
بخشی از کتاب
دو هفته پس از گفتوگو با عمویم، در ایستگاه جیمبوچو ایستاده بودم، هنوز از تغییر ناگهانی زندگیام گیج بودم. مادرم از من خواست بین بازگشت به کیوشو یا رفتن به کتابفروشی عمویم انتخاب کنم. به اجبار دومی را برگزیدم، چون نمیخواستم با پذیرش شکست به خانه بازگردم.
در جیمبوچو، زیر نور تند آفتاب تابستانی، خیابان یاسوکونی پر از کتابفروشیهای دستدوم بود. عمویم، ساتورو، با ظاهری ساده و همان شور کودکی در چشمانش، مرا به کتابفروشی موریساکی برد. مغازهای سیساله با بوی کاغذ کهنه و قفسههای پر از کتابهای نویسندگان مدرن ژاپنی. حدود شش هزار کتاب در فضایی تنگ جای گرفته بود.
اتاق طبقه دوم پر از کتاب بود و جایی برای قدم گذاشتن نداشت. با تلاش بسیار، کتابها را به اتاق کناری منتقل کردم و فضا را برای زندگی آماده کردم. روز بعد، با تأخیر مغازه را باز کردم و جز چند مشتری که کتابهای ارزان خریدند، کسی نیامد. مرد میانسالی به نام سابو، مشتری قدیمی، با شوق از ادبیات ژاپنی گفت، اما چیزی نخرید. عمویم توضیح داد که فروش کتابهای دستدوم کم شده، اما فروش آنلاین و مشتریان وفادار مغازه را سرپا نگه داشتهاند. او پیشنهاد کرد کتاب بخوانم، اما من فقط خندیدم.
| فرمت محتوا | mp۳ |
| حجم | 52.۵۴ کیلوبایت |
| مدت زمان | ۵۵:۲۳ |
| نویسنده | ساتوشی یاگیساوا |
| مترجم | یاسین قاسمی بجد |
| گوینده | آذین صبوری |
| ناشر | یاسین قاسمیبجد |
| زبان | فارسی |
| تاریخ انتشار | ۱۴۰۵/۰۴/۰۹ |
| قیمت ارزی | 2 دلار |
| مطالعه و دانلود فایل | فقط در فیدیبو |