمان هدیه میآوردند. این هدیهها همیشه اسباببازیها و لباسهایی بسیار رنگارنگ بودند. در اتحاد جماهیر شوروی هرگز لباسهایی به این رنگارنگی نمیدیدی.» دنیای بیرون، یعنی همهی آنچه فراتر از مرزهای اتحاد جماهیر شوروی، همان جایی قرار داشت که گینتاره در سال ۱۹۸۱ در آنجا به دنیا آمده بود. والدینش پافشاری میکردند که نام کشورشان «لیتوانی» است، اما به طور رسمی، آن سرزمین «جمهوری سوسیالیستی شوروی لیتوانی» بود؛ یکی از پانزده جمهوریِ درون امپراتوری شوروی. اسکایسته و خانوادهاش گاهی به جمهوریهای همسایه، استونی و لتونی، سفر میکردند و حتی یکبار به مسکو هم رفته بودند. اما بیرون از این محدوده، جهان برای آنها قفل بود. بااینحال، همان بستههای کوچکِ شادی، اسباببازیها و لباسهای رنگی، که از سوی اقوام امریکایی میآمدند، کافی بودند تا ذهن گینتارهی جوان را قلقلک دهند و به او بگویند که آنسوی پردهی آهنین دنیا چهرهای دیگر دارد.
در آنسوی مرز، در جمهوری سوسیالیستی شوروی لتونی، دختر دیگری در حاشیهی همان دریای خاکستری قد میکشید. ایویتا بورمیستره به من گفت: «یکی از نخستین خاطراتم رفتن به خواربارفروشی با والدینم بود؛ جایی که بیشتر قفسهها خالی بودند. هر روز در ساعتی معین کالاها به فروشگاه تحویل داده میشدند و باید در صفی بسیار طولانی میایستادی تا شاید بتوانی چیزی تهیه کنی. گاهی موفق میشدی، ولی همیشه نه.» مادربزرگ ایویتا، که با آنها زندگی میکرد، همیشه با اندکی اندوه میگفت که لتونی روزگاری بزرگترین صادرکنندهی کره و بیکن در جهان بوده است. اما برای ایویتا این جملهها بیشتر شبیه قصههایی از سرزمینی خیالی بودند.
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 4.۷۰ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 298 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | الیزابت براو |
| مترجم | امیرعطا کرباسیان |
| مترجم دوم | مسعود کرباسیان |
| ناشر | نشر چشمه |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۴/۲۰ |
| قیمت ارزی | 6 دلار |
| قیمت چاپی | 820,000 تومان |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |