
بیقرارِ سرزدن شفق، از پس ده شب بیخوابی، بار قدمزدن از دیوار تا دیوار در ساعت چهار صبح سکوتی آرامشبخش بر جانم انداخت و مرا به شنیدن این صداها خواند: فرودآمدن مهی از فراز کوه که زمین را میلیسید، ترکخوردن سنگی در دل تاریکی، اولین قطرهی باران و بعد صدای قدمها: گامهای سنگین من، بیمیل به دویدن، راهرفتن بین چالهها. سگهای بیدارشده در محله همه یکباره بنای پارسکردن گذاشتند. نمِ بارانی سرد یکبند میبارید، صاف روی صورتم، در تنم رسوخ میکرد. سکندری خوردم و بلند شدم. صدای گامهایم در پیام بود. بیاینکه به عقب برگردم، پریشانخیال راه رفتم. سگها، با خسخسهای بینیشان، از حیاطهای مختلف جمع شدند و با پارسهای پشتسرهم، دنبالم راه افتادند. با پوزههای خیسشان خود را به قوزک پاهایم میرساندند. پرندهای شبگرد در آسمان پر کشید، در میان تاریکی و باران سرد جیغی کشید. از وحشت دوباره دیدن بیمارستان، برنگشتم که سگها را چخ کنم. به پشتسر نگاه نکردم: صدای قدمهایم. پشت درختان، در دل تاریکی، نوری چشمک زد: برقی در آسمان. در این تاریکی جهان چیزی نهفته بود. اسبی، خفاشی، چیزی شبیه به فنارفتن هشیاری. بعد گیج و پریشانحواس خود را به طبقهی چهارم رساندم، اما صدای قدمهایم را در طبقهی اول شنیدم. این درِ خانهی ما نبود. در همسایه را کوفتم؛ زن همسایه چهرهام را ورانداز کرد، نگاه کرد، ناگهان دید، و گفت: «اُنان، پدرت مرده.»
| فرمت محتوا | epub |
| حجم | 1.۰۲ کیلوبایت |
| تعداد صفحات | 212 صفحه |
| زمان تقریبی مطالعه | ۰۰:۰۰ |
| نویسنده | لوون خچویان |
| مترجم | بیتا ابراهیمی |
| ناشر | پندار تابان |
| زبان | فارسی |
| عنوان انگلیسی | Black Book, Weighty Bug |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۴/۲۷ |
| قیمت ارزی | 1 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |